X
تبلیغات
labgirl

آسپرژیلوس یا آسپرزیلوزبیماری عفونی قارچی طیور جوان وبیماری مزمن طیورمسن تراست که با مشکلات تنفسی بروزمی کند .عامل بیماری قارچ آسپرژیلوس فومیگاتوس است که با تولید هاگ در طبیعت باقی می ماند . قارچ در درجه حرارت اتاق (37درجه ) ورطوبت مناسب بسرعت رشد وتکثیر پیدا می کند ولی ازدیاد رطوبت باعث توقف رشد آن می شود .با توجه به سرعت رشد آن جوجه های یک روزه که مقاومت کمتری دارند را زودترازبین می برد.دوره بیماری بسته به سن وقدرت طیور متفاوت است که در طیور جوان درفرم حاد یک هفته ودر طیور مسن که به فرم مزمن مبتلا می شوند چند هفته طول می کشد.

نحوه انتقال بیماری :

چون آسپرژیلوس دراکثر جاها از جمله :بستر ، پوشال ،دان مانده ، کود و.....وجود دارد قارچ تولید هاگ کرده واستنشاق آن توسط طیوردرسالن ویا توسط جوجه ها درهچری باعث ابتلاء طیورمی شود ،بستر آلوده وغذای آلوده به قارچ باعث انتقال بیماری می شود

علائم بیماری :

آلودگی محیط جوجه کشی باعث ابتلاءجوجه های جوان به این بیماری میگردد . در فرم حاد بیماری ، تنگی نفس ٬تنفس با دهان باز٬ خواب آلودگی ، از دست دادن اشتها را داریم .اگر عفونت قارچی مغز در پی بیماری بروز کند نشانه های اختلال سیستم عصبی مرکزی شامل :عدم تعادل ، فلجی وتشنج مشاهده میگردد که بخاطرسم قارچ نیزمی باشد.

در فرم مزمن بیماری که بیشتر طیور مسن در گیر می شوند ازدست دادن اشتها ،عدم رشد ، تنفس با دهان باز،لاغری وسیانوز(سیاه وآبی شدن پوست) پوست وعاقبت مرگ را داریم . اختلال سیستم عصبی مرکزی شامل : عدم تعادل ، فلجی وپیچیدن گردن هم گاهی مشاهده می شود .در معاینه بالینی می توان ندول های قارچ که به شکل غشاء کاذب در انتهای نای وجود دارد را مشاهده کرد .

در کالبدگشایی : معمولاًندولهای زرد رنگی بنام پلاک در ریه ها و کیسه های هوایی و نای دیده میشود که براحتی از روی کیسه های هوایی ونای برداشته نمی شود.

پیشگیری :

مهمترین راه پیشگیری دور کردن مواد آلوده به قارچ است مثل پوشال ، پوست وبرگ درختان ، غذاهای کهنه وکپک زده ، کود مرغداری ، کود دامی ،ظروف کثیف ،تراشه های چوب .

نظافت وضدعفونی مرغدان واتاق های جانبی ، ضدعفونی دستگاه جوجه کشی ،تخم مرغ ها وغیره ..

هوای تمیز وتهویه مناسب .

عدم ایجاد گرد وغبار در مرغدان مهم است .

درمان :

درمان اقتصادی نمی باشد و بهترین روش پیشگیری است٬لذا باید جوجه از گله های مادر وجوجه کشی های فاقد آلودگی تهیه شود . هنگام شستشوی سالن از سولفات مس جهت ضد عفونی کردن سالن استفاده میگردد ٬ولی روی فلزات مثل آبخوری ها یا دانخوری ها اثر فاسد کنندگی دارد. ازنیستاتین در درمان این بیماری استفاده میشود . می توان سولفات مس را نیز در آب آشامیدنی مصرف کرد .

