خواهشمندم در صورت مشاهده ی مطلبی فاقد صحت علمی, اینجانب را از وجود آن مطلع سازید تا مطلب را تصحیح کرده و مطلب صحیح را بر روی وبلاگ قرار دهم.
با آرزوی موفقیت روز افزون
خواهشمندم در صورت مشاهده ی مطلبی فاقد صحت علمی, اینجانب را از وجود آن مطلع سازید تا مطلب را تصحیح کرده و مطلب صحیح را بر روی وبلاگ قرار دهم.
با آرزوی موفقیت روز افزون
مایکوباکتریوم ها:
q باسیل گرم مثبت، هوازی، اسیدفاست بدون اسپور هستند.
q به راحتی رنگ نمی گیرند، ولی وقتی رنگ گرفتند در برابر از دست دادن رنگ خود به وسیله اسید یا الکل مقاومت می کنند (اسیدفاست).
q مقاومت غیر معمول آنها ناشی از پوشش کمپلکس سلولی است(موم، گلیکوپپتید و گلیکوپروتئین).
q مایکوباکتریوم ها داخل سلولی اختیاری بوده درون سلول های سیستم رتیکواندوتلیال(ماکروفاژ و منوسیت) تکثیر می یابند.
v مایکوباکتریوم توبرکلوزیس
v ارگانیسم: در بافت ها به صورت باسیلهای دراز و باریک با اندازه حدود 3 طول و 0/4 عرض می باشد
v نمونه بیماران با روش N –استیل-L –سیستئین آلودگی زدایی شده و با یکی از 3 روش اسید فاست: زیل-نیلسن؛ رنگ آمیزی کاینیون، فلوروکروم اورامین
• کشت:
q محیط کشت اولیه : یک محیط غیر انتخابی و یک محیط انتخابی است.
q محیط انتخابی باید حاوی آنتی بیوتیک هایی برای جلوگیری از رشد بیش از حد سایر باکتری ها و قارچ ها
• 3 فرمول عمومی برای محیط های کشت مایکوباکتریوم ها وجود دارد:
• 1-محیط آگار نیمه مصنوعی: مانند محیط های میدل بروک 7H10, 7H11 ، برای مشاهده شکل کلونی، آزمون تعیین حساسیت باکتری ها
• 2-محیط تخم مرغ سفت شده: مانند لوین اشتاین-جانسن حاوی نمک های خاص، گلیسرول ومواد آلی مانند زرده تخم مرغ و پودر سیب زمینی و مالاشیت سبز برای مهار سایر باکتریها، نمونه ها در این محیط طی 3-6 هفته رشد می کنند.
• 3-محیط آبگوشت: مانند میدل بروک 7H9, 7H12 تکثیر نمونه های کوچک را فراهم می کند. رشد مایکوباکتریوم ها در این محیط ها از محیط های پیچیده سریعتر است.
خصوصیات رشد:
q مایکوباکتریوم ها، هوازی اجباری هستند
q انرژی خود را از اکسید کردن ترکیبات ساده کربن به دست می آورند.
q افزایش فشار CO2 باعث افزایش رشد آنها می شود. کند رشد هستند (18 ساعت زمان دو برابر شدن باسیل است)
q اشکال ساپروفیت سریعتر رشد کرده و در دمای 22-23 به خوبی رشد می کنند.
• واکنش به عوامل فیزیکی و شیمیایی:
• به دلیل ماهیت آبگریزی که دارند؛ نسبت به سایر باکتریها در برابر عوامل شیمیایی مقاوم تر هستند.
• رنگها و آنتی بیوتیک هایی که اثر باکتریواستاتیک روی سایر باکتری ها دارند رشد باسیل سل را مهار نمی کنند.
• باسیل سل به خشکی بسیار مقاوم است و در خلط خشک شده سالها زنده می ماند.
بیماریزایی مایکوباکتریوم ها
• انسان و خوکچه هندی نسبت به عفونت مایکوباکتریوم توبرکلوزیس بسیار حساس اند
• ماکیان و گاوها نسبت به آن بسیار مقاومند.
• بیماریزایی م.توبرکلوزیس و م.بویس برای انسان به یک اندازه است.
• راه ایجاد عفونت تنفسی یا گوارشی است.
اجزاء کمپلکس دیواره سلولی
q کمپلکس دیواره سلولی مسئول ویرولانس و توانایی بقا در شرایط محیطی سخت است.
q الف) غشاء سیتوپلاسمی: سه لایه دارد: فسفولیپیدها و پروتئین هاکه بعنوان لنگری برای مانوفسفواینوزیتیدها و لیپوآرابینومانان عمل می کنند.
q لیپوآرابینومانان شبیه LPS در گرم منفی ها است.
q مایکوباکتریوم ها از نظر داشتن چربیها غنی هستند. این لیپیدها شامل میکولیک اسیدها (اسیدهای چرب با 78-90 کربن)، مومها و فسفاتیدها می باشند.
q ب) کمپلکس پپتیدوگلیکان-آرابینوگالاکتان: پپتیدوگلیکان شبیه اشرشیا کلی، اسید میکولیک فاکتور ویرولانس مهمی است.
• دی پپتیدهای مورامیل می توانند باعث تشکیل گرانولوم شوند.
• فسفولیپیدها باعث نکروز پنیری می شوند. لیپیدها مسوول خاصیت مقاومت به اسید می باشند
• فاکتورهای ویرولانس
• الف) کورد فاکتور:
• توسط اعضای جنس کورینه باکتریوم، نوکاردیا و رودوکوکوس تولید می شود.
• سویه های بیماریزا، طنابهای مارپیچ میکروسکوپی تولید می کنند، که زنجیره موازی باسیل های اسید فاست تشکیل شده اند.
• فاکتور طنابی(ترهالوز 6و6“ –دی میکولات)
• مهاجرت لکوسیت ها را مهار کرده،
• مهار ادغام لیزوزوم با فاگوزوم(ماکروفاژها)
• گرانولوم مزمن ایجاد کرده
• مکمل ایمنی زایی
• غشاهای میتوکندریایی را نابود می کند.
• مهار پاسخ سلولی
• ب) سولفاتیدها:
• مشتقات سولفاته تره هالوز آنیونی
• حاوی اسیدهای چرب با زنجیره بلند(روی خارجی ترین سطح مایکوباکتریوم)
• تقویت اثرات کورد فاکتور
• غیر فعال سازی آنزیم های هیدرولیتیک ماکروفاژها
• مهار دگرانولاسیون ماکروفاژها
• ج) آرابینوگالاکتان و لیپوآرابینومانان:
• پاسخ آنتی بادی قوی اما غیر موثر
• مطابق کورد فاکتور عمل می کند( گرانولوما سلی و نکروز بافتی)
• مهار فعالیت سلول T
• القا تولید TNF آلفا
• مهار عرضه آنتی ژنها و مهار لنفوسیت های خون محیطی
• د) توبرکلوپروتئین ها:
• تداخل با پاسخ ایمنی
• تقویت تهاجم سلولی
• تحریک افزایش حساسیت تیپ تاخیری
• پروتئین های مایکوباکتریوم ها متنوع بوده و واکنش توبرکولین ایجاد می کنند و منجر به تشکیل آنتی بادی های متفاوت شوند.
• 3- پلی ساکاریدها
• می توانند باعث القای ازدیاد حساسیت فوری شوند.
پاسخ میزبان به عفونت
• بقاء باکتری درون میزبان به توانایی باکتری به تکثیر درون ماکروفاژ و منوسیت دارد.
• ایمنی میزبان: بستگی به پاسخ سلولی قوی، فعالیت MQ ،محدود کردن رشد یا مهار
• مشخصه پاتولوژیک سل: تشکیل گرانولوما اطراف کانون عفونت
• پروتئین کموتاکتیک منوسیت (MCP-1) ، اینترلوکین های 1،2،8، TNF-α و IFNƳ نقش کلیدی در پیشرفت گرانولوما و کنترل عفونت با T.B دارند.
• عدم فعالیت TNF عدم کنترل تکثیر T.B یا تشکیل گرانولوما
• لنفوسیت های T سیتوتوکسیک (CTls) و سلولهای NK برای بهبود عفونت مهم هستند.
• دینامیک عفونت:
• 1- قطرات عفونی با قطر 5 میکرومتر و کمتر(حاوی 10-1 ارگانیسم) به بخش تحتانی ریه استنشاق می شوند، آغاز عفونت و تشکیل لزیون اولیه
• 2- قرار گرفتن C3bi کمپلمان در سطح ارگانیسم، واکنش با CR3 ماکروفاژ، فاگوسیتوز
• 3- تکثیر باکتری از طریق مهار دگرانولاسیون لیزوزوم های اولیه و ثانویه، مهار اسیدی شدن فاگوزوم و تکثیر
• 4- از بین رفتن ماکروفاژهای آلوده به باکتری
• 5- ورود به فضای خارج سلولی و فاگوسیتوز مجدد
• 6- ورود به عروق لنفاوی، التهاب غدد( مدیاستینال؛ نزدیک ناف)
• 7- ورود به جریان خون، انتشار به مغز استخوان، کلیه، مننژ، نوک ریه
• گرانول های سلی، توبرکل نامیده می شوند.
• در مرکز توبرکل، سلول های غول پیکر لانگرهانس، احاطه شده با سلول های اپی تلوئید( فیبروبلاست و لنفوسیت خارجی ترین لایه توبرکل را تشکیل می دهند).
• پاسخ ایمنی سلولی: منجر به پنیری شکل و خرد شدن مرکز توبرکل شده؛ کازئوزی نامیده می شود.
• 10-3 هفته از آغاز عفونت، توسعه کازئوزی شدن، کانون های اولیه و متاستاتیک را استریل می سازد.
