عنوان آزمایش:آمیزش مونو هیبرید-آمیزش وابسته به جنس-آمیزش دی هیبرید

http://uploadpa.com/beta/12/oaxkow0pjm9sf8i68x8n.docx

برای دریافت فایل روی آدرس فوق کلیک  کنید

صفات مندلي(Mendel Trait): به صفاتي گفته مي شود كه داراي دو حالت متقابل بوده و يكي از صغات متقابل بر ديگري غلبه كامل داشته،به عبارت ديگر بين دو آلل رابطه غالبيت كامل برقرار است.موجودات هتروزيگوت واجد اين صفات كاملا شبيه موجودات هموزيگوت غالب مي باشند. اکتشافات مندل و بعد از آن: قبل از مندل هم افرادی متوجه اختلافات و شباهت های بین والدین با فرزندان شده بودند، ولی کسی به صورت جزء به مسئله نگاه نکرده بود، همه به صورت کلی به مو جودات نگاه می کردند. تعریف علم وراثت:  انتقال صفات از والدین به فرزندان را وراثت گویند  تعریف علم ژنتیک: علمی است که در مورد مکانیسم وراثت پژوهش می کند.   تاریخچه علم وراثت:  از زمانی است که انسان کوشش کرد تا از گیاهان و جانوران مناسبتر استفاده کند. به طور علمی با پژوهشها ی آقای نایت(حدود 200سال پیش) و بدنبال آن آقای مندل (از سال 1866 تا 1900)کار شروع شد.البته نخستین تجربه های ژنتیک از حدود 10000 سال پیش اندکی پس از پایان گرفتن آخرین عصر یخبندان با اهلی کردن و پرورش گیاهان و جانوران توسط انسان آغاز شد.     نایت: کشاورز انگلیسی که بر روی گلبرگ نخود فرنگی کار کرد                               سفید     x      ارغوانی در نسل اول همه ارغوانی و در نسل دوم تعدادی ارغوانی و تعدادی سفید می شدند.  مندل: کارآقای نایت را دنبال کرد وصفات متقابل مختلف را بررسی کرد و تعدادگیاهان حاصل را شمارش و از نظرآماری تجزیه و تحلیل می کرد.پدر آقای مندل کشاورز و ایشان یک کشیش اتریشی بود.  آقای مندل با پژوهشهای خود قواعد و قوانینی برای پیش بینی الگوهای وراثت کشف کرد.  قوانین وراثت   فرضیه های آقای مندل به دلیل قابل تعمیم بودن به بسیاری از صفات جانداران از طرف پژوهشگران قوانین مندل یا قوانین وراثت نامیده شده است. 1- قانون تفکیک ژنها:   ژنهای مربوط به یک صفت هنگام تشکیل گامت از یکدیگر جدا می شوند.                                                                                                                                                                                                                                                                                                    ۲- قانون جور شدن مستقل  ژنها:                                                                                                هنگام تشکیل گامتها،آللهای مربوط به هرصفت،بدون تاثیر بر صفات دیگر،از هم تفکیک می شوند (این قانون برای ژنهایی که بر روی کروموزومهای مختلف قرار دارند صادق است)                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                          در این حالت و باااین ژنوتیپ امکان تشکیل چهار نوع گامت وجود دارد اصل اول مندل(اصل تفكيك ژن ها): اصل اول مندل تحت عنوان اصل )تفرقSegregation) يا جدا شدن فاكتورهاي ژنتيكي مطرح مي باشد.مندل پيش بيني نمود كه فاكتورهاي فيزيكي كه امروزه آنها را ژن مي ناميم به صورت جفت ظاهر مي شوند.به عبارت ديگر فاكتورهاي متقابل آلل هاي يكديگرند.به عنوان مثال در نخود فرنگي فاكتور تعيين كننده طول ساقه از دو آلل(ژن) تشكيل گرديده است كه يكي از آنها مسئول بلندي ساقه و ديگري مسئول كوتاهي ساقه مي باشد.آلل هاي مذكور به ترتيب به صورت غالب(بارز) و مغلوب(نهفته) عمل مي كنند.وي همچنيني گفت مي توان منشا صفات ار تا گامت هايي كه منشا جاندار مي باشند دنبال كرد.ايشان استدلال كرد كه جاندار براي هر صفتي دست كم يك فاكتور از اسپرم(گامت نر) و فكتور ديگر رار از تخمك دريافت مي كند بنابراين فرد جديد براي هر صفتي بايد حداقل دو فاكتور داشته باشد. خلاصه نتايج آزمايشات مندل: 1-براي تعيين وراثت صفات فاكتورهاي(ژن هاي)مشخص وجود دارد. 2-براي هر صفت گياه معمولاً دو آلل وجود داردكه ممكن است يكسان يا متفاوت باشند. 3-هنگامي كه دوآلل كنترل كننده دو صفت هستند،فقط يكي از آن دو در تعيين صفت دخالت دارد و ديگري مخفي يا نهفته باقي مي ماند. 4-هر دو آلل بدون تغيير و با احتمال مساوي بين دو گامت توزيع مي شوند. 5-در هنگام لقاح تركيب  گامت ها به صورت تصادفي انجام مي شود.اين تركيب تصادفي گانت ها پيش بيني نسبت هاي فنوتيپي را امكان پذير مي سازد «نتايج مندل براي صفاتي كه حالت غالب و مغلوبي دارن . فقط يك صفت را كنترل مي كنند صادق است ولي مي دانيم صفاتي وجود دارند كه حالت غالب و مغلوبي ندارند و صفاتي وجود دارن كه چندين آلل(ژن) آنها را كنترل مي كنند و هكچنيني صفاتي وجود دارند كه صد در صد ژنتيكي نيستند بلكه هم وراثت و هم محيط در بروز آن ها نقش دارند كه آنها را صفات كمي مي گوييم. در جهت اثبات اصل اول مندل آميزش هاي مونو هيبريدي ايشان و دانشمندان بعد از ايشان در گياه و حيوان انجام شد.منظور از آميزش هاي مونو هيبريدي اين است كه فقط بررسي يك صفت در نظر گرفته شود(تعيين وراثت يك صفت) كه نسبت هاي فنوتيپي در نسل F2 براي اينگونه صفات (مونو هيبريد) به صورت 3:1گزارش مي شود.مي دانيمك كه نسبت هاي فنوتيپي واقعي به صورت 3:1 ديده نمي شوند. براي تطبيق نسبت هاي بدست آمده در داخل يك آزمايش با نسبت مورد نظر در آميزش هاي مونو هيبريد براي صفات مندلي  يعني 3:1 آزمون يا تست آماري X2 مطرح گرديد.بنابراين ديتا هاي بدست آمده در اين آزمايش را با نسبت هاي مورد انتظار در آزمون X2 تست مي نماييم  و نهايتاً با يك درجه اطمينان و يا يك درجه خطا تطابق يا عدم تطابق نسبت ها را اثبات مي كنيم. مشكل اساسي در صفات غالب و مغلوبي اين است كه براي ژنوتيپ هاي AA و Aa يك فنوتيپ با شكل ظاهر به نام طول قد ،شكل بذر و رنگ گل معرفي شده است. تلاش بر اين است كه بتوان در بين ژنوتيپ هاي يك  فنوتيپ خاص تفكيك قائل شد به عبارتي در يك شكل ظاهري خاص مثلاً گياه پا بلند،بتوان افرادAA را از افراد Aa تمييز داد.كه براي اين كار علماي گذشته آزمون هاي مختلفي از قبيل تلاقي آزمون (يعني تلاقي فرد ژنوتيپ ناشناخته با فرد ژنوتيپ مغلوب(  ويا استفاده از خود گشني (Selfing)....(يعني در برخي از گياهان عضو توليد كننده گرده و گامت هاي ماده بر روي يك گياه ئاقع شده اند)را انجام مي دادند. ولي امروزه مي دانيم كه با توسعه روش هاي مولكولي ،تشخيص هاي مولكولي نيز بهبود يافته است.به طوري كه در عزض چند ساعت نه تنها براي يك صفت بلكه براي ده ها صفت كه ممكن است در غالب بيماري هاي ژنتيكي و ساير مسلئل ظهور كنند،تشخيص و تمييز دادن افراد هتروزيگوت و هموزيگوت غالب را به راحتي داشت كه شاخص ترين روش در زمينه اين تشخيص ها استفاده از روش PCR (Polymerase chain Reactionواكنش زنجيره اي پليمري)مي باشد. اصل دوم مندلIndependent Assortment(اصل جور شدن مستقل عوامل ژنتيكي): مندل به منظ.ر بررسي اين قضيه كه آيا فاكتورهايي كه صفات ارثي را مشخص مي سازند،مستقل از يكديگر عمل مي كنند يا خير اقدام به انجام آزماي هاي تجربي نمود و اصل دوم خود را بيان كرد.بر اساس اين اصل تفكيكي و توزيع آلل هاي يك ژن در يك جفت كروموزوم مشابه مستقل از تفكيك آلل هاي يك ژن ديگر در يك جفت كروموزوم مشابه ديگر صورت مي گيرد. در اين حالت (براي اصل دوم) آميزش هاي دي هيبريدي را معرفي نمودكه در اين حالت دو صفت مستقل از يكديگر در نظر گرفته شد،مثالً رنگ بذر (زرد و سبز) و نيز شكل بذر (صاف و چروكيده) در عين حالي كه اين ها با يكديگر (در داخل هر صفت) روابط غالب و مغلوبي داشتند مستقل از همديگر  نيز به نسل بعد منتقل مي شوند. باز هم برای برقراری نسبت فنوتیپی 9:3:3:1 با توجه به داده های آمیزش های دی هیبریدی لازم است که آزمون X2 را اجرا کنیم. آزمون مربع کای: در آمار حیاتی و در ژنتیک یک سری از آزمون ها معرفی شده است که از این آزمون ها برای تایید و یا رد یک سری از فرضیه ها استفاده می کنیم که اینها تحت نام های T-testوF-testو X2  به جامعه انسانی و بشریت معرفی شده اند.یکی از این آزمون ها آزمون X2 می باشد که برای برقراری و یا عدم برقراری نسبت های مندلی در آمیزش های مونو هیبرید و دی هیبرید به خوبی می توان استفاده کرد.در برخی موارد حالت ژنتیکی (منظور حالت غالب و مغلوبی ) برای برخی صفات مشخص نیست که می توانیم با اجرای آمیزش دی هیبیریدی یا مونو هیبریدی و داشتن افراد F2 و شمارش فنوتپی برای صفات مورد مطالعه به یک سری نسبت های فنوتیپی در عمل و آزمایشگاه برسیم.جهت قضاوت اینکه آیا این نسبت ها با نسبت های مندلی یا به عبارتی با حالت غالب و مغلوبی برقرار هست یا نیست از آزمون X2 استفاده می شود. همانطور که گفته شد برای اکثر آزمون های آماری و به خصوص X2 فرضیه هایی وجود دارد که برای اهداف فوق در آزمون X2 فرضیه های زیر مورد تست قرار می گیرند:  1-فرض صفر(H0)(Null Hypothesis)←نسبت برقرار است. 2-فرض چاره(H1)Alternative Hypothesis  ))←نسبت برقرار نیست. رابطه غالب و مغلوبی مربوط به همه ی آللها نیست    الگوهای زیر از الگوی مندلی پیروی نمی کنند: ۱- صفاتی که تحت تاثیر چند ژن قرار دارند(صفات چند ژنی):  مثل رنگ چشم، طول قد، وزن، رنگ مو، رنگ پوست درانسان . افراد مختلف درجات متفاوتی ازهرکدام این صفات را نشان می دهند. ۲- غالبیت ناقص: در بعضی از صفات افراد ناخالص ترکیبی از هر دو صفت را نشان می دهند(رابطه غالب و مغلوبی ندارند). مثل رنگ گل قرمز و سفید در گیاه گل میمون(زاده ها گل صورتی) – حالت مو در انسان که فرزندان دو فرد که یکی موی مجعد ودیگری موی صاف داشته باشند، موی موجدار خواهند داشت. ۳- آلل هایی که همزمان اثر خود را نشان می دهند(هم توانی): نوعی رابطه بین دو آلل است که طی آن هر دو همراه باهم ظاهر می شوند. مثل وراثت رنگ موی قرمز و سفید در اسب که زاده ها موهای سفید و قرمز هر دو را دارند.(در غالبیت ناقص فنوتیب غالب حد واسط ظاهر می شود). ۴- آلل های چند گانه: ژن هایی مثل گروه های خونی ABO انسان توسط بیش از دو آلل کنترل می شوند. ۵- صفات تحت تاثیر محیط: انداز قد،رنگ پوست در انسان – رنگ مودر روباه قطبی – رنگ گل گیاهان ادریسی            (چند مثال از دودمانه). 1- اتوزومی غالب: (هانتیگتون)   پدر و مادر ناخالص(بیمار)  فرزند دختر مغلوب(سالم)    2- اتوزومی مغلوب (زالی- کم خونی داسی شکل-فنیل کتو نوریا )   :دختر یا پسر هر کدام می توانند بیمار شوند.                                            2- وابسته به جنس مغلوب:( هموفیلی-کور رنگی)  پسر ها بیمار چون الل مغلوب را از مادر دریافت کرده اند 3- وابسته به جنس غالب: چون فرزندان دختر تمام بیمارند پس الل بیماری غالب است.   این ژن روی کروموزوم جنسی است.چون از پدر دریافت شده است   دلائل موفقیت مندل: •         انتخاب موجود زنده ایکه تحت آزمایش بود – (نخود فرنگی) *:Diploid *:مشخصات نژادی مستقل *:پرورش، تلقیح، آمیزش و نگه داری آن آسان بود •         در هر آزمایش به مطالعه یک صفت متقابل پرداخت نه همه صفات مثلا وقتی نژادهای بلند و کوتاه گیاه نخود فرنگی را با یکدیگر آمیزش داد تمام فرزندان نسل اول (F1) پابلند بودند و وقتی F1ها را از طریق خودگشنی (Self-Fertilized) آمیزش داد از 1064 فرزند در نسل اول 787 پابلند و 277 پاکوتاه بودند. P:         Tall X Dwarf F1 :            Tall F1 X F1 :          Tall X Tall F2:       Tall   :  Dwarf             787  :  277     è 3:1       نتایج مندل از این آزمایش ها : •         فاکتور های فیزیکی به صورت جفت ظاهر می شوند. •         فاکتور های متقابل آلل یکدیگرند. •         بعضی از آلل ها غالب (Dominance) و بعضی مغلوب اند (Recessive). بعدها نام فاکتورهای فیزیکی را  ژن گذاشتند. •         به دنبال همین نتایج مندل اصل اول خود یعنی اصل تفکیک یا اصل تفرق را ارائه داد (Law Of Segregation)، بدین معنی که آلل ها در موقع تشکیل سلول های جنسی از یکدیگر جدا می شوند. پس با توجه به  مطالب فوق مثال بالا را می توان به صورت زیر ارائه داد. •         P:                    DD     X    dd •         G:                    D         d •         F1 :                           Dd •         F1 X F1 :                     Dd     X     Dd •         G2:                   D, d     D, d •         F2:                   1DD  2Dd  1dd واژه های ژنتیک:  ژن (Gene): کوچکترین واحد توارث که در جای مشخصی (Locus) بر روی کروموزوم قرار گرفته است. یک تکه از DNA که برای یک Polypeptide اطلاعات در خود دارد. •         آلل(Allele): یکی از اشکال (انواع) ممکن یک ژن که در لوکوس مشابه از کروموزوم های هومولوگ قرار دارد. •         لوکوس (Locus): مکان ژنی                        ژنوتیپ نوترکیب:به ژنوتیپ جدید در فرزندان یک آمیزش که با ژنوتیپ والدین تفاوت دارد گفته می شود.  صفت غالبDominan:به صفتی گویندکه درآمیزش بین دو والد خالص در تمام افراد نسل اول ظاهر می شود(والدین هر دو هموزیگوت بوده و یک صفت را به طور متقابل دارند). صفت مغلوب:Recesiveصفتی که در آمیزش بین دو والد خالص در نسل اول ظاهر نشود ولی در تعدادی از افراد نسل دوم در نتیجه خود لقاحی بین آنها ظاهر شود. خودلقاحی:آمیزش گامت نر یک جانداربا گامت ماده خودش(اکثرا در گیاهان) دگرلقاحی:آمیزش گامت نر یک جاندار با گامت ماده غیر خودش از همان گونه(اکثرا در گیاهان) گامت (Gametes): یک سلول تولید مثل نر یا ماده بالغ  (اسپرم یا تخمک) هموزیگوس(Homozygous): دارا بودن آلل های مشابه در لوکوس مشابه درکروموزوم های همولوگ. موجودی که یک یا چند یا تمام ژن های وی خالص باشد. هتروزیگوس(Heterozygous): موجودی که آلل های یک یا چند لوکوس از کروموزوم های همولوگ آن یکسان نباشند. موجودی که در یک یا چند ژن ناخالص باشد. فنوتیپ (Phenotype): خصوصیات یک فرد که قابل مشاهده و به طور ژنتیکی کنترل می گردد. ژنوتیپ (Genotype): ماهیت یا ساختار ژنتیکی یک موجود. آمیزش های مونو هیبرید(Monohybrid Crosses):  به آمیزش هایی گفته می شود که در آن ها افراد آمیزش کننده تنها از نظر یک صفت با یکدیگر اختلاف داشته باشند، یا تلاقی بین دو شخص که برای یک ژن هتروزیگوس باشند. از خصوصیات آمیزش های مونو هیبرید موارد زیر هستند : از طریق یک ژن کنترل می شود منجر به نسبت های 3:1 در F2 می شود. P:                     Round(RR) X Wrinkled(rr) F1:                                         Round (Rr) F1 X F1 :                      Round (Rr) X Round (Rr) F2:              1 Round(RR), 2 Round (Rr) : 1Wrinkled(rr)                           تلاقی های دی هیبرید  Dihybrid Crosses به آمیزش هایی اطلاق می شود که در آن ها افراد آمیزش کننده از نظر 2 صفت که به صورت مستقل از یکدیگر به ارث می رسند با همدیگر فرق داشته باشند. مندل برای Dihybrid Crosses آزمایش زیر را انجام داد:                               سیستم دیگری که برای بررسی Phenotypic Ratio و Genotypic Frequency به کار گرفته می شود، سیستم چنگالی یا شاخه ای است.  (The Forked-Line Or Branching Method). همچنین می توان نسبت های فنوتیپی و گامت ها را نیز از این روش بدست آورد: همچنین می توان نسبت های فنوتیپی و گامت ها را نیز از این روش بدست آورد: 1 RR 1 DDRR 1 DD 2 Rr 2 DDRr 1 rr 1 DDrr 1 RR 2 DdRR 2 Dd 2 Rr 4 DdRr  1 rr 2 Ddrr 1 RR 1 ddRR 1 dd 2 Rr 2 ddRr 1 rr 1 ddrr   b) Phenotype:                         33 Round                    1Green                        3 Round Green Yellow                        9 Round Yellow                         3Yellow                      3 Wrinkled Yellow 1 Wrinkled      1Green                        1 Wrinkled Green   تست کراس (Test Cross): تلاقی بین یک فرد که ژنوتیپ آن در یک یا دو لوکوس ناشناخته است با فردی که از لحاظ ژن های مورد سوال هموزیگوت  مغلوب است. مندل در تایید ادعای خود از تست کراس استفاده نمود.                         Parent:                                     Progeny: Round Yellow (♀               Round Yellow(♂                 98 Round Yellow                                                            Wrinkled Green(♂)               31 Round Yellow                                                                                                        26 Round Green                                                                                                        27 Wrinkled Yellow                                                                                                        26 Wrinkled Green                           Parent:                                     Progeny: Round Yellow♂                 ♀Round Yellow(                 94 Round Yellow                                                            Wrinkled Green♀)                 24Round Yellow                                                                                                        25 Round Green                                                                                                        22 Wrinkled Yellow                                                                                                        26 Wrinkled Green Back Crossing: آمیزش یک F1 با یکی از والدین را گویند. Reciprocal Cross (تلاقی متقابل): دو تلاقی بین دو نژاد که نر تلاقی اول والد ماده تلاقی دوم باشد.             B (♀) X A (♂)            &         A (♀) X B (♂)   تعدادی فرمول برای میانبر زدن و بدست آوردن بعضی از نسبت ها و شماره ها: 2n            èتعداد گامت های مختلف 2n            èتعداد کلاس های فنوتیپی 2n          èتعداد ژنوتیپ های هموزیگوت در F2 3n            è تعداد ژنوتیپ های مختلف ممکن درF2 4n            èکوچکترین جمعیت کامل F2 ) white (w) : در این نوع از جهش که ما مشاهده کردیم رنگ چشم مگس سرکه سفید برفی بود که این نوع جهش بسیار نادر بوده و به نسبت 1 به 300 هزار در محیطهای کشت ظاهر می شود وجنس این نمونه نر میباشد. ) ebony (e)  : در این نوع از جهش نیز رنگ بدن مگس سرکه سیاه براق می باشد و در مقایسه با تیپ وحشی بسیار تیره تر می باشد و قدرت بقای آنها نسبت به تیره ی وحشی 80% می باشد و نوع جنسیت این نمونه در پلیت ما نر بود. ) scarlet (st) : رنگ چشم این نوع قرمز بسیار روشن و مایل به نارنجی می باشد و با چشم غیر قایل مسلح رویت می باشد و در مقایسه با تیپ وحشی که چشمی قرمز پر رنگ و تیره دارد کاملا قابل تشخیص می باشد. جنسیت این نمونه نر بود.   روش آزمایش: ابتدا یک لوله ی حاوی محیط کشت را به وسیله ی دستمال کاغذی خشک می کنیم.سپس والدین را وارد آن کرده.بعد از یک هفته والدین را از محیط خارج کرده و میگذاریم F1 ها با هم آمیزش دهند.بعد از اینکه F1 ها را از محیط خارج کردیم, F2 را شمارش میکنیم.   مونوهیبرید: Pi= + + X ee F1= + e X + e + e + + ee +e       F2=  + +         + e       ee فنوتیپ= 3/4 زرد- 1/4 ابونی                                                                                     درجه آزادی =فنوتیپ – 1                  2 – 1 = 1                                              به جدول مربع کای مراجعه کرده                                                                     P  0/05                  بی معنی=قابل قبول                                                                      P 0/05                  معنی دار=غیر قابل قبول نتایج: مشاهده شدهO مورد انتظارe مورد انتظار O-e 53بدن زرد 75بدن زرد 5 25 0/52 11ابونی 25ابونی 5 25 1/56     =2/08   درجه آزادی =فنوتیپ – 1                  2 – 1 = 1    0/1P0/2                                                P0/05                               بی معنی=قابل قبول   مونو هیبرید وابسته به جنس:                                                                                                                                X+Y Pi= Xw Xw                                                                                                                           XwY      F1= Xw X+          Xw X+       Xw Xw   X+Y XwY                                                                                                                                               F2= ماده  Xw Xw    Xw X+   نر  Xw Y  X+ Y             نتایج:   O-e مورد انتظار مورد انتظارe مشاهده شدهO 0/077 1/5625 1/25 25 19نر چشم سفید 0/521 10/5625 3/25 25 17نر چشم قرمز 4/694 95/0625 9/75 25 30ماده چشم قرمز 1/361 27/5625 5/25 25 15ماده چشم سفید =6/5     نسبت1:1:1:1         درجه آزادی =فنوتیپ – 1                  4– 1 = 3   0/1P0/2                                                 P0/05                               بی معنی=قابل قبول   دی هیبرید:                                                                                                                                Pi=  F1=                                                                                            =F2 تست کراس:ماده از F1 با نر مغلوب     نتایج:                                                                                                              تعداد کل 85   چشم قرمز و بدن زرد 26   چشم نارنجی و بدن تیره 24 نوترکیب چشم نارنجی و بدن زرد 15 نوترکیب چشم قرمز و بدن تیره 20                       پیوسته ناقص 50فاصله دو ژن                             غیر پیوسته-یا پیوسته هستند ولی رفتار غیر پیوسته دارند فاصله دو ژن                                   پیوسته ناقص زاده های نو ترکیب= 0                               پیوسته کامل    