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام آبان 1391ساعت 0:32  توسط شیدا محمدی | 

چکیده:

بیوفیلم نوعی پوشش لزجی در روی سطح های جامد است که بوسیله ی رشد باکتریها در طبیعت پدید می آید. یک گونه یا بیشتر از باکتری‌ها بیوفیلم  را می سازند. به بیوفیلم­ها یی که با یک گونه باکتری به وجود می آید monoculture   نامیده شده است، ولی بیوفیلم‌های تشکیل شده بر روی سطح های مخاطی مـثل روده ،  که بیشترآمیزه ای  از گونه های گوناگونی از باکتری­ها می باشند را multicultur گویند. بیوفیلم نوعی لجن باکتریایی است که در هر جایی که آب موجود باشد، رشد می کند.99 درصد تمام باکتری ها در درون بیوفیلم زندگی می کنند. باکتری ها اجتماع  خودرا در در درون یک لایه­ لزج محافظت کننده می سازند.بااین کار می توانند مواد غذایی را که یک باکتری  به تنهایی قادر به هضم و تجزیه آن ها نیست، را قابل مصرف کنند. بیوفیلم به گروهی از سلول هایی گفته می شود که روی یک سطح تثبیت شده و همگی بوسیله یک ماتریکس از مواد پلیمری آلی، با منشاء میکروبی (اگزوپلیمر گسترده گلیکوکالیکس) احاطه شده اند. این اگزوپلی ساکاریدها که بیش از 90 درصد وزن خشک بیوفیلم را تشکیل می دهند؛ باعث تسهیل اتصال به سطح های، تشکیل میکروکلونی و مقاومت به مواد ضد میکروبی می شود.

پیش گفتار

      بیوفیلم توده ای از باکتریها را در بر می گیرد که بر روی یک  سطح جامد  به یکدیگر می چسبند ،و بر روی هم اثر متقابل  دارند. پیرامون آن ها را ماتریکس خارجی از جنس پلی ساکاریدی احاطه می کند(2). توانایی باکتریها برای چسبیدن به سطح ها، به ویژه در ارگانیسم‌های پاتوژن ،  یک پدیده مهم  برای آغاز بیماری  بشمار می آید(1).

      در طبیعت، باکتری ها بیشتربه صورت کلونی در گروه های درهم ، رشد می کنند و به ندرت به صورت جداگانه و یا کشت خالص یافت می شوند. بیوفیلم های مخاطی و پلاک های دندانی(شکل1-1)، نمونه های شناخته شده این پدیده در انسان هستند(10). همچنین در طبیعت ماده لغزنده موجود بر روی سنگ های رودخانه(شکل1-2) و پوشش نازک ژل مانند بر دیواره داخلی گلدان که گل ها به مدت نزدیک به یک هفته در آن نگهداری شده اند، نیز نمونه هایی از بیوفیلم هستند(3). تشکیل بیوفیلم یک استراتژی جهت پایدارماندن باکتری ها است. دراین راستا  ازمواد غذایی استفاده ی بهینه می شود.

 کلیات

      بیوفیلم ها اجتماعاتی از باکتری ها، جانوران و گیاهان میکروسکوپی می باشند که به یک سطح می چسبند  و  یک لایه ژله ای می سازند. این لایه افزون بر فراهم نمودن محیط مناسب برای زیستن ، به بهترچسبیدن و پایدارماندن میکروب ها بر روی سطح ها کمک می کند و نقش محافظتی نیز دارد. در محیط­های آبی، سلول­های میکروبی به مواد جامد مانند مواد معدنی و فلزات موجود در محیط می چسبند و واکنش های معدنی شدن را آغاز می نمایند. سلول های تثبیت شده رشد می کنند و پلی­مرهای خارج سلولی که بیشتر به شکل یک ماتریکس درهم از جنس فیبربل می باشند، را تولید می کنند(9).