• رشد TB درون MQ ها محدود شده، بیمار بدون شواهد بالینی و رادیوگرافی
• تنها 5% بیماران آلوده با TB ، طی 2 سال بیماری را توسعه می دهند.
• TB مهاجرت کننده به نوک ریه نهفته زنده می مانند.
• TB هوازی بوده، و پاسخ ایمنی قادر به پاکسازی کازئوزی نوک ریه نیست.
• دو نوع ضایعه اصلی در سل قابل مشاهده است:
• 1- نوع اگزوداتیو:
• یک واکنش التهابی حاد همراه با تجمع مایع ادم، لکوسیتهای PMN و منوسیت ها در اطراف باسیل سل. ضایعه در بافت ریه دیده می شود که شبیه به پنومونی باکتریایی می باشد. ممکن است به نکروز شدید بافتی منجر شود. در طی این فاز آزمون توبرکولین مثبت است.
• 2- نوع پروداکتیو: ضایعه گرانولوم مزمنی است که دارای 3 ناحیه است:
• الف) ناحیه مرکزی از سلولهای بزرگ چند هسته ای که درون خود حاوی باسیل سل هستند.
• ب) ناحیه میانی حاوی سلولهای اپیتلوئید
• ج) ناحیه محیطی حاوی فیبروبلاست ها، لنفوسیت ها و منوسیت ها.
• بعدها ناحیه مرکزی دچار نکروز پنیری می شود.
• پخش شدن ارگانیسم ها در بدن میزبان:
• باسیل سل با گسترش از طریق مجاری لنفاوی و گردش خون و از طریق برونش ها و لوله گوارشی در بدن میزبان پخش می شود.
• انتشار باسیل ها از طریق خون به تمام ارگان های بدن ایجاد سل ارزنی می کند.
• اگر یک ضایعه دارای نکروز پنیری، محتویات خود را به داخل یک برونش تخلیه کند، محتویات یا به سایر قسمت های ریه انتشار یافته و یا بلعیده شده و به معده و روده می رسد.
• باسیل سل عمدتا به صورت داخل سلولی قرار گرفته و بقا می یابد و درمان ضد میکروبی را نیز مشکل می کند.
• آزمون توبرکولین(تست مانتو):
• در عفونت اولیه، میزبان نسبت به باسیل های سل دچار افزایش حساسیت شده که از طریق مثبت شدن واکنش توبرکولین( پروتئین خالص مشتق شده (PPD) حاصل از اجزای شیمیایی توبرکولین قدیمی می باشد)، مشخص می شود.
• عدم تماس با مایکوباکتریوم، هیچ واکنشی نسبت به PPD وجود ندارد.
• ابتلا به سل اولیه، سفتی، ادم و قرمزی طی 24-48 ساعت ایجاد می شود، امکان ایجاد نکروز مرکزی
• بررسی آزمون پوستی باید طی 48-72 ساعت بعد صورت گیرد.
• این آزمون طی 4 تا 6 هفته پس از ایجاد عفونت مثبت می شود.
• آزمون مثبت توبرکولین نشانگر آلودگی در گذشته است اما بیانگر بیماری فعال یا وجود ایمنی نمی باشد.
یافته های بالینی
• درگیری اعضای مختلف در سل، تظاهرات بالینی بسیار متنوع شامل: خستگی، ضعف، کاهش وزن و تب
• گرفتاری ریوی منجر به سرفه های مزمن و خلط خونی می شود.
• مننژیت و گرفتاری دستگاه ادراری نیز ممکن است رخ دهد.
• تشخیص آزمایشگاهی
• 1- نمونه ها: شامل خلط تازه، شستشوی معده، ادرار، مایع جنب، CSF ، مایع مفصلی ، مواد بیوپسی و خون
• خلط از ریه جمع شده و حاوی سلول اپیتلیال نمی باشد.
• 2- رفع آلودگی: نمونه خلط و سایر مواد غیر استریل توسط N-استیل-L-سیستئین به حالت مایع درآمده و آلودگی آنها توسط NaOH رفع شده و توسط بافر خنثی می شود.
• 3- گستره: نمونه ها با رنگ اسید-فاست رنگ شده وتعداد باسیل های اسیدفاست برای تعیین وسعت عفونت تعیین می شود
• 80-50% بیماران با سل ریوی اسمیر خلط مثبت دارند.
• 4- کشت، شناسایی: کشت در محیط انتخابی لون اشتاین- جانسن یا محیط میدل بروک 7H11, 7H10 در دمای 35-37 درجه و حضور 5-10% CO2 برای 8 هفته نگهداری می شوند.
• سریع ترین سیستم شناسایی BACTEC (میدل بروک 7H12 با C14 نشاندار) است.
درمان
• به دلیل ظهور سریع باسیل های مقاوم به داروهای خط درمان، از رژیم درمانی چند دارویی استفاده می شود.
• 2 داروی اصلی در درمان : ایزونیازید و ریفامپین
• سایر داروهای خط مقدم: پیرازین آمید، اتامبوتول و استرپتومایسین.
• داروهای خط دوم سمی تر بوده و کمتر موثرند و شامل: کانامیسین، کاپرئومایسین، اتیونامید، سیکلوسرین، اوفوکساسین و سیپروفلوکساسین.
• در آمریکا رژیم 4 دارویی ایزونیازید، ریفامپین، پیرازین آمید و اتامبوتول برای افراد در معرض خطر با سل مقاوم به دارو استفاده می شود.
• ایجاد مقاومت دارویی در م.توبرکلوزیس یک مشکل جهانی است.
• پیشگیری:
– در کشورهای شایع،بررسی با تست مانتو، نتایج مثبت، درمان با INH
– واکسن BCG ایمیونیزاسیون ( تاثیر از 0-80%) !
– درمان سریع و موثر بیماران مبتلا به سل فعال
– ریشه کنی سل در گاوها و پاستوریزه کردن شیر برای کاهش م.بوویس
انواع مایکوباکتریهای بیماریزا
مایکوباکتریها،باکتریهایی هوادوست و باسیلی شکل هستند که اسپور تشکیل
نمی دهند.با وجود اینکه براحتی رنگ نمی گیرند،ولی وقتی که رنگ گرفتند ،در برابر از
دست دادن رنگ خود بوسیله اسید یا الکل مقاومت می کنند و بنابراین باسیل های مقاوم
به اسید (asid-fast) نامیده می شوند.مایکوباکتریها در بیمارانی که سیستمک ایمنی ضعیفی
دارند ، به عنوان یک بیماریزای فرصت طلب عمل کرده و ایجاد بیماری میکنند.
انواع مایکوباکتریهایی که در انسان ایجاد بیماری می کنند همراه با
مخزن و نوع بیماری در زیر امده است.
این 3 گونه همیشه بیماریزا هستند:
M.Tuberculosis مایکوباکتریوم توبرکلوزیس: مخزن این باکتری انسان می باشد و عامل
بیماری سل ریوی و منتشر با میزان چند میلیون در جهان می باشد
M.leprae مایکوباکتریوم لپره: مخزن انسان و عامل بیماری جزام می باشد
مایکوباکتریوم بویسM.bovis :مخزن
بیماری گاو و انسان می باشد و بیماری شبیه سل ایجاد میکند(در امریکای شمالی نادر
است)
گونه های بالقوه بیماریزا در انسانها
M.avium complex :مخزن بیماری خاک،اب،پرندگان،گاوها،ماکیان،خوکها،محیط می باشد و بیماری
منتشر ریوی در بیماران دارای سیستم ایمنی ضعیف(مثلا بیماران مبتلا به ایدز) بوجود
می اورد ولی در کسانی که سیستم ایمنی طبیعی دارند شایع نیست.
M.kansasi :اب و گاوها مخزن بیماری می باشند و عفونت ریوی ایجاد میکنند
Mafricanum :انسان و میمون مخزن بیماری هستند و شبه سل بوجود می اورند.
M.genavense :پرنگان اهلی و انسان مخزن این گونه هستند و در بیماران مبتلا به ایدز
گهگاهی دیده می شوند و درخون این بیماران در محیط مایع BACTEC و در محیط جامد با حضور مایکوباکتین طی 2
تا 8 هفته رشد میکند.
M.malmoense :مخزن ناشناخته است و بیماری ریوی اجاد کرده و به مایکوباکتریوم
اویوم-اینتراسلولار بسیار شبیه است و طی 8-12هفته رشدش طول می کشد.
M.haemophilum :مخزن ناشناخته می باشد و ندول ها و ضخم های زیر جلدی عموما در بیماران
مبتلا به ویروس ایدز ایجاد کرده و در 22-28 درجه رشد کرده و احتیاج به همین یا
هموگلوبین دارند.
M.marinum :ماهی و اب مخزن بیماری هستند و ندول ها وزخم های زیرجلدی و پوستی
ایجاد میکنند.
Mscrofulaceum :مخزن خاک،اب،غذاهای مرطوب می باشد و لنفدنیت گردنی ایجاد کرده و اغلب
با بریدگی انسان مبتلا شده و تخلیه و برداشتن گره های لنفاوی درگیر شخص را درمان
میکند.
M.simiae :میمونها و اب مخزن بیماری هستند و عفونتی ریوی و نادر ایجاد میکند که
بیشتر در بیماران مبتلا به ایدز مشاهده می شود.
Mszulgai :مخزن ناشناخته و شبه سل بوجود می اورند.
M.ulcerans :انسانها و محیط مخزن بیماری می باشند و مایکوباکتریوم مارینوم شبیه
است و ندول و زخم های زیر جلدی شدیدی ایجاد کرده و رشد ان 6-12 هفته طول میکشد.
M.xenopi : شبه سل بوجود می اورند و مخزنش هم اب و پرندگان است.