عنوان آزمایش:تقسیم

مقدمه:

چرخهٔ سلولی

 

چرخهٔ یاخته‌ای (سلولی) (به انگلیسی: Cell cycle) به مجموع مراحل رشد یک سلول گویند، که به مراحل G1، S، G2، و میتوز (M) تقسیم می‌شود.

مراحل G1، S، و G2 مجموعا انترفاز نامیده می‌شوند، و در عوض میتوز به مراحل پروفاز، متافاز، آنافاز، و تلوفاز تقسیم می‌گردند.

چرخه سلولی در واقع سیکل وقایع سلولی از یک میتوز تا دیگر را نشان می‌دهد.

 

تقسیم سلولی

 

تقسیم سلولی یا تقسیم یاخته‌ای فرایندی است که در آن یک یاخته(یاخته مادر) به دو یا چند یاخته دیگر(یاخته‌های دختر) تقسیم می‌شود. تقسیم یاخته‌ای معمولاً بخش کوجکی از چرخهٔ یاخته‌ای می‌باشد. این تقسیم در یوکاریوت‌ها، میتوز نام دارد که در آن یاخته‌های دختر نیز می‌توانند دوباره تقسیم شوند. نظیر این تقسیم در پروکاریوت‌ها، تقسیم دوتایی نام دارد. تقسیم دیگری که فقط در یوکاریوت‌ها دیده می‌شود میوز است که در آن یاخته به طور همیشگی به گامت تبدیل می‌شود و قادر به تقسیم دوباره نمی‌باشد تا اینکه عمل لقاح انجام شود. در طول عمر یک انسان، بدن او حدود ۱۰٬۰۰۰ تریلیون تقسیم را تجربه می‌کند.

در همهٔ انواع تقسیم یاخته، یاخته‌ای را که در حال تقسیم است، یاختهٔ مادر و یاخته‌های حاصل از تقسیم را یاخته‌های دختر می‌نامند. یاخته‌های دختر به یاختهٔ مادر شباهت فراوان دارند.

انواع

سه نوع تقسیم، تقسیم دوتایی (چپ)، تقسیم میتوز(وسط)، تقسیم میوز(راست)یاخته‌ها در دو گروه طبقه‌بندی می‌شوند: پروکاریوت‌ها و یوکاریوت‌ها. به دلیل تفاوت‌های ساختاری در یاخته‌های این دو گروه، طریقه تقسیم آنها نیز با هم تفاوت دارند.

البته در یوکاریوت‌ها تقسیم یاخته‌های سوماتیک(غیرجنسی) با یاخته‌های جنسی(گامت‌ها)(اسپرم در مرد و تخمک در زن) تفاوت دارد.

تقسیم دوتایی

این روش تقسیم در باکتری‌ها دیده می‌شود و باکتری‌ها از طریق همین تقسیم تولید مثل می‌کنند. تقسیم دوتایی نوعی تولید مثل غیرجنسی است که به تولید زاده‌هایی یکسان منجر می‌شود. هنگام تکثیر یاخته دو یاخته دختر حاصل می‌شود و یاخته مادر، هرچند که از بین نمی‌رود، اما به صورت قبلی نیز وجود نخواهد داشت. به عبارت بهتر، دو یاخته دختر در مجموع زمانی یاخته مادر بوده‌اند که اجزای یاخته‌ای مادر بین آن‌ها تقسیم شده‌است.

تقسیم یوکاریوت‌ها

به دلیل وجود هسته و DNA در شکل کروموزومی، در یاخته‌های یوکاریوت، امکان تقسیم دوتایی وجود ندارد. به همین دلیل یوکاریوت‌ها برای تقسیم از نوعی تقسیم هستهٔ یاخته استفاده می‌کنند و سپس سیتوپلاسم خود را تقسیم می‌کنند که در مجموع میتوز نام دارد. اگر یاخته‌های یوکاریوتی بخواهند گامت تولید کنند باید از تقسیم میوز استفاده کنند.

تقسیم یاخته‌های یوکاریوتی به مراتب از تقسیم یاخته‌های پروکاریوتی(تقسیم دوتایی) پیچیده‌تر است، زیرا در این تقسیم سیتوپلاسم و هسته هر دو نقسیم می‌شوند و قبل از تقسیم سیتوپلاسم، لازم است اندامک‌های مختلف به درستی در فضای یاخته بازآرایی شوند تا بتوانند به گونه‌ای مناسب، بین دو یاخته دختر توزیع شوند و یاخته‌هایی کارآمد را پدید آورند.

مراحل زندگی یک یاخته یوکاریوتی را به صورت یک چرخه است که از انتهای یک تقسیم تا پایان تقسیم بعدی ادامه می‌یابد.

سانتریول

یک میانک با نه عدد ریزلولهٔ سه‌تایی.میانَک یا سِنتریول یک اندامک بشکه‌مانند است که در بیشتر یاخته‌های یوکاریوتی دیده می‌شود ولی در گیاهان سطوح بالا و قارچ‌ها حضور ندار. میانک ذره مرکزی میان‌تن (سنتروزوم) است. دیواره‌های میانک معمولاً از نه عدد ریزلولهٔ سه‌تایی ساخته شده‌است. این اندامک در تقسیم سلولی نیز نقش دارد. قبل از دومین مرحله رشد یک جفت و پس از آن دو جفت سنتریول در سلول وجود دارد.

مراحل تقسیم میتوز

 

 

مقدمه

مرحله میتوز تقسیم یاخته‌ای نسبت به جنبه‌های دیگر چرخه یاخته‌ای یوکاریوتها توجه بیشتری را به خود جلب کرده است. بر اساس سنتی که وجود دارد میتوز را به چهار مرحله پروفاز ، متافاز ، آنافاز و تلوفاز تقسیم می‌کنند. این گونه تقسیم بندی آسان به نظر می‌رسد، اما روند تقسیم حقیقتا پیوسته است و مراحل تقسیم به آرامی از یک مرحله به مرحله دیگر وارد می‌شود.

میتوز روشی برای تقسیم هسته سلول است که شامل متراکم شدن کروموزومهای دو کروماتیدی ، تفکیک کروماتیدهای خواهر هر کروموزوم ، تقسیم کروموزومهای هر سلول به دو دسته یکسان ، انتقال هر دسته کروموزوم به یک قطب سلول و در نهایت تشکیل دو هسته هم ارزش با یکدیگر و مشابه با هسته یاخته مادری است.

پروفاز

اولین مرحله تقسیم یاخته‌ای که با متراکم شدن کروموزومها) که آغاز آن از مرحله  است) آغاز می‌شود و شاید طولانی‌ترین مرحله بوده و چند ساعت طول می‌کشد، پروفاز نام دارد. متراکم شدن کروموزومها در طی مرحله پروفاز ادامه می‌یابد. بنابراین کروموزومهایی که در آغاز پروفاز به صورت رشته‌ای ظریف بودند، در آخر این مرحله کاملا حجیم می‌شوند. هنگامی که بخشی از کروموزوم که حاوی ژنهای RNA ریبوزومی است، متراکم می‌شود، سنتز RNA ریبوزومی کاهش می‌یابد و در نتیجه هستک که قبلا مشخص شود، ناپدید می‌گردد.

در حین متراکم شدن کروموزومها یک سری رویدادهای مهم دیگر رخ می‌دهد. هستک ناپدید شده و دستگاه ریزلوله‌ای ، جهت جدا کردن کروموزومهای دختر تشکیل می‌گردد. در اوایل مرحله پروفاز دو جفت سانتریول از یکدیگر دور می‌شوند و بین آنها محوری از ریزلوله‌ها تشکیل می‌گردد که رشته‌های دوک نامیده می‌شوند. سانتریولها از هم دور می‌شوند تا در دو قطب مخالف روبروی هم قرار گیرند و پلی از ریزلوله‌ها بین آنها بوجود می‌آید. در یاخته‌های گیاهی چنین پلی متشکل از رشته‌های دوک بین قطبهای مخالف یاخته تشکیل می‌گردد، اما در این حالت مرکز سازمان دهنده ریزلوله‌ها با میکروسکوپ نوری دیده نمی‌شود.

هنگام تشکیل دستگاه دوک ، غشای هسته خرد می‌شود و مواد آن بوسیله شبکه آندوپلاسمی جذب می‌گردد. بنابراین دوک ریزلوله‌ای از یک قطب به قطب دیگر کشیده می‌شود. موقعیت دوک صفحه تقسیم را مشخص می‌کند که از مرکز هسته می‌گذرد و عمود بر دوک است. هنگامی که سانتریولهای یاخته‌های جانوری در حال تقسیم ، به قطبهای یاخته می‌رسند، در اطراف خود رشته‌هایی از ریزلوله‌ها را به صورت شعاعی بیرون می‌فرستند که همانند داربستی سانتریولها را در برابر غشای یاخته نگاه می‌دارند. این نوع آرایش ریزلوله‌ها را ستاره (آستر) می‌گویند.

یاخته‌های گیاهی که دیواره سخت یاخته‌ای دارند، فاقد سانتریول هستند. در حین ادامه پروفاز دومین گروه ریزلوله‌ای از هر سانترومر منفرد به قطبهای دوک کشیده می‌شوند. از هر کروموزوم دو ریزلوله خارج می‌شود که دو طرف سانترومر را به دو قطب دوک متصل می‌کنند. دو ریزلوله متصل به سانترومر به پیشروی خود ادامه می‌دهند تا هر دو با دو قطب یاخته تماس حاصل کنند. این امر سبب کشیدگی کرومزومها به خط میانی یاخته می‌شود. در مرحله پروفاز ATP به مقدار فراوان مصرف می‌شود. اگر فهالیت تنفسی یاخته در ابتدای این مرحله متوقف گردد، میتوز هم متوقف خواهد شد. در اواخر این مرحله ، اگرچه یاخته مقدار زیادی ATP ذخیره می‌کند، با این وجود کاهش فعالیت تنفسی هیچ اثری بر میتوز ندارد.

 

متافاز

دومین مرحله میتوز ، یعنی متافاز ، هنگامی آغاز می‌شود که کروماتیدهای جفت در مرکز یاخته در یک سطح قرار بگیرند. در این مرحله کروموزومها به آسانی قابل شمارش هستند. ریزلوله‌ها که به دو طرف قطب کشیده شده‌اند، آشکارا قابل مشاهده‌اند. کروموزومها هم موازی یکدیگر نیستند، بلکه بازوی بلند آنها در هر جهتی قرار می‌گیرد. سانترومرها به یک فاصله از دو قطب در یک سطح قرار می‌گیرند.

در تقسیم میتوز کروموزومها ، سانترومرهای خود را بطور غیر فعال دنبال می‌کنند. هر سانترومر دو طرف دارد و یک ریزلوله سانترومری به هر طرف آن متصل شده و به قطبهای مخالف کشیده می‌شود. این نظم و ترتیب برای روند میتوز کاملا مهم است. هر اشتباهی در استقرار این ریزلوله‌ها خطرناک است. به عنوان مثال ، اتصال دو ریزلوله سانترومری به همان قطب سبب جدا نشدن کروماتیدهای خواهر و در نتیجه باقی ماندن آنها در همان یاخته دختر می‌شود.

زیست شناسان برای متوقف کردن میتوز در مرحله متافاز ، از ماده‌ای به نام کلشی‌سین استفاده می‌کنند تا ساختار ریختی و تعداد کروموزومها را مطالعه کنند. در بسیاری از گونه‌ها ، اندازه کروموزومها متغیر است. کروموزومهای بزرگتر در بیرون و کروموزومهای کوچکتر در مرکز قرار می‌گیرند. در این مرحله کروموزومها ضخیم و کوتاه‌اند. کرومونما به حداکثر انقباض خود می‌رسد. در پایان مرحله متافاز ، سانترومرها تقسیم می‌شوند. تقسیم سانترومر همه کروموزومها همزمان صورت می‌گیرد. شکل استوانه‌ای کروموزومهای متافاز نتیجه محکم کلاف شدن کرومونماست. کوتاه شدن کروموزومهای پروفازی و تبدیل آنها به کروموزومهای متافازی هنگام تقسیم 3 تا 6 برابر است.

آنافاز

در بین مراحل میتوز ، ATPی رانده شده در اثر تغییرات ساختاری پروتئینهای پل ریزلوله‌های جفت است. چون هر یک از ریزلوله‌های جفت از نظر فیزیکی ، به قطبهای مخالف قلاب شده‌اند، سر خوردن هر یک از آنها روی دیگری سبب دور شدن قطبها از یکدیگر می‌شود.

 

1.       سانترومرها به طرف قطبها حرکت می‌کنند. با جابجا شدن پیاپی اجزای توبولین از انتهاهای قطبی خود ریزلوله‌های سانترومری کوتاه می‌شوند. این روند کوتاه شدن ، یک انقباض نیست، چون ریزلوله‌های سانترومری مرکز تنظیم کننده جابجا می‌شوند. هر قدر اجزا توبولین بیشتر جابجا شوند، بی نظمی پیشرفته ریزلوله حامل کروموزوم سبب کوتاهتر شدن آن می‌گردد و کروموزوم را به قطب یاخته نزدیکتر می‌کشاند. رشته‌های اکتین در دوک هم دیده می‌شوند.

تلوفاز

جدا شدن کروماتیدها که در مرحله آنافاز صورت می‌گیرد، تقسیم صحیح ژنوم همانندسازی شده را که عنصر اصلی میتوز است، کامل می‌کند. با این تکمیل ایفای نقش تلوفاز که از بین بردن تشکیلات دوک و تشکیل دو هسته است، آغاز می‌شود. دستگاه دوک متلاشی می‌شود. ریزلوله‌ها نظم خود را از دست می‌دهند و به صورت مونرمرهای توبولین در می‌آیند و آماده استفاده مجدد در ساختار اسکلت یاخته‌ای جدید می‌شوند.

غشای هسته در اطراف هر گروه کروماتیدهای دختر شکل می‌گیرد. این کروماتیدها که هنوز به شکل کروموزوم‌اند، شروع به باز شدن می‌کنند و کاملا کشیده می‌شوند و به صورت کروماتین تجلی می‌یابند. یکی از ژنهایی که به سرعت ظاهر می‌شود، RNA ریبوزومی است که سبب ظهور مجدد هستک می‌گردد.

تقسیم میوز

 

 

مقدمه

تقسیم میوز شامل دو بخش میوز اول و میوز دوم است. در اثر تقسیم میوز ، گامتها بوجود می‌آیند. این تقسیم عموما قبل از تشکیل گامتها یا همزمان با تولید آنها صورت می‌گیرد. این فرایند سبب می‌شود که در موقع تشکیل تخم ، تعدادکروموزومها مضاعف نشود. تقسیم میوز در اندام تولید مثلی نر و ماده که محتوی سلولهای دیپلوئیدی مخصوصی است، صورت می‌گیرد. این سلولها دو تقسیم متوالی را طی می‌کنند، اما کروموزومها فقط یک بار مضاعف می‌شوند. از این تقسیم چهار سلول حاصل می‌آید که تعداد کروموزومهای هر یک نصف تعداد اولیه است.

بخش اول میوز

بخش اول میوز همانند میتوز خود شامل چهار مرحله است.

پروفاز اول

مرحله پروفاز در میوز اول روند پیچیده‌ای است که بسیار کندتر از میتوز صورت می‌گیرد و شامل پنج مرحله است:

•        زیرمرحله لپتوتن:

آغاز پروفاز با افزایش حجم هسته‌ای مشخص می‌شود. کروموزومها به صورت تخمهای دراز ، نازک و تاب خورده به شکل دانه‌های تسبیح به نام کرومومر ظاهر می‌شوند. این ریز مرحله را لپتوتن گویند. کروموزومها منفرد به نظر می‌رسند، در حالی که بیشتر DNAی یاخته قبلا دو برابر شده و کروموزومها دارای دو کروماتید هستند. بر اساس گفته «براون» ، سنتز DNA تا مرحله لپتوتن ادامه دارد و زمان  چرخه یاخته‌ای را تشکیل می‌دهد.

•        زیرمرحله زیگوتن:

در این مرحله کروموزومهای همساخت به ترتیب ویژه‌ای جفت می‌شوند. نیرویی که دو جفت کروموزوم را به سوی یکدیگر می‌کشد، هنوز مشخص نشده است. این روند را سیناپس می‌گویند و جفت کروموزومهای همساخت را بی‌والانت (تتراد) می‌گویند.

•        زیرمرحله پاکی‌تن:

در این مرحله هستک از نظر اندازه رشد می‌کند و کروموزومها کوتاهتر و ضخیخم‌تر می‌شوند. حال هر کدام یک تتراد هستند که از دو کروموزوم همساخت یا 4 کروماتید تشکیل شده‌اند. هر کروماتید از یک تتراد ، به دور کروماتید خواهر خود می‌پیچد و کوتاهتر و ضخیم‌تر می‌شود. هر کروموزوم همساخت سانترومر مستقل دارد. بنابراین هر کروماتید سانترومر خاص خود را دارا است.

مهمترین رویداد در زیرمرحله پاکی‌تن ، تشکیل کیاسما به هنگامی است که دو کروماتید خواهر از هر کروموزوم همساخت ، قطعاتی را بین خود مبادله می‌کنند. تبادل قطعات بین دو کروماتید از دو کروموزوم همساخت را کراسینگ اور (تقاطع کروموزومی) گویند. زیرمرحله پاکی‌تن طولانی است. در پایان این زیرمرحله ، نیرویی سبب جدا شدن کروماتیدها از یکدیگر می‌شود.