M.fortuitum :اب،خاک،حیوانات مخزن بیماری هستند و ضایعات پوستی در این بیماری بسیار
شایع می باشد و ابسه های زیر جلدی و عفونتهای منتشر بوجود می اورد،رشد این باکتری
بیش از 7 روز طول م کشد.نسبت به انتی بیوتیک حساس تر از M.chelonae می باشد
و M.chelonae :مخزن
موجودات دریایی می باشد و همانند M.fortuitum ایجاد بیماری می کند.
گونه های ساپروفیتی که بسیار به ندرت در انسان ها ایجاد بیماری می
کنند.
M.gordonae (مخزن:اب)M.flavescens
(مخزن:خاک،اب)M.fallax
(مخزن:خاک و اب)M.gastri (مخزن:مواد حاصل از شستشوی معده)
این گونه های ساپرفیتی بسیار کم ایجاد بیماری می کنند.اکثرا بهترین
رشد را در دمای 33 درجه دارند و مثبت بودن کشت بیماران اغلب در اثر این باکتریها
عمدتا نشان دهنده الودگی محیطی نمونه را نشان می دهد.
جنس مایکوباکتریوم شامل 140 گونه رسمی شناخته شده است که از جمله معروفترین آن ها می تواند از مایکوباکتریوم توبرکلوزیس، عامل بیماری سل و مایکوباکتریوم لپره عامل بیماری جذام نام برد. مایکوباکتریوم ها غیر از عوامل یاد شده عموما تحت عنوان مایکوباکتریوم های محیطی، آتپیک و یا غیر توبرکلوزیس نامیده می شوند که اغلب به صورت ساپروفیت در منابع طبیعی محیط زیست نظیر آب ، خاک ،غذا، ذرات گرد و غبارمعلق در هوا (آئروسل ها ) به سر می برند و بسیاری از آنها باعث ایجاد بیماری در انسان ، حیوانات و پرندگان می گردند . این باکتریها اثرات شواهد علمی حکایت از وخامت اوضاع در رابطه با عفونت های ناشی از مایکوباکتریوم های محیطی دارد. در حقیقت وجود مایکوباکتریوم در محیط بویژه منابع آبی و مقاومت آنها در برابر عوامل ضدعفونی کننده از یک سو و افزایش موارد بیماران با ضعف سیستم ایمنی مانند بیماران مبتلا به انواع سرطانها ، ایدز ، بیماران دریافت کننده انواع پیوندها مانند بیماران کلیوی.
کومبز غیر مستقیم:
در سرم بیماران به دنبال یافتن آنتی بادی های غیر قابل انتظار دارای ارزش بالینی هستیم یعنی آنتی بادی هایی که از کلاس IgG هستند و می توانند با عبور از جفت باعث ایجاد HDN نوزادی شوند.
این آزمایش حتما باید روی سرم انجام شود زیرا یافتن بعضی Anti kidd که سریعا مقدارش کاهش می یابد وابسته به یافتن اجزا؛ کمپلمان می باشد.
کاربرد تست:
۱) Prenaltal study ( مطالعات قبل از تولد یا قبل از زایمان ) : برای تمام خانم ها بهتر است قبل از بارداری حتما آزمایش کومبز غیر مستقیم را انجام دهند و اگر مثیت شود که ۹۰% موارد که مثبت شدنش وجود Anti D است توصیه می شود این خانم هرگز باردار نشود چون نوزاد ممکن است دچار HDN گردد.
۲) Transfusion ( تزریق خون) : می توانیم با این آزمایش هویت آنتی بادی را تعیین کنیم . برای آنتی بادی غیر قابل انتظار در این تست از گلبول های قرمز screen cell استفاده می شود که از شرکت ها می خریم یا اینکه خودمان در آزمایشگاه از سه فرد دارای گروه خونی o+ خون گرفته و با هم مخلوط می کنیم و سه بارشست و شو و در هر بار شست و شو یک اهرم از سرم فیزیولوژی می ریزیم و ۲ دقیقه در دور ۳۵۰۰ سانتریفوژ می کنیم و سوسپانسیون ۳-۵% می سازیم و به آن o cell,pool cell می گوییم که کاملا شبیه screen cell است و دارای همه آنتی ژن های با شیوع بالاست علت اینکه از سه نفر خون می گیریم و مخلوط می کنیم این است که یک نفر به تنهایی همه آنتی ژن ها را ندارد.
این آزمایش دارای ۲ مرحله است :
۱) Ab Detection : که فقط به ما می گوید که در این سرم آنتی بادی وجود دارد یا نه و از چه کلاسی است IgG,IgM
2) Ab Identification : شناسایی یا هویت آنتی بادی است که در صورت مثبت شدن مرحله بالا انجام می شود و تعیین می کنیم آنتی بادی ضد چیست.
در این تست از سوسپانسیون شسته شده ی ۵% تهیه شده ی O+ استفاده می کنیم زیرا که در صورت استفاده کردن از گروه خونی A,B,AB آنتی بادی های ضد AB گروه خونی O باعث اختلال در تست می شود و باعث حساس شدن سوسپانسیون می گردد و علت اینکه چرا باید گروه خونی مورد استفاده Rh+ باشد این است که در صورت وجود آنتی بادی های ناقص این آنتی بادی ها روی شاخص های آنتی ژنی سیستم Rh+ بنشیند تا بتوانیم آگلوتناسیون را مشاهده کنیم .
طرز تهیه سوسپانسیون سلولی شسته شده o+ :
حداقل از سه نفر از افرادی که دارای گروه خونی o+ هستند خون گرفته می شود به صورت جداگانه آنها را شست و شو داده و سوسپانسیون تهیه می کنیم سپس آنها را با هم مخلوط می کنیم .
روش انجام تست :
۱) ۲۰۰لاندا از سرم بیمار را در یک لوله همولیز ریخته و ۱۰۰لاندا از سوسپانسیون شسته شده ی ۵-۳% به آن اضافه می کنیم .
۲) لوله آزمایش را ۳۰-۲۰ دقیقه در ۳۷ درجه قرار می دهیم .
۳) سپس با دور ۳۰۰۰ به مدت ۳۰ ثانیه سانتریفوژ می کنیم و برای واکنش آگلوتیناسیون یا همولیز آن را بررسی می کنیم .ودر صورتی که واکنش منفی بود ۴-۳ بار با سرم فیزیولوژی شست و شو می دهیم تا آنتی بادی های غیر اختصاصی حذف شود و فقط آنتی بادی های اختصاصی که به آنتی ژن های RBC چسبیده اند باقی می ماند و با واژگون کردن لوله آزمایش به یک گاز تمیز آخرین قطره سرم فیزیولوژی را خارج کرده سپس ۲-۱ قطره آنتی هیومن گلوبولین اضافه می کنیم.
در صورت مثبت شدن تست کومبز غیر مستقیم می توان از طریق مجاورت سرم با RBCهای مشخص هویت Ab را تعیین نمود.
در صورت مثبت بودن تست کومبز غیر مستقیم باید سرم بیمار را تیتر کرد .
روش انجام تیتراسیون :
۱) تهیه رقت های سریالی از سرم حداقل تا ۲۵۶/۱
۲) ۵۰ لاندا از سوسپانسیون شسته شده به همه لوله ها اضافه می کنیم
۳) ۳۰-۲۰ دقیقه در ۳۷ درجه قرار می دهیم
۴) سپس ۳ بار با سرم فیزیولوژی لوله ها را شست و شو داده و بعد از آخرین شست و شو روی یک گاز تمییز می تکانیم و بعد به هر یک از لوله ها ۲-۱ قطره آنتی هیومن گلوبولین اضافه می کنیم و لوله ها را به مدت ۳۰ثانیه در سانتریفوژ می گذاریم.
۵) واکنش آگلوتیناسیون را بررسی کرده و تیتر آخرین لوله ای در آن واکنش مثبت مشاهده شده به عنوان تیتر سرم بیمار گزارش می کنیم.
گاهی در حاملگی اول این آزمایش انجام می گیرد که در صورت مثبت شدن یک تیتراسیون انجام می دهیم اگر از ۱۲۸/۱ تجاوز کند مادر را سزارین می کنند.
تست کومبز مستقیم :
تست کومبز مستقیم برای پیدا کردن SRBC در خون انجام می گیرد Sensitized RBC گلبول های قرمزی که توسط آنتی بادی یا اجزا کمپلمان پوشیده شده اند.
این سلول ها توسط ماکروفاژهای مستقر در طحال و کبد و مغز استخوان یا به عبارتی بهتر سیستم MNPS تخریب می شوند یعنی وقتی که می گوییم تست کومبز یک نفر مثبت است یعنی در خون آن SRBC وجود دارد و گلبول های قرمز آن در حال تخریب هستند.
برای انجام آزمایش کومبزمستقیم باید از خون EDTA دار استفاده کرد زیرا گاهی اوقات در افرادی که تیتر cold Ab ها Anti Iدر خونشان بالاست بعد از خونگیری این آنتی بادی در محیط آزمایشگاه باعث واکنش با AgI در سطح گلبول های قرمز می شود و سیستم کمپلمان را فعال می کند از آنجایی که در این آزمایش از AHG طیف گسترده استفاده می شود که قادر به شناسایی اجزا؛ کمپلمان و IgG است باعث مثبت کاذب تست می شود .
۴علت برای انجام تست کومبز:
۱) تشخیص HDN : اگر آنتی بادی مادراز کلاس IgG هستند با RBC های جنین یا نوزادی که تازه به دنیا آمده است واکنش می دهد SRBC می شود این گلبول ها توسط طحال یا MNPS تخریب می شوند که به اینجا HDN می گویند.