•        زیرمرحله دیپلوتن:

در این مرحله کروموزومها ، جدا شدن از یکدیگر را آغاز می‌کنند، اما چون در بعضی نقاط تبادل صورت گرفته است، لذا در این نقاط متصل به یکدیگر باقی می‌مانند. این ریز مرحله حقیقتا کیاسما نام دارد و از نظر ژنتیکی دارای اهمیت فراوانی است، زیرا تبادل بین کروماتیدهای ناخواهری در این زیرمرحله صورت می‌گیرد. کراسینگ اور به تبادل ژنها می‌انجامد و سبب تشکیل کروماتیدهای نوترکیب می‌شود. در ژنتیک مولکولی ، کراسینگ اور به عنوان وسیله تجربی برای نقشه برداری کروموزومی بکار می‌رود.

•        زیرمرحله دیاکینز:

در این مرحله ، کروموزومها کوتاهتر و ضخیم‌تر شده و کیاسما ناپدید می‌شود. کروموزومهای همساخت از دو سو به سمت محیط هسته کشیده می‌شوند، اما جدا شدن کامل کروماتیدها صورت نمی‌گیرد. کروموزومهای همساخت فقط در انتها متصل به یکدیگر باقی می‌مانند و ساختار حلقه مانند عریضی را تشکیل می‌دهند. به علاوه هستک و غشای هسته ناپدید می‌شود و دوک بطور کامل تشکیل می‌گردد. کرومزومهای تتراد در صفحه متافاز قرار می‌گیرند.

متافاز اول

این مرحله پس از دیاکینز آغاز می‌شود و همانند متافاز میتوز است. کروموزومهای همساخت در صفحه استوایی باقی می‌مانند و از طریق سانترومرها به رشته‌های دوک متصل می‌شوند.

آنافاز اول

در آنافاز اول ، کروماتیدهای خواهر از هر کروموزوم همساخت که به وسیله سانترومر به یکدیگر متصل‌اند، به قطبهای مربوط به خود می‌روند. کیاسما کاملا متلاشی می‌شود و کروماتیدهای ناخواهری از هم جدا می‌گردند. این کروماتیدها ، با کروموزومهای پدری و مادری خود تفاوت دارند. در مقایسه با آنافاز میتوز که در آن هر کروموزوم یک کروماتید دارد، هر کروموزوم در مرحله آنافاز میوز ، از دو کروماتید تشکیل شده است که احتمالا یکی از کروماتیدها ، نوترکیب است.

تلوفاز اول

در این مرحله کوتاه ، پیچش کروماتیدها باز شده و کروماتیدها دراز می‌شوند و تا مدتی در حالت فشردگی باقی می‌مانند. غشای هسته در اطراف هر گروه کروماتید تشکیل می‌گردد و دو هسته مجزا بوجود می‌آیند. در بعضی موجودات پس از تشکیل غشاها در هسته ، هر هسته دختر قبل از اینکه دومین تقسیم میوز آغاز شود، مدتی در مرحله اینترفاز باقی می‌ماند. باید توجه داشت که بین دو تقسیم میوز (ساختمان DNA|DNA)) ساخته نمی‌شود.

مرحله دوم میوز

این مرحله تقسیم همانند میتوز است، اما با این تفاوت که کروموزومها از دو کروماتید تشکیل شده‌اند. در این نوع تقسیم هر دو هسته خواهر از مراحل پروفاز ، متافاز ، آنافاز و تلوفاز دوم می‌گذرند. در این مرحله مضاعف شدن DNA صورت نمی‌گیرد.

پروفاز دوم

پروفاز این مرحله بسیار کوتاه است. دوک تشکیل می‌شود و کروموزومهای دو کروماتیدی و مضاعف روی آن قرار می‌گیرند.

متافاز دوم

در متافاز دوم ، کروموزومها به قسمت وسط دوک می‌روند و در آنجا مستقر می‌شوند. نکته جالب توجه این است در متافاز میوز اول سانترومرهای کروموزومهای همساخت از یکدیگر جدا می‌شوند، در حالی که در میوز دوم سانترومرهای کروماتیدهای خواهری از یکدیگر فاصله می‌گیرند.

آنافاز دوم

در آنافاز دوم میوز کروماتیدهای هر کروموزوم از هم جدا می‌شوند و به دو قطب سلول می‌روند.

تلوفاز دوم

در تلوفاز دوم میوز ، تقسیم میوزی کامل می‌شود و چهار سلول بوجود می‌آید. در بسیاری از جانداران ماده ، سیتوپلاسم سلولها در میوز بطور نامساوی تقسیم می‌شود و فقط یک سلول به جای چهار سلول حاصل می‌آید که سیتوپلاسم فراوان دارد و مبدل به تخمک می‌شود. سه سلول کوچک باقیمانده معمولا می‌میرند. در بعضی از جانداران نر چهار سلول حاصل مبدل به اسپرم می‌شوند.

 

مواد و وسایل لازم:

 

-        رنگ استوکارماین

-        اسید استیک

-        میکروسکوپ نوری

-        شیشه ساعتی

-        سوزن تشریح

-        چراغ الکلی

-        بشر

-        غده پیاز

روش کار:

یک عدد غده پیاز را در یک بشر یا لیوان حاوی آب قرار میدهیم. غده پیاز بعد از چند روز که در آب قرار می کیرد ریشه دار می شود.

برای مطالعه میتوز باید از ریشه های جوان به طول 2.5 تا 5 سانتیمتر استفاده می نمائیم. سلول های نزدیک نوک ریشه فعالانه تقسیم می شوند و باعث رشد ریشه می گردند.

0/5سانتیمتر از نوک ریشه های جوان را می بریم.

روی شیش ساعت گذاشته و روی آن رنگ استوکارمن ریخته 10دقیقه روی شعله قرارا داده اما خشک نشود.بعد رنگ را با استیک اسید شسته تا بافت ریشه نرم شود.روی لام گذاشته و از طول با سوزن ته گرد ریش ریش کرده بعد رنگ زده و با انگشت آن را له می کنیم.

    

 

عنوان آزمایش: شناسایی باکتری ها بر اساس واکنش های شیمیایی

هدف:

شناسایی باکتری ها بر اساس واکنش های شیمیایی

مقدمه:

محیط کشت Triple Sugar Iron Agar  (TSI)

از این محیط دارای مشخصات خاصی هستند به طوری که محیط TSI قرمز رنگ و دارای سه قند گلوکز ,لاکتوز و سوکروز می باشد که به صورت دو قسمت عمقی (Butt ) و شیب دار (Slant ) تهیه می شود و جهت تشخیص قابلیت باکتری ها در استفاده از لین سه قند و تخمیر آنها (همراه با ایجاد گاز CO2 و یا بدون تولید آن ) و از طرفی تولید گاز H2S به کار می رود..تخمیر قندها به واسطه تولید اسید و زرد رنگ شدن محیط TSI مشخص می شود به طوری که اگر باکتری فقط قادر به تخمیر گلوکز باشد فقط قسمت عمقی و هم قسمت شیب دار زرد رنگ می شود.از طرفی تولید گاز CO2 به واسطه ایجاد حباب یا ترک خوردگی در محیط کشت یا بالا فرستادن محیط کشت مشخص می شود.

محیط SIM محیطی است نیمه جامد و زرد کم رنگ که به واسطه آن سه آزمایش تولیدH2S تولید اندول و حرکت باکتری ها مورد بررسی قرار می گیرد. این محیط فقط دارای عمق است و به صورت Stab کشت داده می شود.

تولید اندول به وسیله اضافه کردن چند قطره معرف کوآکس برسطح محیط SIM و تغییر رنگ معرف به صورتی تا بنفش نمایان می شود.حرکت باکتری نیز که در تشخیص انواع باکتری از آن استفاده می شود به واسطه وجود کدورت در اطراف محل ورود آنس در این محیط پس از ۲۴ ساعت مشخص می گردد.بررسی تولید H2S در محیط SIM آهن پپتونه است که مناسب تر از معرف سولفات آهن موجود در TSI است.

اسیدی شدن را با حرف A و قلیایی شدن را با Alk نشان می دهیم.

A/A:تمام لوله زرد است و باکتری تمام قند را مصرف کرده و سبب اسیدی شدن محیط شده است.

Alk/A:این حالت در طی 72 ساعت نشان دهنده مصرف تنها گلوگز است و بقیه قند ها مصرف نشده اند.

Alk/Alk :هیچ قندی مصرف نشده و محیط تغییر رنگ نمی دهد و شرایط قلیایی است.

اگر باکتری در این محیط قادر به استفاده از تیو سولفات سدیم باشد H2S  تولید می کندکه با املاح آهن موجود در محیط رسوب سیاه رنگ خواهد داد. همچنین اگر تخمیر قندبا تولید CO2 همراه باشد,حباب و ترک خوردن و حتی جابجایی محیط را خواهیم داشت.

 

 

محیط  کشت سیمون سیترات (S.C )

محیط سیمون سیترات (S.C ) نیز محیطی است سبز رنگ و شیب دار که حاوی سیترات می باشد که اگر باکتری دارای آنزیم سیتراتازیا سیترات لیاز باشد با مصرف و تبدیل آن به کربنات سدیم رنگ محیط را از سبز به آبی تغییر می دهد.

تست سیترات: برخی از باکتریها قادر هستند تا سیترات را به عنوان منبع غذائی مصرف و تولید اسید نمایند.

محیط کشت: سیمون سیترات آگار یا سیمون سیترات براث (سبز)

نتیجه گیری: ایجاد رنگ آبی در لوله نشان دهنده ی مثبت بودن تست و عدم تغییر رنگ مؤید منفی بودن آن ا

 

محیط  کشت Oxidative / Fermentative ( O/F)

با کشت باکتری در این محیط می توان مشخص نمود که استفاده باکتری از کربوهیدرات از طریق اکسیداسیون یا از طریق تخمیر صورت کرفته است .این محیط را در دو قسمت ،یکی حاوی پارافین و دیگری فاقد پارافین تهیه نموده و از نمونه در هر دو محیط کشت می دهیم.در صورتی که باکتری تنها از طریق اکسیداسیون قند را مورد استفاده قرار دهد،تنها در لوله ی فاقد پارافین قند را مصرف کرده و محیط را اسیدی نموده،که در مجاورت معرف بروموتیمول بلو به رنگ زرد در می آید.رنگ زرد ازبالای لوله شروع می شودکه باکتری از طریق فرمنتاتیو قندها را تخمیر نماید،هر دو لوله ی کشت ( حاوی پارافین و فاقد پارافین ) بر اثر تولید اسید شاهد ظهور رنگ زرد خواهیم بود. از محیط OF می توان در تمایز کوکسی های گرم مثبت بخصوص استافیلوکوک اورئوس استفاده نمود .

 

روش آزمایش:

ابتدا میز کار ار با الکل ضدعفونی کرده.باکتری های مورد نظر را درکنار شعله بر روی محیط های TSIو S.C کشت خطی داده.برای محیط O/Fکشت ساده داده. به مدت 24 ساعت انکوبه کرده.

مشاهدات:

روش TSI

محیط اولیه

محیط ثانویه(بعد از رشد)

رنگ محیط کشت در Staphylococcus aureus

قرمز

زرد

تولید گاز CO2 در

Staphylococcus aureus

 

ترک خوردگی در قسمت بالای  محیط کشت

 

روش TSI

محیط اولیه

محیط ثانویه(بعد از رشد)

رنگ محیط کشت در

E.coli  

قرمز

زرد

تولید گاز CO2 در

E.coli  

 

بالا فرستادن محیط کشت

 

 

 

 

 

 

 

روش O/F

محیط اولیه

محیط ثانویه(بعد از رشد)

رنگ محیط کشت در

E.coli  بدون پارافین

آبی

محیط کشت اولیه خراب بوده نتیجه ای مشاهده نشد

تولید گاز CO2 در

E.coli  با پارافین

آبی

محیط کشت اولیه خراب بوده نتیجه ای مشاهده نشد

 

 

 

روش S.C

محیط اولیه

محیط ثانویه(بعد از رشد)

رنگ محیط کشت در

E.coli  

سبز یشمی

باید  كشت شيب دار

 Slant  Cultures بود تا در عمق رشد کند.

روی سطح آبی

Klebsiella

سبز یشمی

باید  كشت شيب دار

 Slant  Cultures بود تا در عمق رشد کند.