۲) تشخیص HTR: Hemolytic Transfusion Reaction به فردی که خون اشتباه شد یعنی خودش A منفی بوده ولی خون B منفی به آن تزریق شد برای او تست کومبز می گذاریم در تزریق خون اشتباه دو علامت باز دیده می شود
۳) CLL,PNH, ولنفوم ایجاد AIHA می کنند تشخیص اتوایمیون همولیتیک آنمی AIHA : در بررسی لام خون محیطی فردی می بینیم شیستوسیت دارد تخریب می شود NRBC دارد بیلی روبین بالاست چشم فرد زرد رنگ است و کم خونی همولیتیک دارد می خواهیم بررسی کنیم کم خونی همولیتیک به خاطر تولید آنتی بادی علیه گلبول قرمز است کومبز مستقیم می گذاریم
۴) بعضی داروها باعث مثبت شدن تست کومبز می گردند یعنی گلبول های قرمز را SRBC می کنند و تخریب می کنند مثل سفالوسپورین , دوپامین , آلدومت ( داروهای ضد فشار خون که باعث تحریک سیستم ایمنی و ساخت اتو آنتی بادی بر علیه سیستم ایمنی می شود ) حتی یک سال بعد از ترک دارو هم آنتی بادی ساخته می شود به همین دلیل اگر تست کومبز کسی مثبت شد باید یک تاریخچه ی دارویی از آن گرفته باشیم .
روش انجام آزمایش:
سوسپانسین تهیه کرده و یک قطره درون لوله می ریزیم سانتریفوژ کرده و محلول فوقانی را دور بریزیم و AHG اضافه می کنیم یا ۱ الی ۲ قطره آنتی هیومن روی آن می ریزیم اگر منفی شد ۵ دقیقه در دمای اتاق قرار می دهیم و دوباره سانتریفوژ می کنیم چون AHG طیف گسترده با IgA,c3b,c3d با تاخیر خواب می دهد.حتما میکروسکوپی جواب را گزارش می کنیم.
منابع:
1-اصول و تفسیر آزمایش های سرولوژی بالینی
تالیف:دکتر پرویز پاکزاد
2- http://zistozamin.persianblog.ir/1388/4/
مقدمه:
نا سازگاریهای گروه های خونی در دو مورد پیش می آیند :
- ناسازگاری های انتقال خون که در انتقال خون غیر همسان اتفاق می افتد .
- ناسازگاری هایی که بین مادر و جنین پیش می آید .
ناسازگاری های انتقال خون
در انتقال خون از خون همگروه استفاده می شود اما گاهی به دلیل اشتباه در تشخیص و یا اشتباه در گزارش ممکن است خون ناسازگار به فرد تزریق شود گاهی نیز گروه های فرعی خون ایجاد مشکل می کنند . برای حل این مشکل تست سازگاری بین دهنده و گیرنده خون انجام می شود .
تست سازگاری خون یا کراس :
این تست که بین دهنده و گیرنده خون انجام می شود برای تعیین انواع آنتی بادی هایی است که ممکن است در انتقال خون مشکل ایجاد نمایند . این تست معمولا روی سرم و گلبول گیرنده و سرم و گلبول هر کیسه خون به طور جداگانه انجام می شود . روش تست به صورت کراس مچ مینور بین گلبول گیرنده و سرم دهنده و اتوکراس مچ گلبول و سرم گیرنده برای آنتی بادی های سرد ٬ گرم و ایمن انجام می شود .
خونی قابل انتقال است که هیچگونه واکنش در لوله های آزمایش و در هیچ شرایطی ایجاد نکند .
ناسازگاری خون بین مادر و جنین :
ناسازگاری های خون بین مادر و جنین شایع ترین علت اریتوبلاستوزیس و بیماری همولیتیک نوزادان یا زردی نوزادان می باشد. در این گونه موارد معمولا آنتی بادی های ضد شاخص های ABO یا Rh یا گروه های فرعی که از نوع IgG می باشند از طریق گیرنده Fc این ایمونوگلوبولین که روی سلول های جفت قرار دارد وارد بدن جنین شده و به گلبول های قرمز او صدممه می زنند. شدت بیماری یا زردی بستگی به میزان آنتی بادی که وارد بدن جنین شده ٬ متفاوت خواهد بود که می تواند موجب سقط جنین شده و یا عقب ماندگی ذهنی و آسیب های مغزی ایجاد نماید و در موارد خفیف تر ٬ ایجاد کم – خونی و زردی می نماید . شایع ترین این ناسازگاری ها ٬ مربوط به ناسازگاری ABO و یا Rh می باشد .
ناسازگاری ABO
این ناسازگاری معمولا در مواردی دیده می شود که مادر از گروه خونی O بوده و آنتی بادی طبیعی ٬ آنتی A و یا آنتی B موجود در سرم او عمدتا از نوع IgG باشد ( به طور طبیعی آنتی بادی های ضد گروه های خونی عمدتا از کلاس IgM هستند ) و جنین از گروه های خونی A و یا B باشد . در چنین شرایطی IgG ضد A یا B از طریق گیرنده Fc موجود در سطح سلول های جفت عبور کرده و وارد جریان خون جنین شده و با فعال کردن کمپلمان موجب تخریب گلبولهای قرمز جنین شده ایجاد زردی یا کم خونی می نماید . این ناسازگاری در مورد حاملگی اول نیز اتفاق می افتد .
سوال؟
مکانیسم حفاظت جنین در برابر ایزوآگلوتین های ABO چگونه است؟
گاه ناسازگاری های بین مادر و جنین از نظر گروههای خونی نیز می تواند سبب HDN گردد. البته این ناسازگاری در مقایسه با سیستم Rh در مقیاس کمتری رخ می دهد زیرا هر فرد به طور طبیعی علیه آنتی ژنهای که خود فاقد آن است آنتی بادیهای عمدتاً از کلاسIgM دارد .
ایزوآگلوتین ها که در حالت طبیعی بدون ترانسفوزیون و ورود آنتی ژنهای گروه خونی در سرم افراد وجود دارند، همانطور که قبلاً گفته شده آنها از کلاس IgM هستند. لیکن با حساس شدن سیستم ایمنی فرد با آنتی ژنهای گروه خونی ، آنتی بادیهایی از کلاس IgG نیز تولید می گردد که می تواند با عبور از جفت به جنینی که با مادر از نظر گروههای خونی متفاوت است وارد گردد و گلبولهای قرمز جنین را مورد حمله قرار دهد .
البته همانطور که گفته شد HDN حاصل از ناسازگاری گروههای خونی بسیار نادرتر از ناسازگاری سیستم Rh است. زیرا اولاً ایزوآلگوتینن ها غالباً از کلاس IgM هستند که از جفت عبور نمی کنند و ضمناً با ورود گلوبولهای قرمز حامل مارکرهای گروه خونی به بدن مادر این آنتی بادیها سبب حذف سریع گلوبولها و مانع از عرضه آنها به سیستم ایمنی می گردند .
به علاوه چون آنتی ژنهای گروههای خونی علاوه بر سطح گلبولهای قرمز در سطح سلولهای سازندة بافتهای مختلف از جمله آندوتلیوم عروق نیز وجود دارد ، لذا حتی با حضور آنتی بادیها علیه گروههای خونی از کلاس IgG نیز امکان رسیدن این آنتی بادیها به جنین کم است و قبل از رسیدن به جنین در بافتهای جنینی مجاور جفت ، جذب و فیکس می گردد .
ناسازگاری Rh
در مورد ناسازگاری سیستم Rh بین مادر و جنین باید گفت که هنگامی که در اواخر دوران بارداری و نیز در حین زایمان مقداری از گلبولهای قرمز جنین +Rh وارد خون مادر -Rh گردد. چون سیستم ایمنی مادر با آنتی ژن ( D) Rh قبلاً روبه رو نشده بود، در برابر این آنتی ژن بیگانه پاسخ ایمنی تولید می نماید.
آنتی بادیهای حاصل علیه آنتی ژن D درسرم این مادران که عمدتاً از کلاس IgG است به مرور به تیترهای بالائی رسیده و با عبور از جفت و ورود به جنین به سطح گلبولهای قرمز +Rh جنین فیکس می شود و نابودی و لیز گلبولهای جنین را سبب می گردد.
آنمی ناشی از گلبولهای قرمز جنین می تواند اختلالاتی چون نارسائی قلب و حتی مرگ جنین را سبب شود. دراثر همولیز گلبولهای قرمز میزان بیلی روبین به شدت افزایش می یابد که اختلالات مغزی را به دنبال خواهد داشت . غالباً درمادران -Rh که قبلاً سقط جنین نداشته و یا خون ناجور دریافت نکرده باشند، فرزندان اول سالم متولد می شوند. حتی اگر قبل از تولد فرزند اول خصوصاً در سه ماهه سوم بارداری و دراثر خونریزیهای پلاسنتایی ( Transplacental Hemrhagie) خون جنین وارد خون مادر شده و سیستم ایمنی مادر را حساس می سازد، ولی احتمال سنتز IgG با تیتر بالا تا پایان بارداری آنقدر ضعیف است که اکثراً فرزند اول سالم به دنیا می آید.
اما پس از تولد فرزند اول و ورود مقداری از گلبولهای قرمز جنین درحین زایمان و حساس شدن سیستم ایمنی مادر و ایجاد سلولهای خاطره ای ( Memory cells) در بارداری های بعدی با جنین +Rh امکان سنتز آنتی بادی با تیترهای بالا درمدت زمان کوتاهتری میسر است . لذا فرزندان دوم به بعد چنانچه دارای آنتی ژن D باشند در معرض بیماری HDN قرار خواهند داشت .
لذا توصیه می گردد که پس از تولد بچة +Rh به مادران -Rh حداکثر ظرف مدت 24 تا 48 ساعت پس از زایمان ، آنتی بادی اختصاصی ضدآنتی ژن ( Rhogam )(Rh Gammaglobulin) D به طریقة عضلانی تزریق شود تا چنانچه در اثر زایمان مقداری گلبول قرمز جنین وارد خون مادر شده باشد قبل از اینکه فرصت عرضه به سیستم ایمنی مادر را داشته باشد به وسیلة این آنتی بادیهای اختصاصی پوشیده شده و دفع گردد.
گاه ناسازگاری خونی بین مادر و جنین می تواند از ایجاد HDN ناشی از ناسازگاری سیستم گردد. به عنوان مثال مادر -O که جنین +A را در رحم می پروراند چنانچه در 3 ماهه آخر بارداری و یا به هنگام زایمان مقداری گلوبول قرمز +A وارد خون مادر گردد، بعلت وجود ایزوآگلوتینینهای ضد A وضد B درگروه خونیO گلوبولهای قرمز +A جنین توسط آنتی بادیهای ضد Aکه در سرم مادر -O وجود دارد مورد حمله قرارگرفته و قبل از آنکه فرصت عرضه به سیستم ایمنی مادر را داشته باشد تخریب شده و دفع می گردند.
برای حساسیت زدایی در مادران -Rh که بدلایل سقط جنین ، بارداریها و یا دریافت خون ناجور نسبت به آنتی D حساس شده اند، راههای مختلفی پیشنهاد شده است .
یکی تعویض پلاسمای مادر در حین بارداری به منظور خارج نمودن آنتی بادیهای ضدآنتی ژن D و جلوگیری از رسیدن آنها به جنین از طریق جفت .
دیگر تعویض خون جنین در داخل رحم که غالباً در این حالت از گروه خونی -O استفاده می شود.
آزمایش کراس مچ بر 2 نوع است:
کراس مچ مینور:مجاور نمودن پلاسمای دهنده خون (کیسه خون) با گلبول های قرمز گیرنده خون (بیمار)
کراس مچ ماژور:مجاور کردن سرم گیرنده خون (بیمار) با گلبول های قرمز دهنده خون(کیسه خون)
آزمایش کراس مچ یا سازگاری خون :
قبل از انتقال خون و بعد از تعیین گروه خون سیستم ABO گیرنده و دهنده خون به دو روش مستقیم و غیر مستقیم و تعیین ;Rhباید جهت احتمال وجود آنتی بادی های خارج از انتظار باید آزمایش کراس مچ یاسازگاری گروه خون را انجام داد آزمایش کراس مچ به دو صورت ماژور و مینور انجام می شود در آزمایش کراس مچ ماژور گلبول های قرمز دهنده خون را در مقابل سرم گیرنده خون قرار می دهند.ولی در آزمایش کراس مچ مینور بر عکس سرم دهنده خون را در مقابل گلبول های قرمز گیرنده خون قرار می دهند.
برای انجام کراس مچ باید گروه خون دهنده و گیرنده خون مانند هم باشند به طور کلی هرگز نباید از دهنده عمومی ( گروه خونی O و Rh منفی) بدون اطلاع و اجازه پرستار و پزشک معالج استفاده کرد.
روش آزمایش کراس مچ ماژور:
الف) مرحله اول یا فاز سرم فیزیولوژی:
۱) دو لوله آزمایش کوچک با شماره های یک و دو مشخص کنید .
۲) به ته لوله دو قطره سرم تازه گیرنده خون بریزید .
۳) یک قطره از سوسپانسیون گلبول های قرمز ۵% خون دهنده را به ته لوله شماره یک اضافه کنید.
۴) یک قطره از سوسپانسیون گلبول های قرمز۵% خون گیرنده را به ته لوله شماره دو اضافه کنید.
۵) دو لوله را تکان داده و در حرارت اتاق به مدت ۱۵ دقیقه قرار دهید.
۶) لوله ها را به مدت کوتاهی (حدود ۳۰ثانیه تا یک دقیقه) در ۲۰۰۰ دور در دقیقه سانتریفوژ نمایید.
۷) محلول بالای دو لوله را برای همولیز نگاه کنید و سپس به آرامی لوله را تکان داده و در صورت وجود آگلوتیناسیون نتایج را یادداشت و گزارش نمایید. و اگر همولیز یا آگلوتیناسیون مشاهده نشد مرحله دوم آزمایش را ادامه می دهیم.
مرحله دوم یا فاز گرما و آلبومین :
۸) به ته دو لوله آزمایش به هر کدام مقدار دو قطره از محلول آلبومین گاوی ۳۰% اضافه نموده و لوله ها را تکان دهید.
۹) لوله ها را به مدت ۱۵ الی ۳۰ ثانیه در بن ماری ۳۷ قرار دهید.
۱۰)لوله ها را به مدت کوتاهی سانتریفوژ کرده تا گلبول ها رسوب کنند .
۱۱) لوله ها را به آرامی از سانتریفوژ بیرون آورده و تکان داده و نتیجه را در صورت بروز آگلوتیناسیون یادداشت نمایید. اگر آگلوتیناسیون مشاهده نشود مرحله سوم آزمایش را ادامه می دهیم.
مرحله سوم یا فاز کومبز یا آنتی گاما گابولین :
۱۲) لوله شماره ۱و۲ را با سرم فیزیولوژی پر کرده و سپس سانتریفوژ کرده تا شسته شوند و این کار را سه مرتبه انجام می دهیم.
۱۳) پس از آخرین شست و شو محلول بالایی گلبول ها را با وارونه کردن لوله ها ی آزمایش یا با پیپت پاستور خالی کرده آخرین قطره سرم فیزیولوژی را با وارونه کردن لوله های آزمایش روی یک دستمال کاغذی خارج می کنیم.
۱۴) به هر یک از لوله ها یک یا دو قطره از سرم کومبز ( آنتی گاما گلبولین انسانی با طیف وسیع) اضافه می کنیم.
۱۵) لوله ها را تکان داده تا گلبول ها از ته لوله کنده شده و با سرم کومبز مخلوط شوند.
۱۶) لوله ها را در بالای یک کاغذ سفید و زیر یک چراغ مطالعه با زدن ضربه به آرامی به ته لوله دو لوله آزمایش به مدت کوتاهی سانتریفوژ می کنیم.
۱۷) لوله ها برای وجود یا عدم وجود آگلوتیناسیون بررسی می کنیم. در صورت مشکوک بودن می توانید محتویات لوله های آزمایش را بر روی لام ریخته و آگلوتیناسیون واقعی را از کاذب در زیر میکروسکوپ مشاهده می کنیم.
تفسیر آزمایش کراس مچ :
1)اگر نتیجه تمام مراحل آزمایش کراس مچ منفی باشد و هیچ آگلوتیناسیون واقعی مشاهده نشود خون دهنده وگیرنده سازگار می باشد و می توان انتقال خون را انجام داد.
۲) اگر آگلوتیناسیون در لوله شماره ۱ و در مرحله اول آزمایش دیده شود ولی لوله شماره ۲ منفی باشد خون دهنده و گیرنده سازگار هستند.این ناسازگاری به دلیل ایزوآنتی بادی های سرد مانند ایزوآگلوتینین های ABO و آنتی ژن های Le,M و غیره موجود در سرم گیرنده علیه گلبول های دهنده خون میباشد.
۳) اگر آگلوتیناسیون در لوله اول و در مرحله دوم آزمایش دیده شود ولی در لوله دوم دیده نشد دلالت بر حساس بودن گیرنده های خون علیه آنتی ژن های سیستم Rh دهنده خون می باشد.د ر این صورت خون دهنده برای میزبان ناسازگار است.
۴) اگر آگلوتیناسیون در لوله اول و در مرحله سوم آزمایش مشاهده شود ولی لوله دوم منفی بود احتمال دخالت ایزو آنتی بادی های Anti-k,Anti-Fya,Anti-Ikaو … میباشد. در این صورت خون دهنده برای گیرنده مناسب نیست .
۵) اگر مرحله اول آزمایش لوله های اول و دوم آگلوتینه شدند احتمال آگلوتینین های سرد غیر اختصاصی می باشد در این صورت خون دهنده و گیرنده ناسازگار است.
۶) اگرمرحله دوم ازمایش لوله های اول و دوم آگلوتینه شوند احتمال وجود اتوآنتی بادی های گرم ناقص در سر گیرنده خون می باشد در این صورت خون دهنده و گیرنده ناسازگار است.
۷) اگر مرحله سوم آزمایش لوله های اول و دوم آگلوتینه شوند احتمال وجود اتوآنتی بادی های گرم ناقص در سرم گیرنده خون می باشد در این صورت خون دهنده و گیرنده ناسازگار می باشد.
8)اگر مرحله سوم آزمایش فقط لوله دوم آگلوتینه شد احتمال وجود اتوآنتی بادی های ناقص گرم در سرم گیرنده خون است که به گلبول های خود فرد متصل شده اند در این حالت انتقال خون دهنده اشکالی ندارد.
سوال؟
در کدام مراحل اگر آگلوتیناسیون رخ دهد باز هم مجاز به انتقال خون هستیم؟
اگر آگلوتیناسیون در لوله شماره ۱ و در مرحله اول آزمایش دیده شود ولی لوله شماره ۲ منفی باشد خون دهنده و گیرنده سازگار هستند.این ناسازگاری به دلیل ایزوآنتی بادی های سرد مانند ایزوآگلوتینین های ABO و آنتی ژن های Le,M و غیره موجود در سرم گیرنده علیه گلبول های دهنده خون میباشد
اگر مرحله سوم آزمایش فقط لوله دوم آگلوتینه شد احتمال وجود اتوآنتی بادی های ناقص گرم در سرم گیرنده خون است که به گلبول های خود فرد متصل شده اند در این حالت انتقال خون دهنده اشکالی ندارد.
کراس مچ به چه منظوری انجام میشود؟
از حظور آنتی بادی های اضافه جلوگیری می کند.تمام موارد تفسیر آزمایش کراس مچ به این نکات اشاره نموده است.
آزمایش کراس مچ مینور:
روش این آزمایش کاملا مانند آزمایش ماژور است ولی با این تفاوت که به جای گیرنده خون از گلبول های قرمز و بجای گلبول های قرمز دهنده خون از سرم استفاده می شود . اهمیت کراس مچ مینور کمتر از ماژور است.