روی سطح آبی

 

MRVP

رشد

Enterobacter

+

Klebsiella

+

 

عنوان آزمایش: سنجش حساسیت باکتری ها به آنتی بیوتیک

v\:* {behavior:url(#default#VML);} o\:* {behavior:url(#default#VML);} w\:* {behavior:url(#default#VML);} .shape {behavior:url(#default#VML);}
هدف: سنجش حساسیت باکتری ها به آنتی بیوتیک تاریخچه: مدتها قبل از کشف پنی‌سیلین بشر آموخته بود بطور تجربی بعضی مواد خام را به عنوان عامل ضد میکروب مورد استفاده قرار دهد. ۶۰۰ - ۵۰۰ سال قبل از میلاد، چینی ها شیره کپک زده لوبیای شور را برای درمان عفونتها بکار می‌بردند. اولين شكل آنتي بيوز باكتريها در سال 1877 بوسيله پاستور و ژوبر نشان داده شد. اين دانشمندان مشاهده كردند كه بعضي از باكتريها مانند شاربن وقتي با بعضي ديگر از باكتريهاي ساپروفيت مانند باسيل سوبتليس مخلوط شود رشد آنها بكندي صورت مي گيرد . ابتدا خيال مي كردند كه باسيل سوبتليس اكسيژن محيط را گرفته و مانع تنفس باسيل شاربن مي گردد. ولي چندين سال بعد در سال 1880 پاستور باكتريهای پاستورلامولتوسیدا را پيدا كرد و نشان داد اگر صاف شده كشت پاستورلامولتوسيدا در مجاورت باسيل سوبتليس و پيوسيانيك قرار بگيرد رشد نخواهد كرد. صاف شده اين باسيل ها نيز از رشد پاستورلا مولتوسيدا جلوگيري ميكرد. بالاخره پاستور در يادداشت هاي خود مي نويسد كه اين ترشحات در آينده ممكن است براي درمان بيماريها مورد استفاده قرار بگيرد . در سال 1885 بابس (Babes) مشاهده كرد كه بعضي از ميكروبهاي هوازي ساپروفيت موادي ترشح مي نمايند كه باكتريهاي بيماريزا را مي كشد. در سال 1896 رو (Roux) پني سليوم را براي از بين بردن باسيل حصبه و كلي باسيل بكار برد. در سال 1899 امرليش لو از باسيل پيوسيانيك ماده اي استخراج كرد بنام پيوسياناز كه در درمان بيماري سياه زخم و عفونت هاي چرك زا بكار رفته است. ولي در حقيقت مطالعه درباره ي آنتي بيوتيك ها از سال 1929 شروع شد . فلمينگ موقعي كه كلني هاي استافيلوكوك بيماري زا را روي ژلوز كشت مي داده متوجه شد كه استافيلوكوكها گاهي توسط قارچ هايي احاطه مي شود، اين قارچ ها مانع رشد استافيلوكوك مي گردند. اين قارچ ها را پني سليوم نوتاتوم نام گذاري كرد. فلمينگ عصاره اين قارچ را تهيه نمود و براي جدا كردن بعضي از باكتريها مانند هموفيلوس آنفلوانزا بكار برد. ولي بعد ها به فكر افتاد كه آنرا در درمان عفونت ها بكار برد. در سال 1939 چين و فلوري با ساير همكاران آكسفورد خود كشت خالص پني سيلين را تهيه نمود و آنرا به حالت كريستاليزه بدست آورد و خواص درماني آنرا نشان داد.پس از تهيه پني سيلين عده اي محققين از قارچ ها و آكتينوميست ها موادي بتدريج استخراج كردند كه مي توانست در درمان بيماريها مورد استفاده قرار بگيرد. بموازات اين بررسي ها تحقيقات در زمينه خواص ضد ميكروبي بعضي از مواد شيميايي آغاز گرديد. در سال 1903 ارليش نشان داد كه بعضي از مواد شيميايي مانند رنگهاي آزرونيك خاصيت ضد ميكروبي دارد ، ولي براي سلول هاي بدن سمي نمي باشد. به دنبال اين زمينه، مطالعات محققين در روي مواد شيميايي ضد ميكروبي شروع شد.       آنتی بیوتیک ها : آنتی بیوتیک ها ترکیباتی هستند که توسط میکروارگانیسم ها تولید و سبب کشتن یا مهار رشد سایر میکروارگانسیم ها میشوند. بسیاری از آنتی بیوتیک ها نیز به صورت مصنوعی سنتز میشوند مانند آنتی بیوتیک مترونیدازول . اولین بار آنتی بیوتیکی به نام 606 که ترکیبی از رنگ های آرسنیکی و سالوارسان بود در درمان تریپانوماپالیدم ، عامل سفلیس به کار برده شد. سپس الکساندر فلمینگ از کپک پنیسیلیوم نوناتوم ، پنی سیلین را استخراج کرد که یکی از مهمترین کشف ها در این زمینه میباشد. چگونگی اثر آنتی بیوتیک ها:        الف) باکتریواستاتیک (Bacteriostatic)         ب) باکتریوسیدال (Bacteriocidal) آنتی بیوتیک های باکتریو استاتیک این آنتی بیوتیک ها باعث مهار رشد باکتری میشود . اثرات این دسته آنتی بیوتیک ها بستگی به قدرت سیستم ایمنی دارد پس اینگونه آنتی بیوتیک ها در افراد دارای نقص سیستم ایمنی مورد استفاده قرار نمی گیرد.  منحنی باکتریوسایدی می تواند در امتداد زمان با توجه به غلظت های مختلف آنتی بیوتیک تغییر کند آنتی بیوتیک های باکتریوسیدال  این آنتی بیوتیک ها موجب کشته شدن باکتری ها می شود. زنده ماندن باکتری ها در پدیده باکتریوساید تصادفی است.تفاوت ژنتیکی بین آنها وجود ندارد.  طیف فعالیت: آنتی بیوتیک هایی با طیف اثر محدود Narrow  آنتی بیوتیک هایی که روی تعداد معدودی باکتری موثر هستند مثل پنی سیلین ها که بیشتربر روی باکتری های گرام مثبت موثر هستند.  آنتی بیوتیک‌های با طیف محدود، آنهایی هستند که فقط در مقابل یک میکرو ارگانیسم یا طیف بسیار محدودی از میکروارگانیسم‌ها فعّال می‌باشند؛ مانند وانکومایسین که عمدتاً در مقابل کوکسی‌های گرم مثبت مانند استافیلوکوک‌ها و انتروکوک‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرند. آنتی بیوتیک هایی با طیف اثرگسترده Broad آنتی نیوتیک های موثر بر طیف گسترده از باکتری ها مانند تتراسیکلین و کلرامفینیکل. MIC: حداقل غلظتی ار آنتی بیوتیک که از رشد باکتری ممانعت میکند. MBC : حداقل غلظتی از آنتی بیوتیک که میکروارگانیسم را میکشد .  آنتی بیوتیک‌های وسیع الطّیف، آنهایی هستند که در مقابل انواع مختلف میکرو ارگانیسم‌ها فعّال می‌باشند. مانند تتراسایکلین که در مقابل بسیاری از باکتری‌های گرم منفی، کلامیدیا، مایکوپلاسما و ریکتزیا‌ها موثّر است. (MIC 50): برابر است با غلظتی از آنتی بیوتیک که مانع رشد 50 درصد از باکتری ها گردد ( نمودار 4-12)    دقیق ترین و با ارزش ترین غلظت است.    حساسیت جمعیت متوسط تحت تاثیر inoclume قرار نمی گیرد و افزایش inoclume باعث افزایش هتروژنسیته باکتری می گردد. MIC 90 برابر است با غلظتی از آنتی بیوتیک که مانع رشد 90 درصد باکتری می شود که با CMA برابر است MIC 99  برابر است با غلظتی از آنتی بیوتیک که مانع رشد 99 درصد باکتری می شود   تقسیم بندی آنتی بیوتیک ها بر اساس عملکرد : 1.موثر بر سنتز دیواره سلولی(مهار سنتز دیواره) این دسته تماما باکتریوساید هستند   2.مهار کننده سنتز پروتئین بسته به نوع پروتئین میتوانند باکتریوساید یا استاتیک باشند 3.موثر بر غشا سیتوپلاسمی این دسته تماما باکتریوساید هستند 4.موثر بر اسید نوکلئیک این دسته تماما باکتریوساید هستند 5.آنتی متابولیت ها بسته به نوع مسیر متابولیکی که غیر فعال میشود میتوانند باکتریوساید یا استاتیک باشند.   آنتی بیوتیکها و عوامل ضد میکروبی: واژه آنتی بیوتیک در اصل به موادی اشاره می کند که منشاء زیستی دارند درحالیکه واژه عوامل کموتراپیک.(شیمی درمانی)  به مواد شیمیایی سنتزی اشاره دارد. تفاوت قائل شدن برای این دو واژه در حال محوشدن است،چون بسیاری از آنتی بیوتیکهای جدید در واقع محصولات زیستی هستند که به روش شیمیایی دچار تغییر شده اند و یا حتی محصولات زیستی می باشند که به شکل شیمیایی سنتز شده اند.       استاندارد هاله عدم رشد و تفسیرMIC   آنتی بیوتیک ( مقدار به ازای هر دیسک و باکتری) قطر هاله عدم رشد                      MIC تقریبی  (micro gm/ml) R I MS S R S Ampicillin (10 micro gm)               Enterobacteriaceae 12-13   >14   >32 Staphylococcus spp.     >29   beta-Lactamase Haemophilus spp.     >20   >4 Enterococci   >17     >16   Other streptococci   22-29 >30   >4 Chloramphenicol (30 micro gm) 13-17   >18   >25 Erythromycin (15 micro gm) 14-17   >18   >8 Nalidixic acid (30 micro gm) 14-18   >19   >32 Streptomycin (10 micro gm 12-14   >15       Tetracycline (30 micro gm) 15-18   >19   >16 Trimethoprim (5 micro gm) 11-15   >16   >16       یک آنتی بیوتیک خوب باید دارای خصوصیات زیر باشد: 1-دارای خاصيت سمیت انتخابی (selective toxicity) باشد. یعنی فقط روی عامل بیماری زا اثر کند و به سلول ميزبان آسيب نرساند .اينحالت نسبي است يعني غلظتي از دارو كه سلول ميزبان مي تواند تحمل كند به ميكروارگانيسم عفوني آسيب مي رساند . 2-طیف وسیعی داشته باشد و روی تعداد زیادی از باکتری ها اثر بگذارد. 3-اثر باکتریسیدال آن از خاصیت باکتریواستاتیکش بیشتر باشد 4-در آب به خوبی محلول و پایدار باشد و نیاز به کاربرد با دوزهای بالا نداشته باشد. 5-عوارض آن کم، قیمت آن مناسب و با حداقل دوز مؤثر واقع شود. سنجش حساسیت باکتری ها نسبت به آنتی بیوتیک: 1-تهیه رقت در لوله 2- تهیه رقت در آگار 3- استفاده از دیسک روش آزمایش: رقیق کردن در محیط مایع Staphylococcus aureus نام باکتری محیط براث   شماره لوله 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 غلظت آنتی بیوتیک 512 256 128 64 32 16 8 4 2 1 5/0 25/0     محیط براث 1cc 1cc 1cc 1cc 1cc 1cc 1cc 1cc 1cc 1cc 1cc 1cc 1cc 1cc رقت 1cc آنتی بیوتیک ورتکس 1cc از لوله شمار1-ورتکس 1cc از لوله شمار2-ورتکس 1cc از لوله شمار3 -ورتکس 1cc از لوله شمار4-ورتکس 1cc از لوله شمار5-ورتکس 1cc از لوله شمار6-ورتکس 1cc از لوله شمار 7-ورتکس 1cc از لوله شمار8-ورتکس 1cc از لوله شمار9-ورتکس 1cc از لوله شمار 10-ورتکس 1cc از لوله شماره 11 1cc آنتی بیوتیک   باکتری 0/1 cc 0/1 cc 0/1 cc 0/1 cc 0/1 cc 0/1 cc 0/1 cc 0/1 cc 0/1 cc 0/1 cc 0/1 cc 0/1 cc   1cc     در انکوباتور 37 درجه سانتیگراد به مدت 24 تا 48 ساعت قرار می دهیم. رشد             MIC + + + + +   +       تفسیر: رشدی انجام نشود: Mic=MBC رشد انجام شود:Micبزرگتر از MBC کشت از لوله های قبل: بدون رشد= MBC

موضوع:تست اوره

منابع: http://eghballab.mihanblog.com

http://www.naamilab.com

http://biochemistry20.blogfa.com

مقدمه:

اوره یا کاربامید carbamide یک ترکیب آلی با فرمول شیمیاییNH۲)۲CO می‌باشد. این مولکول دارای دو گروه آمین (- NH2) ‌است، که به یک گروه کربونیل (- CO -) اتصال یافته است.

اوره، در متابولیسم حاصل ترکیبات حاوی نیتروژن است که در بدن حیوانات نقش مهمی ایفا می‌کند و در عین حال، ماده اصلی حاوی نیتروژن، درادرار پستانداران به شمار می‌آید.  بسیار محلول درآب و نسبتا غیر سمی می‌باشد، از اوره به صورت گسترده‌ای درکودهای شیمیایی به عنوان یک منبع غنی و مناسب نیتروژن استفاده می‌شود. کلمات اوره وکاربامید، همچنین برای نامیدن یک طبقه خاص از مواد و ترکیبات شیمیایی که در همان گروه عملکردی RR'-CO-RR مشترک هستند نیز به کار می‌رود. بدین معنا که یک گروه کربونیل به دو آمین آلی متصل شده‌است

تنظیم اوره توسط کلیه ها یک بخش حیاتی از  سوخت وساز یا متابولیسم بدن انسان را تشکیل می‌دهدکه علاوه بر نقشی که اوره به عنوان حامل مواد زائد نیتروژن دار در بدن ایفا می‌کند، این ترکیب در تبادلات جاری در سیستم تبادلات نفرون نیز نقش دارد، بدین صورت که اجازه می‌دهد تا جذب مجدد (بازجذب) آب ویونهای مهمی که به منظور دفع، در ادرار ترشح شده‌اند، صورت گیرد. خود اوره در لوله‌های جمع کننده ادرار واقع در مدولای داخلی نفرون‌ها بازجذب می‌شود، در نتیجه میزان اسمولالیته در مدولای اینترسیشیال، اطراف لوله صعودی (بالا رونده) و نازک قوس هنله افزایش می‌یابد که همین بالا رفتن اسمولاریته به نوبه خود باعث بازجذب مجدد آب می‌شود. با فعالیت حامل شماره ۲ اوره  بخشی از این اوره بازجذب شده، در نهایت دوباره درشاخه نازک و صعودی جریان پیدا ‌کند، و سرانجام از طریق لوله‌های جمع آوری کننده، به درون ادرار دفع می‌شود.

این مکانیزم، که توسط هورمون ضد ادراری antidiuretic کنترل می‌شود، به بدن اجازه می‌دهد تا ادرار هیپراسموتیک ایجاد کند، یعنی ادراری که غلظت بالاتری نسبت به مواد حل شده در  پلاسمای خون را دارد. این مکانیزم همچنین برای جلوگیری از، از دست دادن آب نیز مهم است و به حفظ  فشارخون و نیز حفظ غلظت مناسب یونهای سدیم در پلاسمای خون کمک می‌کند.