در موارد نادری ممکن است دهنده خون بر علیه آنتی ژن های گروه خون گیرنده خون حساس باشد و تزریق خون کامل موجب بروز حوادثی شود در چنین مواردی اگر آزمایش کراس مچ مینور مثبت شود تزریق گلبول های قرمز فشرده معمولا بی خطر است.
موضوع آزمایش: پروتئین های مرحله حاد بیماری C-Reactive-Protein
مقدمه:
پروتئین های مرحله حاد بیماری C-Reactive-Protein :
پروتئین هایی که در اثر صدمات ضایعات بافتی , نکروز, التهاب عفونت ها , اعمال جراحی و یا سرطان ها در مرحله حاد و در پلاسما و سرم خون انسان و حیوانات خون گرم پیدا می شود و با آنکه مقدار آنها تغییر می کند بنام پروتئین های واکنش مرحله حاد نامیده می شود .نقش اکثر این پروتئین ها کاهش ضایعات التهابی در بافت ها می باشد ولی در بعضی از شرایط نیز باعث تشدید ضایعات التهاب میباشد. مکانیزم سنتز , کنترل و کار بیشتر این پروتئین ها هنوز به خوبی شناخته نشده است . این دسته پروتئین ها از نظر منشا ساختمان و کار با یکدیگر مشابه نیستند ولی بیشتر این ها از جنس گلیکوپروتئین ها می باشند این پروتئین ها اکثرا در کبد سنتز می شوند ولی میزان ترشح آنها در سرم تحت تاثیر مستقیم و غیر مستقیم سیتوکین های مترشحه از سلول های سیستم ایمنی و مواد واسطه ای است که از بافت ضایعه دیده و یا دچار التهاب ترشح می شوندموادی که از سلول های کمکی T و سلول های سفید بیگانه خوار تک هسته ای مونوسیت ( ماکروفاژ) و چند هسته ای ( نوتروفیل) ترشح می شوند موجب تحریک وسنتز پروتئین های فاز حاد در سلول های کبدی می شوند برای مثال این مواد شامل اینترلوکین ۱و۶ , م پروستاگلاندین ها , آنزیم های لیزوزوم , فاکتور نکروز دهنده تومور ,اینترفرون گاما و غیره می باشد تحقیقات نشان داده است که هورمون های غدد هیپوفیز , آدرنال و جنسی نیز در سنتز این پروتئین ها در سلول های کبدی نقش مهمی دارد . سوالی که تا کنون بدون جواب مانده است این است که آیا هر یک از سلول های کبدی به تنهایی فقط یک پروتئین خاص را سنتز می کنند و یا هر کدام از این سلول ها می توانند در یک زمان چند نوع از پروتئین های فاز حاد را سنتز کند اگر چه سلول های کبدی به عنوان منبع اصلی سنتز پروتئین های فاز حاد شناخته شده اند ولی فقط کبد نیست که قادر به این کار می باشد. به عنوان مثال ماکروفاژها تعدادی از اجزای کمپلمان و هم چنین لکوسیت ها , آلفا یک – اسید گلیکوپروتئین را که از پروتئین های مرحله حاد بیماری ها می باشند سنتز و در سرم ترشح می کنند در بعضی بیماری های التهابی علاوه بر افزایش مقدار پروتئین های مرحله حار , تعداد گلبول های سفید, سرعت رسوب گلبول قرمز و حرارت بدن افزایش پیدا می کند.
ظهور , افزایش یا کاهش مقدار هر یک پروتئین های مرحله حاد در طول یک بیماری متفاوت و مستقل از یکدیگر می باشند به طور مثال CRP و آلفا یک اسید گلیکوپروتئین ۶تا ۸ ساعت پس از یک ضایعه در سرم پیدا می شوند و پس از ۴۸ تا ۷۲ ساعت به حد اکثر می رسند در صورتیکه هاپتوگلوبین , سرولوپلاسمین آلفا یک _ آنتی تریپسین , قبل از ۱۲ تا ۲۴ ساعت قابل تشخیص نبوده و در عرض ۷۲ تا ۹۶ ساعت پس از ضایعه به حد اکثر می رسد در طول ضایعه بافتی مقدار CRP و آلفا یک – اسید گلیکوپروتئین همچنان بالا باقی می ماند ولی به مجرد ترمیم بافت مقدار آنها به سرعت کاهش یافته و دیگر در سرم قابل اندازگیری نمی باشد. در بعضی از افراد ممکن است مقدار پروتئین های فاز حاد کمتر از مقدار طبیعی ویا افزایش قابل ملاحظه ای نشان ندهد این مسئله علل مختلف دارد از جمله نقص ژنتیکی , مصرف برخی از داروها و بیماری عضوی و نوزادان می باشند . از بین پروتئین های فاز حاد اندازگیری CRP به علت افزایش سریع آن در آغاز ضایعه بافتی و کاهش سریع آن به مجرد بهبودی بهترین راه تشخیص ضایعات بافتی است به نظر می رسد تا حدی رابطه ای بین شدت ضایعه و مقدار پروتئین های فاز حاد در جریلن خون برقرار است.
C-Reactive-Protein :
اولین بار در سال ۱۹۳۰فرانسیس و تایلت نشان دادند که اگر سرم افرادی را که مبتلا به پنومونی حاد باشند با پلی ساکارید سی پیکر میکروب پنوموکک مخلوط کنند منجر به ایجاد ذرات رسوبی می شود این محققین با مطالعه بیشتر مشاهده نمودند که در سرم بیماران مبتلا به بیماریهای التهابی و نیز بعضی از عفونت ها پروتئینی وجود دارد که می تواند با کپسول پنوموکک تپهای ۱۶و۲۷و۲۸ و گاهی بعضی از تیپ های دیگر واکنش نشان داده و سبب متورم شدن این میکروب ها شود این ماده پروتئینی راکه در مرحله حاد بیماری در سرم ظاهر می شود به نام CRP نام گذاری کرده اند واکنش این پروتئین با پلی ساکارید سی کپسول پنوموکک در مجاورت یون کلسیم صورت می گیرد. CRP قادر است به بعضی از باکتری ها , قارچ ها , انگل ها و حتی بعضی از سلول های خودی مانند لکوسیت ها متصل شوند از آنجا که پلیمر CRPبه تنهایی سیستم کمپلمان را از راه کلاسیک فعال می کند می تواند به طور غیر مستقیم باعث عمل اپسونیزاسیون و یا لیز سلول ها شود . به علاوه به طور مستقیم نیز ب چسبیدن به میکروارگانیسم ها و لکوسیت ها عمل اپسونیزاسیون را را تسریع می کند بنابراین پروتئین CRP با دارا بودن خاصیت اپسونین نقش مهمی در خارج کردن ذرات خارجی از جریان خون دارد . تحقیقات نشان داده است که این پروتئین در دفاع بدن بر علیه عفونت های پنوموککی نقش مهمی را ایفا می کند و به همبن دلیل به نظر می رسد که قبل از به وجود آمدن آنتی بادی اختصاصی بر ضد میکروب CRP فعالیت دارد.این پروتئین در سرم و مایعات بدن افراد سالم به مقدار بسیار کم گزارش شده است درواکنشهای التهابی مقدار این پروتئین به طور ناگهانی تا حدود ۳۰۰۰ مرتبه در عرض ۶ تا ۴۸ ساعت اقزایش می یابد به نظر می رسد مولکول CRP از پنج جز؛ درست شده است که به وسیله پیوند اشتراکی به یکدیگر چسبیده اند وزن مولکولی این پروتئین ۱۳۵تا ۱۴۰ کیلو دالتون است و ضریب رسوب آن ۶۵/۶ می باشد. اگر چه CRP و ایمنوگلبولین ها از نظر آنتی ژن , ساختمان مولکولی , سنتز و غیره دو ماده کاملا متفاوت می باشند ولی از نظر کار با یکدیگر بسیاری دارند. CRPاز نظر آنتی ژنی بسیار قوی است و تزریق آن به حیوان آزمایشگاهی مانند خرگوش منجر به تولید آنتی بادی ضد آن می شود
CRP از ۱- تجمع پلاکت ها ۲- فعال شدن فاکتور های پلاکتی ۳- خارج شدن سروتونین و بتاگلوکورونیداز از پلاکت ها ممانعت به عمل می آورد الکتروفورز سرم نشان می دهد که CRP تقریبا بین منطقه بتا و گاما مهاجرت می نماید و مقدار آن در ضایعات بافتی ممکن است تا حدود دو درصد کل پروتئین های سرم افزایش یابد CRP در مقابل حرارت استقامت ندارد و در درجه حرارت ۷۰ به مدت ۳۰ دقیقه از بین می رود این ماده از جفت عبور نمی کند و تا کنون فقط در انسان و میمون شناخته شده است.
در بیماری های زیر مقدار CRP در سرم بالا می رود :
۱) عفونت های باکتریایی
۲) تب روماتیسمی فعال
۳) سکته قلبی حاد
۴) سرطان های بد خیم منتشر
۵) آرتریت روماتوئید فعال
۶) عفونت های ویروسی
۷) سل
مقدار CRP بعد از عمل جراحی , انتقال مقدار زیادی خون , واکسیناسیون و آمبولی ریه نیز در سرم خون بالا برود در انفارکتوس قلبی اندازگیری CRP بهترین و حساسترین آزمایشی است که میتوان با آن نشانه هایی از نکروز و یا التهاب بافت چه عضلانی ماهیچه قلب را بدست آورد و به علاوه این آزمایش حتی پس از کاهش مقدار SGOT تا مدتی مثبت باقی خو اهد ماند در صورتیکه CRP منفی باشد ضایعه ماهیچه قلب در کار نیست و نارسایی عروق کرونر و یا سایر بیماری های قلبی می باشد. در تب روماتیسمی CRP بهترین آزمایشی است که در طول بیماری به طور مداوم مثبت باقی می ماند. اندوتوکسین باکتری ها قوی ترین محرک سنتز پروتئین های مرحله حاد می باشد بنابراین اندازگیری CRP قابل اعتماد ترین وسیله تشخیص و کنترل التهابات حاد باکتریایی و هم چنین عفونت های پنهان است . در بیماری های اوتوایمیون نیز با اندازگیری مقدار CRP می توان از شدت و پیشرفت بیماریآگاهی حاصل کرد زیرا به ندرت بدون وجود التهاب بافتی مقدار آن به طور مداوم بالا می باشد.