 آمونیاك حاصل از ‌اسید آمینه (گروه آمین به علت داشتن pk بالا در PH خون به صورت یون آمونیوم است)، در كبد بوسیله یك مكانیسم چرخه‌ای به اوره تبدیل می‌شود. ‌این چرخه نخستین بار توسط كربس و همكارانش كشف و به نام چرخه اوره نامگذاری شد. سه تركیب اصلی این چرخه اسید امینه‌ها هستند. این سه تركیب عبارتند از: آرژنین كه جزء اسیدهای آمینه اصلی سازنده پروتئینها است. اورنیتین و سیترولین دو اسید آمینه كمیاب‌اند و منحصرا در‌این چرخه وارد می‌شوند. آمونیاك حاصل از اسید آمینه در مجاورت ATP با CO2 تركیب شده و تركیبی به نام كربومویل فسفات می‌دهد.

CO2 + NH4+ + 2ATP + H2O ? 2ADP + Pi

مراحل چرخه اوره

آغاز چرخه با اورنیتین است كه در مجاورت كربومویل فسفات به سیترولین تبدیل می‌شود.  این مرحله در ماتریكس میتوكندری انجام می‌گیرد مراحل بعدی در سیتوپلاسم صورت می‌گیرد.

سپس مرحله‌ای است كه در طی آن سیترولین با مصرف انرژی با آسپارتات تركیب شده و آرژینینو سوكسینات می‌دهد. آنزیم آرژینییو سوكسینات واكنش را كاتالیز می‌كند.

مرحله تبدیل آرژینینو سوكسینات به آرژنین تحت اثر آنزیم لیاز است طی‌این واكنش فومارات - كه یكی از واسطه‌های چرخه كربس است نیز حاصل می‌شود.

Pi + سیترولین<——-اورنیتین ترانس کربامیلاز——کربومویل فسفات + اورنیتین

ADP+H+ آرژینینو سوکسینات<—–آرژینینو سوکسینات سنتتاز —ATP + آسپارتات + سیترولین

فومارات + آرژنین<——-لیاز——-آرژنینو سوکسینات

اوره + اورنیتین <—-آرژیناز——–H2O + آرژنیتین

افراد مبتلا به نقصهای ژنتیكی در هر كدام از آنزیمهای شركت كننده در تولید اوره ، نمی‌توانند غذاهای غنی از پروتئین را تحمل كنند. اسیدهای آمینه‌ای كه بیش از توان مورد نیاز روزانه برای سنتز پروتئین خورده می‌شوند، در كبد دآمینه شده و تولید آمونیاكی می‌كنند كه نمی‌تواند به اوره تبدیل و در گردش خون منتقل گردد. آمونیاك شدیدا سمی است. درمانهای متعددی برای مبتلایان به نقص در چرخه اوره صورت می‌پذیرد. تجویز دقیق اسیدهای آروماتیك بنزوات یا فنیل استات در رژیم غذایی می‌تواند به كاهش مقادیر آمونیاك خون كمك كند.

سندرم اورمی

سطوح افزايش يافته اوره در بدن به اورميا (Uremia) موسوم مي‏باشد. به افزايش قابل ملاحظه اوره و كرآتينين در نتيجه عملكرد نامطلوب كليه‏ها، ازوتميا (Azotemia) گفته مي‏شود. اورميا، یک سندروم بالینی است که نشانه‏های آن شامل بی‏حالی، خواب آلودگی، گیجی، خارش و ... مي‏باشد. افزايش اوره خون مي‏تواند به دلايل كليوي و يا غيركليوي رخ دهد. همه بيماري‏هاي كليوي تقريبا با دفع ناكافي اوره همراه بوده و بنابراين موجب افزايش اوره خون مي‏گردند. معمولا سطح BUN تا زمانی که حداقل 50 درصد عملکرد گلومرولی از دست نرود شروع به افزایش نمی‏کند. در موارد آسيب تنها يكي از كليه‏ها، عملكرد آن توسط كليه ديگر جبران شده و بنابراين در اين موارد، شاهد افزايش در اوره خون نخواهيم بود. افزايش سن نيز از طريق از دست‏دادن مقداري از نفرون‏ها، موجب افزايش مختصري در اوره خون مي‏شود.

افزايش اوره خون در مواردي غير از بيماري‏هاي كليوي نيز رخ داده كه از جمله آنها به افزايش ميزان پروتئين‏ها در رژيم غذايي، خونريزي معدي- روده‏اي (Gastero-intestinal bleeding) و دهيدراتاسيون بدن در طي استفراغ، اسهال، هموراژي و يا دريافت ناكافي مايعات اشاره نمود. در برخي از موارد، آزمايش اوره به دليل بررسي اثرات سمي داروها بر كليه‏ها (Nephrotoxicity) و يا بر كبد (Hepatotoxicity) درخواست مي‏گردد. اوره برای پیگیری همودیالیز و سایر درمان‏ها مفید است چرا که به علت قابلیت انتشار بالای مولکول اوره، بلافاصله پس از دیالیز پایین می‏آید. کورتیکواستروئید از طریق افزایش کاتابولیسم پروتئین تمایل دارد تا اوره را افزایش دهد. سطح اوره خون بايد در ارتباط با آزمايش كرآتينين تفسير شود. نسبت BUN به كرآتينين (BUN/Cr)، يك اندكس خوب براي عملكرد كبد و كليه به شمار مي‏رود. در بیماری مزمن کلیه، سطح BUN بهتر از سطح کراتینین با علایم اورمی سازگار است.

افزايش اوره خون مي‏تواند به دلايل پيش‏كليوي (دهيدراتاسيون، سوختگي‏ها، خونريزي معدي- روده‏اي، كاهش حجم خون)، كليوي (نارسايي كليوي، داروهاي نفروتوكسيك، بيماري‏هاي كليوي) و يا پس‏كليوي (انسداد ميزناي در نتيجه سنگ و يا تومور، انسداد خروج ادرار از مثانه) باشد.

 

 علامت اختصاری BUN

آزمایش تعیین مقادیر نیتروژن اوره، خون مقدار نیتروژن در خون را که از اوره تولید می شود اندازه گیری می کند. اوره با شکسته شدن پروتئین ها در بدن در کبد تولید می شود و از طریق ادرار دفع می شود.

این تست برای بررسی عملکرد کلیه ها انجام می شود. اگر کلیه ها قادر نباشند که اوره را به صورت طبیعی از بدن دفع کنند، مقدار BUN     بالا می رود. نارسایی قلبی، دهیدراسیون(از دست دادن آب) یا رژیم پر پروتئین می تواند باعث بالا رفتن BUN     شود. کاهش BUN     به صورت طبیعی در سه ماهه دوم و سوم حاملگی دیده می شود.

علت انجام:

*بررسی عملکرد کلیه ها

*بررسی پیشرفت بیماری کلیوی

*بررسی اثر درمان بر کلیه ها

*بررسی دهیدراتاسیون(کم آبی) شدید

روش آمادگی:

از مصرف مقدار زیادی گوشت یا پروتئین، 24 ساعت پیش از این آزمایش اجتناب نمائید.

روش انجام تست:

انجام این تست با گرفتن خون از ناحیه بازو است.و نمونه ی ادرار است.

نتایج:

*مقدار طبیعی آنزیم در جواب آزمایش در قسمت محدوده طبیعی می آید. بااین حال حتی در مورد جوابهای خارج از محدوده ذکر شده، تصمیم طبیعی بودن با پزشک شما است.

* مقادیر بالا

-         بیماری های کلیوی (فی المثل در اثر دیابت)، فشار بالای خون، سنگ کلیه، نارسایی قلبی یا دهیدراتاسیون

-         داروها

-         رژیم پر پروتئین، بیماری آدیسون، آسیب بافتی مثل سوختگی یا خونریزی گوارشی،بدخیمی ها

    * مقادیر پایین

-         رژیم کم پروتئین، سوء تغذیه یا آسیب شدید کبدی

-         نوشیدن آب بسیار زیاد

-         مقادیرBUN     درخانم ها و کودکان، پایین تر است

مواردی که نتایج را تحت تأثیر قرار می دهند

-         داروها مثل آمفوتریسین B    ، نافسیلین، آمینوگلیکوزیدها، کانامایسین، کورتیکواستروئیدها، تتراسایکلین، ندرتأکلرامفنیکل

-         دیورتیک ها(مدرها)

-         سن (مقادیر BUN     با افزایش سن افزایش می یابد)

-         جنس(مقادیر BUN    با افزایش سن افزایش می یابد)

سایر آزمایشات مرتبط

-         کراتینین

-         میزان فیلتراسیون (پاک سازی) گلو مرولی برای کنترل کار کرد کلیه ها   

 


موضوع: آناتومی و فیزیولوژی دستگاه دفع ادرار


مقدمه:

کلیه نقش اساسی در تنظیم حجم و ترکیبات شیمیایی پلاسما، مایع خارج سلولی و لنف بر عهده دارد. کلیه ها نه تنها غلظت های مواد شیمیایی در مایع خارج سلولی را تنظیم می کنند بلکه PH و فشار اسمزی آنرا نیز متعادل می سازند. واحد عملی کلیه نفرون است و در هر کلیه حدود یک و نيم میلیون نفرون وجود دارد. ادرار بدنبال فرایندهای فیلتراسیون گلومرولی، بازجذب و ترشح توبولی تشکیل می شود. آزمایشات مختلفی براي بررسي عملكرد کلیه و ويژگيهاي ادرار انجام می شود .

دستگاه ادراری شامل: این دستگاه از کلیه، میزنای، مثانه و پیشابراه تشکیل شده است. بخش انتهایی میزراه‌ها (مجاری ادرار) در جنس مذکر و مونث متفاوت می‌باشد.

ساختمان کلیه :

کلیه‌ها به صورت جفت در پشت صفاق قرار دارند. کلیه‌ها با وجود وزن کمشان (حدود 1% وزن بدن در انسان) مقدار قابل ملاحظه‌ای خون دریافت می‌کنند. کلیه توسط پوششی سخت و مقاوم از بافت همبند به نام کپسول پوشیده شده است. بطور کلی کلیه از قشر ، مرکز و لگنچه تشکیل شده است. لگنچه از طریق میزنای به مثانه ارتباط پیدا می‌کند.

ادرار در طی عمل دفع از طریق مجرای ادراری مثانه را ترک می‌کند تشکیل ادرار هنگامی که به لگنچه می‌رسد کامل می‌شود. ادرار از لگنچه به مثانه حمل شده و بدون تغییر دفع می‌شود. دفع ادرار از طریق کنترل عصبی اسفنکتر ارادی مثانه که در گردن پیشابراه قرار دارد صورت می‌گیرد. کلیه از واحدهای ساختاری به نام نفرون ساخته شده است.

نفرون :

واحد عملی کلیه نفرون نام دارد. نفرون لوله پیچیده‌ای متشکل از یک لایه بافت پوششی است که در یک انتها بسته است و در انتهای دیگر به درون لگنچه باز می‌شود. تعداد نفرونها در انسان پس از تولد افزایش نمی‌یابد اما طول نفرون در دوره رشد زیاد می‌شود. هر نفرون ار کپسول بومن ، لوله پیچیده نزدیک ، لوله هنله ، لوله پیچیده دور و مجرای جمع کننده تشکیل شده است.

کپسول بومن

نفرون در انتهای بسته اش پهن شده که آن را کپسول بومن می‌نامند. در کپسول بومن دسته‌ای مویرگ به نام گلومرول وجود دارد که به دیواره کپسول بومن چسبیده است. مجموع کپسول بومن و گلومرول را جسم مالپیگی می‌نامند. پلاسما از دیواره این مویرگها و پس از تک لایه یاخته‌ای بافت پوششی دیواره کپسول بومن عبور کرده و در حفره کپسول تجمع می‌یابد تا جریان خود را در بخشهای مختلف نفرون آغاز کند.

مویرگهای گلومرولی از نفوذپذیری خیلی بیشتری نسبت به مویرگهای سایر نقاط بدن برخوردار هستند. اپی‌تلیوم کپسول بومن پایکدار و شکافدار است این شکافها توسط غشای نازکی بسته شده‌اند. غشای گلومرولی از عبور آزاد مواد خنثی با قطر بیشتر از 8 نانومتر جلوگیری می‌کند. بنابراین غشای گلومرولی با وجود تراوایی بسیاری که دارد دارای تراوایی انتخابی است.

لوله پیچیده نزدیک

لوله‌ای است پیچیده که بلافاصله پس از کپسول بومن قرار می‌گیرد. بخشی از یاخته‌های پوششی این لوله که به طرف حفره نفرون قرار دارد، دارای لبه برس مانند است این امر باعث افزایش سطح جذب آنها می‌شود. فرآیند انتقال در غشای این یاخته‌ها به مقدار قابل توجهی انجام می‌گیرد. بین یاخته‌های لوله پیچیده نزدیک اتصال محکمی وجود دارد. و این نوع اتصال باعث می‌شود که آب و محلولهای با وزن مولکولی کم بتوانند از فواصل یاخته‌ها به فضای برون یاخته راه یابند. اگر مقدار زیادی مایع به فضای برون یاخته‌ای راه یابد جذب خالص به مقدار کم انجام می‌شود.

بخش پایین رونده لوله هنله

این قسمت دارای یاخته‌های نازک و میتوکندری اندک و با لبه سلولی فاقد حاشیه برس مانند است. و انتقال فعال انجام نمی‌گیرد و انتقال به صورت انتشار صورت می‌گیرد.

قسمت بالا رونده وضخیم لوله هنله

این قسمت دارای میتوکندری زیاد و لبه برس مانند است در قسمت دهانه یاخته پوششی این قسمت پمپی وجود دارد که بطور فعال و همزمان یک یون سدیم و یک یون پتاسیم و دو یون کلر را از مجرا به درون یاخته منتقل می‌کند.

لوله پیچیده دور

دارای دو بخش رقیق کننده و بخش انتهایی است. بخش رقیق کننده شبیه بخش ضخیم بالا‌رو لوله هنله است. اتصال بین یاخته‌ها از نوع اتصال محکم است و به هیچ وجه اجازه عبورآب و نمکها را از فواصل بین یاخته‌ها نمی‌دهند. انتهای لوله پیچیده دور به مجاری جمع کننده ختم می‌شود.