روش انجام آزمایش CRP :
روش های مختلف سرولوژی برای تشخیص CRP وجود دارد که در بعضی از روش ها می توان مقدار کمی را نیز در سرم و مایعات بدن اندازگیری نمود برای تشخیص CRP در قدیم از پلی ساکارید سی بدنه میکروب پنوموکک استفاده می شد ولی به علت مشکلاتی که در تهیه این آنتی ژن داشت امروزه از آنتی بادی ضد CRP استفاده می شود .با روش های مختلف پرسی پی تاسیون در لوله موئینه ایمنودیفیوژن , ثبوت مکمل , هماگلوتیناسیون , نفلومتری , توربیدیمتریو یا روش لاتکس آگلوتیناسیون CRP را در سرم تشخیص و اندازگیری می کننند ولی از بین آنها روش لاتکس آگلوتیناسیون از سایرین در ایران متداولتر می باشد برای لنجام این آزمایش ابتدا آنتی بادی های اختصاصی ضد CRP را با تزریق CRP به حیوانات آزمایشگاهی تهیه کرده و سپس آن را به ذرات پلی استرین لاتکس متصل میکنند بنابراین وقتی سرم بیماری را که حاوی CRP با ذرات فوق کخلوط می کنیم باعث ایجاد آگلوتیناسیون می شود این آزمایش بر اساس agglutination Reversed passive می باشد و نسبتا حساس است با این روش میتوان بر حسب موسسه سازنده در یک میلی لیتر سرم اندازگیری کرد.
روش کیفی آزمایش :
۱) در روی یک لام بزرگ تیره که معمولا همراه جعبه آزمایش می باشد یک قطره سرم بیمارحرارت دیده یک قطره سرم کنترل منفی را در سه و یک قطره سرم کنترل مثبت در سه نقطه لام اضافه قرار می دهیم .
۲) شیه محتویآنتی ژن لاتکس را به آرامی تکان داده تا به صورت محلولی یکنواخت در آید و سپس با قطره چکان همراه بر روی هر کدام از سرم های فوق یک قطره از آنتی ژن را اضافه می کنیم.
۳) با اپلیکاتور چوبی جداگانه هر کدام از سرم ها را با آنتی ژن مخلوط می کنیم و به اندازه ی دایره ای به قطر 2/5 سانتی متر بر روی لام پهن می کنیم .
۴) لام را دست یا روتاتور به آرامی حرکت دورانی داده و نتیجه آگلوتیناسیون زیر نور یک چراغ در مدت معینی که در بروشور ذکر شده می خوانیم در صورتی که سرم بیمار حاوی CRPباشد آگلوتیناسیون دیده می شود در این صورت ذرات لاتکس به صورت یکنواخت پراکنده باشند نتیجه آزمایش منفی است .
روش کمی آزمایش CRP- Latex:
گاهی مقدار CRP در سرم زیاد است و در نتیجه ب علت پدیده منطقه ای ممکن است یک سرم مثبت اشتباها منفی گزارش شود بنابراین بهتر است چنانچه CRP سرمی منفی شد قبل از آنکه آن را منفی گزارش کنیم با رقت ۱:۵ یا بیشتر آزمایش را تکرار کنیم گاهی لازم است مقدار کمی CRP موجود در سرم را اندازگیری نمائیم زیرا که مقدار CRP نسبت مستقیم با شدت التهاب دارد برای این کار ابتدا باید سرم را به نسبت های ۱:۲و یا گاهی ۱:۶۴ و یا گاهی تا ۱:۱۲۸ با بافر موجود در جعبه یا بافر PH:8/2 در لوله ها رقیق می کنیم سپس با هرکدام از این رقت ها مانند طریقه کیفی آزمایش CRP-Latex را انجام داده و رقیق ترین لوله ای از سرم که مثبت شود تیتر CRP آن سرم می باشد .
مواد و وسایل مورد نیاز:
کیت CRP-سرم بیمار-لام کاغذی-اپلیکاتور
مراحل آزمایش:
بر روی لام کاغذی 3 ناحیه را درد نظر بگیرید.درناحیه ی 1 ابتدا یک قطره کنترل مثبت و سپس یک قطره محلول Latex اضافه نمایید.در ناحیه ی 2 ابتدا یک قطره کنترل منفی و سپس یک قطره محلول Latex اضافه نمایید.در ناحیه ی 3 ابتدا یک قطره سرم بیمار و سپس یک قطره محلول Latex اضافه نمایید.
حال هر سه ناحیه را با اپلیکاتور جداگانه مخلوط نماییدو به اندازه ی دایره ای به قطر 5/2بر روی لام پهن نمایید.
لام کاغذی را به آرامی تکان داده تا به صورت محلولی یکنواخت در آید.
بعد از گذشت 2دقیقه میتوانید نتیجه ی آزمایش خود را تفسیر نمایید.
مشاهدات:
آگلوتیناسیون مشاهده نشد.
تفسیر:
در صورتی که سرم بیمار حاوی CRPباشد آگلوتیناسیون دیده می شود و جواب مثبت است.
در صورتی که سرم بیمار حاوی CRPنباشد آگلوتیناسیون دیده نمی شود و جواب منفی است.
نتیجه گیری:
سرم بیمار حاوی CRP نمیباشد.
سوال:
چند مثال دیگر برای کاهش یا افزایش عفونت فاز حاد:
مثالهايي از واكنش دهنده هاي فاز حاد شامل : 1- پروتئين هاي انعقادي (فيبرينوژن، پروترومبين ) 2- پروتئين هاي ناقل (هاپتوگلوبولين ، ترانسفرين ،سرولوپلاسمين ) 3- اجزاء كمپلمان (C3,C4) پروتئين هاي ديگر (فيبرونكتين، سرم آميلوئيد A ، CRP و فريتين).
از بزرگترین پروتئین های فاز حاد مثبت در انسان می توان به CRP(C-reactive protein) و سرم آمیلوئید A (SAA) اشاره کرد. از بزرگترین پروتئین های فاز حاد منفی نیز می توان آلبومین و ترانس تیرتین را نام برد.
تصور بر این است که اینترلوکین 6 (IL-6) یکی از بزرگترین تنظیم کننده های پروتئین فاز حاد در پاسخ به بافت آسیب دیده یا التهاب می باشد. اینترلوکین 1 (IL-1)، فاکتور تومور نکروزیس، LIF یا HSF3 بطور آهسته تر و اختصاصی تر پروتئین های فاز حاد را تحریک می کنند. بزرگترین پروتئین فاز حاد یعنی سرم آمیلوئید A (SAA) در اصل توسط پاسخ به IL-1 سنتز می شود که ادعا بر اینست که این خود تحت اثر IL-6 تنظیم می شود.
منابع:
1-اصول و تفسیر آزمایش های سرولوژی بالینی
تالیف:دکتر پرویز پاکزاد
2- http://dortag.blogfa.com/post-85.aspx
http://4mybody.blogfa.com/post-202.aspx3-
موضوع:میکروبیولوژی پوست
مقدمه:به جمعیتی از میکروارگانیسمها گویند که بطور طبیعی روی پوست و مخاط افراد و البته در بعضی از دستگاه های بدن زندگی میکنند.فلور نرمال را به دو دسته تقسیم میکنند
فلور مستقر یا ساکن
شامل انواع تقریبا ثابتی از میکروارگانیسمها در محل خاص خود میباشند که در صورت آسیب دیدن قادر به بازسازی خود میباشند.
فلور موقت یا گذرا
شامل میکروارگانیسمهای غیربیماریزا و یا آنهایی که بالقوه بیماریزا هستند میشود که به مدت زمان کوتاهی در پوست یا مخاط جایگزین میشود. منشاء اینها از محیط بوده و در صورت آسیب دیدگی قادر به بازسازی کامل خود نمی باشند.نکته مهم اینجاست که فلور موقت در صورت وجود فلور ساکن نمی تواند بیماریزا باشد اما در حالت وجود زیادتر و رشد بیش از حد فلور ساکن بیماری ایجاد میگردد.
وجود فلور نرمال مانع رشد باکتریهای پاتوژن یا بیماریزا در بدن میگردد و منجر به پدیده ای بنام تداخل باکتريايی میشود.این باکتریها بعنوان مثال در بدن ویتامین
K می سازند با وجود این اعمال مفید در بدن میتوانند در بیمارانی که ضعف سیستم ایمنی دارند حالت تهاجمی پیدا کرده و از محل اصلی و محدوده خود گسترش بیشتری پیدا کنند.
فلور باکتریایی بر اساس محل استقرارشان دارای باکتریهای متفاوتی هستند که در جدولی در انتها به آنها اشاره شده است.
فلور نرمال پوست:
ارگانیسم اصلی آن استافیلوکوک اپیدرمیدیس می باشد که غیر بیماریزاست مگر اینکه به محل های خاصی مانند دریچه های مصنوعی قلب برسد.این باکتری از نوع استافیلوکوک اورئوس بیشتر در پوست یافت می شود و اکثرا در سطح پوست در لایه شاخی قرار دارند.بعضی هم در فولیکول های مو بسر می برند که بعنوان منبعی برای جایگزین شدن مجدد در سطح پوست پس از شستشو عمل میکنند. ارگانیسمهای بی هوازی مانند پروپیونی باکتریوم آکنه در لایه های عمقی تر فولیکول ها در سطح درمیس پوست قرار دارند
عفونت های پوستی:
1-عفونت های زخم: عمده ی این عفونت ها ناشی از جراحت های پوستی و عمل های جراحی هستند.