مجرای جمع کننده

انتهای لوله پیچیده دور به مجاری جمع کننده ختم می‌شود و محتویات لوله ادراری به درون آنها می‌ریزد. بخش انتهایی لوله پیچیده دور و مجرای جمع کننده از نظر ساختار بافتی و عملکرد شبیه یکدیگرند. میتوکندری کم و پرزهای دهانه‌ای کم از ویژگیهای این یاخته‌هاست. مجاری جمع کننده پس از ورود به لگنچه‌های کلیوی بهم ملحق شده و از تعدادشان کاسته می‌شود.


مراحل تشکیل ادرار:

مرحله اول تشکیل ادرار یعنی پالایش پلاسما و تجمع مایع پالایش شده که ادرار اولیه گفته می‌شود در کپسول بومن صورت می‌گیرد. مایع پالایش شده گلومرولی در انسان به میزان 125 میلی‌لیتر در دقیقه و یا حدود 180 لیتر در روز است. هنگامی که این رقم با میزان آب آشامیده مقایسه گردد معلوم می‌شود که بدن می‌بایست سریعا دچار کم آبی شود مگر اینکه قسمت اعظم مایع پالایش شده مجددا به درون جریان خون جذب گردد. جذب مجدد یکی از اعمال مهم نفرون است.

جذب مجدد لوله‌ای :

  • لوله پیچیده نزدیک: از جمله موادی که توسط کلاف خونی پالایش شده بوسیله لوله پیچیده نزدیک جذب می‌شوند الکترولیتهایی مانند سدیم و پتاسیم ، کلرورها و بیکربناتهای یونها ، گلوکز ، اسیدهای آمینه و پروتئینهای کوچک و اسید اسکوربیک هستند.
  • لوله هنله: بخش پایین رونده لوله هنله تراوایی نسبتا زیادی نسبت به آب و تراوایی متوسطی نسبت به NaCl و اوره دارد. در غشای یاخته‌های پوششی بخش بالا رونده لوله هنله پمپی وجود دارد که به طریق هم انتقالی یک یون سدیم و یک یون پتاسیم و دو یون کلر را از مجرای نفرون به درون یاخته منتقل می‌کند.
  • لوله پیچیده دور: در غشای طرف مجرای این یاخته‌ها نیز پمپی وجود دارد که به طریق هم انتقالی باعث انتقال سدیم و پتاسیم و کلر به درون یاخته جذبی می‌شود.
  • بخش انتهایی لوله پیچیده دور و مجرای جمع کننده: این دو بخش از نظر عملکرد به هم شبیه بوده و نسبت به آب و اوره ناتراوا هستند مگر در حضور هورمون ADH که آب ادرار رقیق به درون مایع بین یاخته‌ای غلیظ‌تر در بخش مرکزی کلیه جریان می‌یابد. دو بخش انتهای لوله پیچیده دور و مجرای جمع کننده نسبت به یون سدیم ناتراوا هستند.


ارزيابي رنگ ، شفافیت و بوي ادرار:

رنگ ادرار معمولا زرد بوده و شدت آن از روشن تا تیره متغیر می باشد. رنگ ادرار وابسته به حضور پیگمان هایی مانند Urochrome, Urobilin و  Hematoporphyrin می باشد که به طور معمول در ادرار وجود دارند. حضور ترکیبات غیر نرمال نيز می تواند باعث تغییر رنگ ادرار شود. برای مثال وجود هموگلوبین در ادرار باعث رنگ قرمز و قهوه ای می شود. ادرار سالم تازه، شفاف بوده اما بعد از گذشت چند ساعت رنگ آن به دلیل جدا شدن و ته نشین شدن سلول های اپیتلیال، لکوسیت ها و موکوس کدر مي شود. تیرگی رنگ ادرار تازه نشانه وجود میکروب و التهاب در مجاری ادراری است.  بوی ادرار با رژیم غذایی تغییر می کند. ترشح مواد زائد مرتبط با متابولیسم موادی است که به عنوان غذا مصرف می شوند. ترشح داروها بوسیله کلیه، اغلب باعث ایجاد بوی زننده می شود. بوي  معمولي ادرار اغلب شبیه به بوی آمونیاک است.

وزن مخصوص ادرار:

 وزن مخصوص هر مایع  بوسیله مقایسه وزن حجم معینی از آن مایع با وزن حجم مشابه از آب خالص مشخص می شود. بر طبق قرارداد وزن مخصوص آب برابر با 1 می باشد. محدوده نرمال برای وزن مخصوص (چگالی ویژه) ادرار بین 016/1 تا 022/1 می باشد. عدد بالاتر برای وزن مخصوص نشان دهنده غلظت بالاتر ادرار است و اگر برابر با وزن مخصوص فيلترا ( 01/1  ) شد نشانه آسيب شديد كليوي است.  منطقه وزن مخصوص نوار تست بر اساس غلظت يوني ادرار تغيير رنگ مي دهد. تغيير غلظت يوني كم به زياد،  رنگ را از آبي – سبز به زرد – سبز تغيير مي دهد.

تعيين مقدار مواد جامد ادرار:

غلظت مواد جامد ادرار بر حسب گرم در لیتر از حاصل ضرب وزن مخصوص در ضریب لانگ (66/2) حاصل می شود.

اسيديته (PH)

PH معمول ادرار در نوزادان بین 5 – 7 و در بقيه افراد بین 5/4 – 8 بسته به نوع رژیم غذایی متغییر است. معمولا PH ، به خاطر وجود اسید ناشی از متابولیسم مواد غذایی و اسيدهاي غذايي، کمی اسیدی است. اسیدیته ادرار با حالت اسیدوز (متابولیکی یا تنفسی) و در طی تب افزایش می یابد. پس از ماندن ادرار در هوا  و يا ذخيره ماندن طولاني در مثانه به دلیل تبدیل اوره به آمونیاک و ته نشین شدن موادی مانند فسفات ها، ادرار قلیایی می شود. دیگر حالات قلیایی شدن ادرار شامل مصرف بعضی مواد غذایی مانند میوه، مصرف بعضی مواد قلیایی مثل بیکربنات سدیم یاايجاد الکالوز (متابولیکی یا تنفسی) مي باشد. میزان اسیدی و قليايي بودن ادرار را می توان از روي تغيير رنگ منطقه مربوط به  PH در نوار تست مشخص نمود. این منطقه دارای ترکیباتی است که وقتي با محلولی اغشته شوند تغییر رنگ می دهد. تغییر رنگ نارنجی تا زرد نشانه پ. هاش 1تا6 ، سبز نشانه پ. هاش خنثی و سبز تیره تا آبی نشان دهنده پ. هاش 8 تا 11 است.

مواد غیر طبیعی در ادرار:

1- لوكوسيت:

وجود گلبولهاي سفيد سالم و ليز شده در ادرار بر اساس استراز موجود در آنها موجب تغيير رنگ نوار ( رنگ بنفش) مي شود.

2- نيتريت:

نيتراتهاي موجود در ادرار بوسيله باكتريهاي گرم منفي ادرار نظير اي – كولاي به نيتريت تبديل مي شوند و در واكنش با نوار تست ادرار ايجاد رنگ صورتي مي كنند. نيتريت در ادرار طبيعي وجود ندارد ولي در برخي از عفونتهاي ادراري در ادرار ظاهر مي شود كه مقدار آن با مدت زمان ذخيره ادرار در مثانه رابطه مستقيم دارد.

 3- پروتئين:

در شرایط نرمال بیشتر پروتئین فيلتر شده بازجذب می شود و فقط مقدار کمی پروتئین در ادرار وجود دارد. وجود پروتئین در ادرار ناشی از تخریب غشاء گلومرول می باشد. انواع مختلفی از نفروز و نفریت ناشی از التهاب، تخریب رگی و  دیگر حالات باعث پروتئین اوری می شود.  وجود پروتئين در ادرار منطقه مربوطه بر روي نوار را در محدوده سبز تا سبز – آبي تغيير رنگ مي دهد. رنگ زرد تا زرد – سبز نشانه عدم وجود پروتئين در ادرار است.  

4- گلوکز:

به طور معمول تمام گلوکز فیلتر شده از گلومرول ها بوسیله توبول های پروکسیمال بازجذب می شود. بازجذب گلوکز یک فرایند فعال است که به انرژی نیاز دارد. سیستم انتقالی دارای یک ماکزیمم ظرفیت بازجذبی است. زمانی که میزان گلوکز پلاسما از 180 میلی گرم در دسی لیتر  بیشتر شود این میزان از ظرفیت بازجذبی کلیه بالاتر رفته و گلوکز در داخل ادرار ظاهر می شود(گلوکز اوری). گلوکز نرمال خون بین 60- 120 میلی گرم بر دسی لیتر می باشد. افزایش بالاتر از این مقدار حالت هیپرگلیسمی است که در بعضی از بیماری ها مانند دیابت قندي و ديابت آدرنال و يا هنگام مصرف مقدار زيادي گلوكز يا گلوكزآمين اتفاق میافتد. همچنين هنگامی که به طور موروثی پمپ های لوله ای پروکسیمال کمتر از حد معمول هستند گلوکز در داخل ادرار  دیده می شود. وجود گلوکز در ادرار باعث تغییر رنگ نوار ادرار منطقه مربوطه از زرد به سبز میشود که با افزایش گلوکز شدت رنگ افزایش خواهد یافت.

 

5- اجسام کتونی:

اجسام کتونی مانند استیک اسید و بتا هیدروکسی بوتیریک اسید در میزان کم در ادرار طبيعي وجود دارند. متابولیسم زیاد چربی ها ناشی از مصرف زیاد چربی  و يا افزايش متابوليسم چربيها براي تامين انرژي در حالتهايي نظير ديابت قندي و نيز در حالتهاي استرس زاي فيزيولوژيك نظير روزه داري، حاملگي و ورزش شديد گاه بگاه، باعث افزایش میزان کتون بادی ها در ادرار می شود. وجود اجسام کتونی در ادرار باعث تغییر رنگ نوار ادرار منطقه مربوطه از زرد کم رنگ به بنفش میشود که با افزایش غلظت شدت رنگ افزایش خواهد یافت.

 

6- بیلی روبین و اوروبيلينوژن:

تقریبا 250  بیلیون اریتروسیت در هر روز در افراد بالغ تخریب شده و جایگزین می شوند. تخریب اریتروسیت های پیر بوسیله بافت رتیکولواندوتلیال كبد، طحال و مغز استخوان انجام می شود. در این فرایند هموگلوبین شکسته شده و بیلی روبین شکل می گیرد. بیلی روبین به داخل پلاسما آزاد و با آلبومین باند شده و به داخل كبد منتقل می شود. سلول های كبد بیلی روبین را با گلوکورونیک اسید ترکیب کرده و به داخل صفرا ترشح می كنند. در روده بزرگ این ترکیب بوسیله باکتری ها به استرکوبیلینوژن و اوروبیلینوژن تبدیل می شود. مقداری از اوروبیلینوژن سپس بازجذب شده و نهایتا بوسیله ادرار دفع می شوند. باقیمانده آن توسط مدفوع خارج می شود.  در شرايط طبيعي ادرار كاملا عاري از بيليروبين است در حاليكه اوروبيلينوژن يكي از تركيبات طبيعي ادرار است ولي مقادير بيش از 2 ميلي گرم بر دسي ليتر(35 ميكرومول در ليتر) آن غير طبيعي است. اوروبيلينوژن موجب قرمز رنگ شدن منطقه مربوطه بر روي نوار تست ادرار مي شود. در صورت وجود بيليروبين در ادرار منطقه مربوطه در نوار تست برنگ صورتي – قهوه اي مايل به زرد در مي آيد.

7- خون، هموگلوبین و میوگلوبین:

بدنبال تخریب اریتروسیت های پیر بوسیله سیستم رتیکواندوتلیال ،  تعدادی از ملکول های هموگلوبین فرار کرده وبه داخل پلاسما رها می شوند. به طور معمول  مقدار هموگلوبین آزاد در پلاسما خیلی کم است. هنگامی که مقدار هموگلوبین از 100 میلی گرم در دسی لیتر افزایش یابد در ادرار ظاهر می شود و هموگلوبین اوری هنگامی اتفاق می افتد که سرعت تخریب گلوبول های قرمز خون افزایش می یابد بطوری که فرصت متابولیسم و ذخیره کردن هموگلوبین آزاد وجود ندارد. میوگلوبین رنگ دانه قرمز رنگی است که در عضله اسکلتی وجود دارد و نقشی مانند هموگلوبین خون بر عهده دارد. بطور معمول میوگلوبین در پلاسما و جود ندارد. میوگلوبین ممکن است به دلیل آسیب ماهیچه ای، بیماری های نکروتیک ماهیچه، انواع عفونت یا تمرینات ورزشی شدید، در پلاسما و در نتیجه در ادرار ظاهر شود. گلبول قرمز ممكن است در ادرار خانمهايي كه در مرحله قاعدگي بسر مي برند وجود داشته باشد. يكنواخت بودن رنگ سبز -  آبي بر روي نوار دليل وجود هموگلوبين يا ميوگبوبين بوده ولي وجود نقاط سبز - آبي تيره بطور پراكنده بر روي نوار نشانه وجود گلبول قرمز در ادرار است. حساسيت تشخيصي با كاهش اسيديته ادرار كاهش مي يابد.

 

8- اسيد آسكوربيك:

اسيد آسكوربيك در افراد سالمي كه مقدار كافي ميوه تازه مصرف مي كنند به مقدار 2 تا 10 ميلي گرم در دسي ليتر ادرار دفع مي شود و در نوار تست در منطقه مربوطه بر حسب مقدار رنگ آبي سبز تا نارنجي ايجاد مي كند.  

ترکیبات غیر آلی ادرار:سدیم-پتاسیم-کلسیم-منیزیم-ید-فسفات-سولفات-کلرود-آرسنیک-سرب

کلریدها:

پس از اوره کلریدها  بیشترین مواد هستند که در ادرار یافت می شوند. این مواد از متابولیسم مواد غذایی حاصل شده و مقدار آنها بسته به نوع مواد غذایی مصرفی دارد. اصلی ترین کلرید موجود در ادرار کلرید سدیم می باشد. تب و بیماری های مختلف کلیوی تمایل دارند که میزان دفع نمک را کاهش دهند. برای آزمایش وجود کلریدها در داخل ادرار میزان 10 سی سی ادرار را داخل لوله آزمایش بریزید. سپس 3 قطره اسید نیتریک برای جلوگیری از رسوب فسفاتها و 3 قطره محلول نیترات نقره 3% اضافه کنید. اگر کلرید ها در داخل ادرار وجود داشته باشند ذراتی تشکیل شده و رسوب می کنند. اگر میزان کلرید در ادرار کم باشد رنگ ادرار شیری رنگ می شود.

 

فسفاتها:

فسفاتها به طور عمده از غذا حاصل می شوند اگرچه مقدار کمی در طی متابولیسم سلولی تولید می شود. مقدار زیادی از فسفاتها در استخوان قرار دارند. در بیماری های استخوانی مانند نرمی استخوان میزان ترشح فسفات ها در ادرار افزایش می یابد. برای تست حضور فسفاتها میزان 10 سی سی ادرار را داخل لوله آزمایش می ریزیم. هیدروکسید آمونیوم را اضافه می کنیم تا ادرار قلیایی شود. اگر فسفات ها در ادرار حضور داشته باشند فسفات منیزیم و کلسیم تشکیل شده و رسوب می کند.

 

سولفاتها:

بیشتر سولفات موجود در ادرار از رژیم غذایی پروتئینی و یا متابولیسم سلولی حاصل می شود. نود درصد سولفات های موجود در ادرار با سدیم، پتاسیم کلسیم و منیزیم باند می شود. برای تست وجود سولفات در ادرار 10 سی سی ادرار را به داخل لوله آزمایش ریخته سپس 1 قطره از اسید هیدروکلریک را اضافه کرده و تکان می دهیم. 3 قطره کلرید باریم اضافه می کنیم اگر سولفاتها در داخل ادرار موجود باشند یک رسوب سفید رنگ شکل می گیرد.

 

ترکیبات آلی ادرار:اوره-کراتین-اسید اوریک-هورمون ها-آنزیم ها-بیلی روبین-آمونیاک

 

 

روش کار:

ابتدا نمونه ی ادرار را تهیه نموده.

روش شناسایی گلوکز:

0/5cc ادرار + 5cc بندیکت 8minدر آب جوش گذاشته تا بجوشد.

گلوکز: - سبز کدر یا شفاف.  + سبز مایل به زرد (1-0/5gr).  + + سبز مایل به زرد (1-1/5gr).

+ + + زرد (1/5-3/5gr).   + + + + نارنجی (2/5-4gr).  + + + + +قرمز( بیشتر از 4gr)

روش شناسایی کلرور:

2ccادرار+چند قطره نیترات نقره.

روش شناسایی املاح صفراوی:

5ccادرار+ 5قطره ساکارز 5%+ 2cc اسید سولفوریک به آرامی به آن اضافه کرده

روش شناسایی سولفات:

5cادرار+چند قطره اسید سولفوریک+3ccکلرورباریم.

روش شناسایی بیلی روبین:

3ccادرار+2ccاسید نیتریک←مخلوط نشود

نتیاج:

گلوکز

کلرور

املاح صفراوی

سولفات

بیلی روبین

سبز کدر

شیری رنگ

محل تماس حلقه بنفش

رسوب شیری

حلقه بنفش

 

تفسیر:

در نمونه ی ادرار فوق به دلیل ایجاد رنگ سبز کدر گلوکز وجود ندارد.

در نمونه ی ادرار فوق به دلیل ایجاد رنگ شیری کلرور وجود دارد.

در نمونه ی ادرار فوق به دلیل ایجاد حلقه بنفش املاح صفراوی وجود دارد.

در نمونه ی ادرار فوق به دلیل ایجاد رسوب شیری رنگ سولفات وجود دارد.

در نمونه ی ادرار فوق به دلیل ایجاد حلقه بنفش بیلی روبین وجود دارد.

 

موضوع:سطح سرمی ترانس آمیناز ها

منابع:

sadralab.blogfa.com/ kavianfatahpour.blogfa.com

آنزيمهاي كبدي

اولين گام در تشخيص آسيب كبدي انجام آزمايش ساده خون است كه حضور آنزيمهاي خاص از نشان ميدهد .

تحت شرايط عادي اين آنزيمها درون سلولهاي كبدي وجود دارند اما زماني كه كبدي آسيب مي بيند اين آنزيمها وارد جريان خون مي شوند . حساسترين و پر مصرف ترين آنزيمهاي كبدي آمينوترانسفرازها هستند . آنها آسپارتات آمينوترانسفراز SGOT يا AST و آلانين آمينوترانسفراز SGPT يا ALT هستند .

نام دیگر آمینوترانسفرازها، ترانس آمیناز است. آنزیم آسپارتات آمینوترانسفراز(AST) نيز به نام ترانس آمینازاگزالواستیک سرم (SGOT) نیز نامیده می شود و آلانین آمینوترانسنفراز(ALT) نیز به نام ترانس آمینازپیرویک گلوتامیک سرم(SGPT) مشهور است. بطور خلاصه SGOT= AST و SGPT= ALTاست

آمينوترانسفرازها چه هستند ؟

آمينوترانسفرازها باعث كاتاليز واكنش هاي شيميايي در سلولها مي شوند كه در آن گروه آمين از يك مولكول دهنده به مولكول گيرنده منتقل مي گردد . ويتامين6 B به صورت فسفاته در عمل به اين طبقه آنزيمها كمك مي كند . نقش اين آنزيمها تأمين اسيدهاي آمينه ضروري و نيمه ضروري براي بافت هاي بدن است .

به طور طبيعي آمينوترانسفرازها در كجا قرار دارند ؟

AST به طور طبيعي درانواع مختلف بافتها از قبيل كبد ، قلب ، ماهيچه و مغز قرار دارد  اين آنزيم در زمان آسيب به هر كدام از اين بافتها وارد خون مي شوند . به عنوان مثال ميزان غلظت سرمي آن در هنگام حمله هاي قلبي و مشكلات ماهيچه اي افزايش مي يابد .

قسمت عمده ALT برعكس AST در كبد يافت مي شود و كبد جايي است كه در بر گيرنده بيشترين غلظت اين آنزيم است . اين آنزيم در نتيجه آسيب كبدي وارد خون مي گردد .

آسپارتات آمينوترانسفراز ( AST ) يا ترانس آميناز اگزالواستيك سرم ( SGOT )

اين انزيم واكنش زير را كاتاليز ميكند .

آسپارتات + کتوگلوتارات توسط آنزیم AST طی واکنش دوطرفه به گلوتارات + اگزالواستات تبدیل می شود.

اين آنزيم در سيتوپلاسم و ميتوكندري سلولهاي بافتهاي قلب ، كبد و عضلات وجود دارد . در صورتي كه اين بافتها دچار ضايعه شوند ميزان AST سرم افزايش مي يابد . در ضايعات مزمن سلولهاي كبدي ايزوآنزيم AST كه در سيتوپلاسم و ميتوكندري وجود دارند در پلاسما افزايش مي يابند ( سيروزكبدي )

در آنفاركتوس ميوكارد فعاليت AST سرم 6-4 ساعت بعد از حمله بالا مي رود و در عرض  36 تا 24 ساعت به بالاترين حد رسيده و سپس شروع به كاهش مي كند .

در دستروفي عضلاني و بيماري هاي كليوي نيز ميزان AST سرم افزايش مي يابد .

ميزان طبیعی آنزیم آسپارتات آمینو ترانسفراز ۵ تا ۴۰ واحد در هر ليتر سرم است .

آلانين آمينوترانسفراز ( ALT ) يا ترانس آميناز پيرويك گلوتاميك سرم ( SGPT )

مانند آنزيم AST در اكثر بافتهاي پراكنده بود ولي ميزان به مراتب از AST كمتر است . اين آنزيم در تشخيص بيماري هاي كبدي بيشتر مورد استفاده قرار مي گيرد . در هپاتيت ويروسي و يا ساير ضايعات حاد كبدي سطح آن به طور قابل ملاحظه اي بالا مي رود . در انفاركتوس ميوكارد فعاليت ALT كمي بالاتر از حد طبيعي است ولي در نارسايي قلبي افزايش قابل ملاحظه اي دارد كه ممكن است به علت تجمع خون در كبد باشد . در ارزيابي نحوه عملكرد سلولهاي كبدي آنزيم  ALTاختصاصي تر و حساستر از AST است و ميزان افزايش آن درابتداي ضايعات بيشتر از AST است .

اين انزيم واكنش زير را كاتاليز مي كند :

اگزالواستات + آلانین توسط آنزیم ALT طی یک واکنش دو طرفه به گلوتامات+ پیروات تبدیل می شود.

ميزان طبيعي آنزیم آلانین آمینو ترنسفراز ۷ تا ۶۵ واحد در هر ليتر سرم است

چه بيماري هاي كبدي باعث ايجاد ميزان غير طبيعي آمينوترانسفرازها مي شوند ؟

 بالاترين ميزان ALTو AST به علت مرگ گسترده سلولهاي كبدي ( نكروز گسترده كبد ) ايجاد مي گردد . اين حالت در شرايطي مانند : هپاتيت A ويروسي حاد يا B و آسيب كبدي مشخص بر اثر سميت ناشي از دوز بيش از حد استامينوفن ايجاد مي شود . افزايش خفيف تا متوسط در كبد چرب ديده مي شود كه دلايل ايجاد كبد چرب ، مصرف الكل ، ديابت ، مليتوس و چاقي مي باشد

نادر ترين دلايل ايجاد غير طبيعي انزيمهاي كبدي شامل هپاتيت B مزمن ، هماتوكروماتوزيس ، بيماري ويلسون ، كمبود Alpha / Antitripsin ، بيماري سيلياك ، بيماري كرون ، كوليت الستراتیو  و التهاب هپاتيت اتوايميون است .

چه داروهايي كه باعث ايجاد سطح غير طبيعي آمينوترانسفرازها مي گردند؟

-داروهايي كه براي كاهش درد استفاده مي شوند مانند آسپرين ، استامينوفن ، ايبوپروفن ، ناپروكسن ، ديكلوفناك و فنيل بوتازون

- داروهاي ضد صرع شامل فني توئين، الرپروئيك اسيد ، كاربامازبين ، فنوباربيتال

- آنتي بيوتيك هايي مانند تتراسايكلين ها ، سولفاناميدها ، ايزونيازيد ، سولفامتوكسازول ، تري متوپريم

-داروهاي پائين آورنده كلسترول شامل استاتين ها و نياسين

-داروهاي ضد افسردگي شامل سه حلقه اي ها

سطح غير طبيعي ايجاد شده آنزيم هاي كبدي معمولاً هفته ها تا ماهها پس از قطع دارو به حالت طبيعي باز مي گردد .

روش کار:

از کیت SGOT/SGPT استفاده می کنیم که سوبسترای عمل آنزیم را فراهم می کند.

Reagent A=L آسپارتات      ReagentB=Lآلانین     ReagentD =کالیبره 

 ReagentEٍ=بلانک        ReagentC= دی نیتروفنیل نیترازین

 

 

استاندارد

Reagent بلانک

تست SGOT

سرم بلانک

Reagent A

500میکرو لیتر

500میکرو لیتر

500میکرو لیتر

500میکرو لیتر

ReagentD

100 میکرو لیتر

 

5دقیقه بن ماری 37درجه

 

ReagentE

 

 

 

 

سرم/پلاسما

 

 

 

همه را 60 دقیقه در بن ماری 37درجه

 

100میکرو لیتر

 

ReagentC

500 میکرو لیتر

500میکرو لیتر

500میکرو لیتر

500میکرو لیتر

سرم/پلاسما

همه را 20 دقیقه در بن ماری 37درجه

 

 

100میکرو لیتر

NaOH(0/4 N)

5میلی لیتر

5میلی لیتر

5میلی لیتر

5میلی لیتر

 

 

استاندارد

Reagent بلانک

تست SGPT

سرم بلانک

Reagent A

500میکرو لیتر

500میکرو لیتر

500میکرو لیتر

500میکرو لیتر

ReagentD

100 میکرو لیتر

 

5دقیقه بن ماری 37درجه

 

ReagentE

 

 

 

 

سرم/پلاسما

 

 

 

همه را 60 دقیقه در بن ماری 37درجه

 

100میکرو لیتر

 

ReagentC

500 میکرو لیتر

500میکرو لیتر

500میکرو لیتر

500میکرو لیتر

سرم/پلاسما

همه را 20 دقیقه در بن ماری 37درجه

 

 

100میکرو لیتر

NaOH(0/4 N)

5میلی لیتر

5میلی لیتر

5میلی لیتر

5میلی لیتر

 

 

نتایج:

SGOT:

سرم بلانک= 0/611   استاندارد= 0/923    Reagentبلانک= 0/377  تست= 0/456

SGPT:

سرم بلانک= 0/379  استاندارد= 0/512   Reagentبلانک=0/362      تست= 0/452

محاسبات:

 

 

SGOT:

 

 

SGPT:

 

 

 

روی نمودار (درصد پیروات بر فعالیت آنزیم بر حسب واحد بین المللی در لیتر در 37) اعداد به دست آمده را پیدا نموده.

SGOT: بر فعالیت آنزیم بر حسب واحد بین المللی در لیتر در 37 درجه=18 و نرمال است.زیرا کمتر از 31 است

SGPT: بر فعالیت آنزیم بر حسب واحد بین المللی در لیتر در 37 درجه=38/5 و نرمال است. زیرا کمتر از 41 است

رنج نرمال:

 

SGOT

SGPT

زن

کمتر از 31 U/L

کمتر از 31 U/L

مرد

کمتر از 37 U/L

کمتر از 41 U/L