آشنایی با میکروفلور ناحیه عفونی در تشخیص نوع عفونت بسیار کمک کننده است مثلا اگر به دنبال جراحی آپاندیس فردی دچار عفونت زخم شود به احتمال زیاد عفونت وی ناشی از باکتری های فلور روده مثل انتروباکتریاسه ها است.اصلی ترین عوامل عفونت زخمی شامل استاف اورئوس ,استرپتوکوکوس پایوژنز, انتروکوک,انتروباکتریاسه,سودوموناس به ویژه 4 باکتری بی هوازی مثل پپتواسترپتوکوکوس,فوزوباکتریوم و کلسترودیوم
یکی از عفونت های زخمی رایج که هبه دنبال استراحت های طولانی به وجود می آید بدسور یا زخم بستر است.باکتری های فلور روده, سودوموناس,استاف اورئوس,کلستردیوم و باکتروایدز در آن دخالت دارد.
2-عفونت های چرکی پوست مثل بیودرم یا زرد زخم و بادسرخ که عامل اصلی آن استرپتوکوکوس پایويژنز است اما اورئوس نیز میتواند باعث ایجاد آن شود.
3-عفونت های ناشی از سوختگی:درصد مرگ و میر بالایی داشته و مهم ترین عامل مولد آن سودوموناس است.هم چنین استاف اورئوس هم باعث ایجاد آن میشود
4-عفونت های ناشی از گاز گرفتگی یا پنجه ی حیوانتان:دهان حیوانات دارای فلورو میکروبی ناهمگونی از باکتری های هوازی,بی هوازی,مخمر ها,پروتوزئر ها و ویروس ها است.زخم ها معمولا به دلیل باکتری ها ایجاد میشوند.مثال مهم از عفونت با باکتری ها به دنبال گاز گرفتگی:
Pasteurella muticide
میباشد که به دنبال گاز گرفتن سگ و گربه صورت میگیرد و اگر کاملا شسته و درمان نشود باعث عفونت زخم میشود.
5-سیاه زخم 6-سندروم برهنه پوست 7-کزاز 8-بوتولیسم خونی
9-تولارمی ناشی از گاز گرفتن خرگوش است که عامل آن باکتری زیر میباشد:
Francisella tularensism
10-برخی ضایعات پوستی نشانگر یک عفونت سیستمیک در بدن است.
نمونه گیری:
در اغلب اوقات زخم ها باز و دارا ی ترشحات و توسط میکروارگانیسم هایی که با فرآیند عفونت پوستی مرتبط نیستند کلونیزه میشود.پس باید سطخ زخم کاملا تمیز شود و نمونه گیری از بخش های عمقی تر صورت گیرد.بهتر است تا حد امکان از سوآپ استفاده نشود چون ممکن است توسط اورگانیسم های موجود درد پوست آلوده شود.برای نمونه برداری از آبسه چون صورت زخم بسته است باید از پایه ی آبسه نمونه برداری شود مثلا به وسیله ی آسپیذاسیون به وسیله یک سرنگ جمع آوری چرک از آبسه ارزشی ندارد چرا که میکروارگانیسم ها در پایه ی آبسه قرار دارد نه د رمرکز آن.اگر جمع آوری ترشحات بافت مقدور نباشد باید کمی سالین وارد بافت کرد و سپس برا یکشت نمونه گیری شود.نمونه های بافتی باید درد لوله های درپیچ دار استریل حمل شود اگر مقدار نمونه کم باشد برای جلوگیر یاز خشک شدن نمونه باید از سالین استفاده کرد.
آزمایشات میکروسکوپی:
با استفاده از لوپ روی لام تمیزی که روی شعله قرار گرفته ایم میگذاریم.اگر یک سوآپ در اختیار است باید آن را بقلتانیم بدون فشار زیاد یا کشیدن لام را در هوا خشک کرده و بعد رنگ آمیزی گرم وجود تعدادی زیاد از سلول ها ی پی ام ان نشان دهنده عفونت باکتریال است.
کشت:
یا مکانکی یا اندوآگار استفاده میکنیم.EMBاز دو محیط کشت بلاد آگار و
در مواردی که مشکوک به عفونت های بی هوازی هستیم علاوه بر این محیط بلاد آگار در جار بی هوازی استفاده میکنیم.معمولا نمونه را بعد از قرار دادن روی پلیت با سوآپ روی مرحله اول کشیده سوآپ را سوزانده دور انداخته بقیه را با سوآپ دیگر انجام میدهیم و کلنی تک میگیریم.
مراحل آزمایش:
1)در کنار شعله از پلیت حاوی نمونه ی مجهول بر روی محیط های بلاد آگار و نوترینت آگار کشت خطی دهید , یکی از پلیت ها نوترینت آگار را به روش زیر کشت دهید:
یک سوآپ از باکتری را در شرایط استریل برداشته در ناحیه ی اول پلیت کشت را انجام دهید, با همان سوآپ ادامه ی کشت را در 3 ناحیه انجام دهید(به منظور بدست آوردن کلنی تک) سوآپ را سوزانده و در ظرف حاوی ساولن بیندازید
پلیت دیگر نوترینت آگار را به روش زیر کشت دهید:
یک سوآپ از باکتری را در شرایط استریل برداشته در ناحیه ی اول پلیت کشت را انجام دهید,سوآپ را سوزانده و در ظرف حاوی ساولن بیندازید.با یک سوآپ دیگر ادامه ی کشت را در 3ناحیه انجام دهید. سوآپ را سوزانده و در ظرف حاوی ساولن بیندازید
پلیت بلادآگار را به روش زیر کشت دهید:
یک سوآپ از باکتری را در شرایط استریل برداشته در ناحیه ی اول پلیت کشت را انجام دهید,سوآپ را سوزانده و در ظرف حاوی ساولن بیندازید.با یک سوآپ دیگر ادامه ی کشت را در 3ناحیه انجام دهید. سوآپ را سوزانده و در ظرف حاوی ساولن بیندازید
پلیت ها را در انکوباتر در دمای 37درجه سانتیگراد به مدت 24ساعت انکوبه کنید.
2)در این مرحله یک قطره آب مقطر را روی لام تمیز بریزید و از پلیت های حاوی نمونه ی مجهول خود یک لوپ باکتری در شرایط استریل کنار شعله برداشته روی لام گذاشته و با آب مقطر مخلوط نمایید.گسترشی تهیه نمایید و بر روی شعله آن را فیکس کنید(3مرتبه از روی حرارت شعله لام را عبور دهید)
حال رنگ آمیزی گرم انجام دهید.لام را در سینک قرار دهید کریستال ویوله را روی لام ریخته و 1دقیقه بعد آن را با آب مقطر شستشو دهید.حال به مدا 1دقیقه محلول لوگل را بر روی لام ریخته وبعد آن را با آب مقطر شستشو دهید.حال نوبت الکل است,الکل را به مدت 10ثانیه روی لام بریزید آن را با آب مقطر شستشو دهید.به مدت 30ثانیه محلول سافرانین را روی لام بریزید و آن را با آب مقطر شستشو دهید.
لام را در محیط خشک نمایید.زیر میکروسکوپ با عدسی 100 مشاهده نمایید.
(کوکسی گرم مثبت مشاهده شد)
3)تست کواگولاز انجام دهید.یک آنس باکتری را روی لام گذاشته و یک قطره پراکسیدهیدروژن را روی آن ریخته.تشکیل حباب نشانگر مثبت بودن آزمایش است.
4)یک کلنی از باکتری را در شرایط استریل و در کنار شعله بر روی محیط کشت مانیتول سالت آگارکشت داده.
پلیت را در انکوباتر در دمای 37درجه سانتیگراد به مدت 24ساعت انکوبه کنید.
باکتری روی این محیط کشت رشد نداشته و منفی شده است.
5)تست انجام دهید.روی محیط کشتDNase در شزایط استریل و در کنار شعله یک کانی از باکتری اورئوس را در یک طرف پلیت کشت دهید و در طرف دیگر باکتری مجهول خود را کشت دهید.
پلیت را در انکوباتر در دمای 37درجه سانتیگراد به مدت 24ساعت انکوبه کنید.
کلنی مجهول زرد رنگ است.
6)تست اکسیداتیو انجام دهید.در محیط کشت OF در کنار شعله و در شرایط استریل توسط آنس یک کشت شیب دار از نمونه مجهول در محیط کشت انجام دهید(هوازی).و در لوله ی دیگر علاوه بر انجام کشت از پارافین به منظور عدم هوارسانی استفاده نمایید(بی هوازی).
لوله ها را در انکوباتر در دمای 37درجه سانتیگراد به مدت 24ساعت انکوبه کنید.
در این تست هم در شرایط هوازی هم در شرایط بی هوازی,گلوکز تجزیه نشده است.
7)در محیط کشت تره هالوز د رکنار شعله و در شرایط استریل یک لوپ از باکتری را کشت دهید(محیط ابتدا قرمز است)
لوله را در انکوباتر در دمای 37درجه سانتیگراد به مدت 24ساعت انکوبه کنید.
محیط قرمز تره هالوز زرد شده و مثبت است.
نتیجه گیری و شناسایی باکتری مجهول:
|
نام باکتری (خانواده میکروکوکاسه)
|
رنگ کلنی روی NA |
تجزیه گلوکز
|
کاتالاز |
DNase |
کوآگولاز |
مانیتول سالت آگار |
تره هالوز |
||
|
Micrococcus Luteus |
زرد لیمویی |
|
+ |
+ |
+ |
- |
+ |