   میکروارگانیسم­های درون بیوفیلم، توانایی  حفظ محیط سطحی و درونی بیوفیلم در برابر عوامل گوناگون مانند  pH، اکسیژن محلول و دیگر عوامل آلی و معدنی می باشند. چنین پیدا است که میکروارگانیسم­ها درون بیوفیلم مواد معدنی را تولید می کنند و  واکنش های جانشینی این مواد را به گونه ای انجام می دهند که با فرضیات ترمودینامیکی بر پایه واکنش های شیمیایی قابل پیش گویی نمی باشد. بیشتر بیوفیلم ها حاوی سلول های ارگانیسم ها وفرآوردهای آن­ها (پلیمر های خارج سلولی) هستند(9).

 در بیشتر نمونه ها ، در بیوفیلم هایی که در محیط های آبی تشکیل می­شوند، مقدار چشمگیری از مواد و ذرات معدنی مانند خاک رس، جذب می شود و در این ساختار به دام می­افتند. رویهمرفته  بیوفیلم­ها ساختار چند  گونه ای[1]  دارند؛ به این معنی که حاوی ساختارهای بسیار پیچیده با فضاهای خالی، مجراها، حفرها، منفذها و رشته ها می باشند ، که در این ساختار یاخته ها دارای آرایش خوشه ای و یا به صورت میکروکلونی­هایی هستند که توسط حفرهایی ازهم مجزا میشوند. ساختارهای پیچیده ی گونه های وسیع  بیوفیلم ها را چنین گزارش کرده اند:

-         بیوفیلم های متانوژنیک در راکتورهای  Fixed – bed

-         بیوفیلم های هوازی تشکیل شده در گیاهان موجود در آب های آلوده

-         بیوفیلم های تثبیت کننده ازت

-         بیوفیلم های کشت خالص ویبریو پاراهمولیتیکوس و سودوموناس ائروژینوزا

حفرهای درونی در رساندن مواد غذایی به لایه های زیرین بیوفیلم نقش مهمی را انجام  می دهند. بیوفیلم در سطح های مرطوب گاه به صورت پوشش پیوسته و گاه به صورت تکه تکه ساخته  می شود(9).

      توسعه و گسترش بیوفیلم­ها بر روی هر نوع سطحی که میکروارگانیسم­ها وجود دارند، امکان پذیر است. بیوفیلم ها در همه ی محیط های آبی دیده می شوند. نقش اتصال باکتری ها در شرایط گوناگون بررسی شده است . تشکیل بیوفیلم یک فرایند پویایی است و شامل مراحل متعددی می باشد.  ساخت  بیوفیلم در هر سطحی که اندرون محیط  باکتری باشد، انجام پذیر است(4).

    در میان  فرآورده های ی  غذایی، باکتری ها همراه با دیگر ملکول های آلی و غیر آلی همانند  پروتئین های گوشت و شیر ، با جذب درسطح ها، شرایط ایجاد بیوفیلم را فراهم می کنند. این ملکول های آلی و غیر آلی و میکروارگانیسم ها از راه  انتشار و یا جریان متلاطم مایع برروی سطوح  جایگزین می­شوند. دراین میان سرعت جابجایی  و میزان جذب این اجزاء بر روی سطح ها از اهمیت یکسانی برخوردار است(4).

انتقال مواد مغذی در فاز مایع بسیار سریع ­تر از باکتری ها در بیوفیلم ها می­باشد. این افزایش در میزان مواد غذایی، امکان ایجاد بیوفیلم را افزایش می­دهد و از سویی به محیط رقابتی نیزبستگی دارد که در تشکیل بیوفیلم شرکت می کند(11).

      میکروارگانیسم های  یکسان یا متفاوت ،مانند باکتری ها، جلبک ها، آمیب ها و پروتوزوئرها، گرایش به رها شدن از محیط و ورود  به توده ی بیوفیلمی دارند. در یک توده ی بیوفیلمی رسیده ، جمعیت میکروبی دهنده های الکترونی را اکسید نموده ، باعث کاهش گیرنده های الکترونی می شوند و پتانسیل احیاء را کاهش می دهند(9).

      هر اندازه که لایه بیوفیلمی کلفت تر باشد، عمقی که یک پذیرنده الکترونی در طول لایه باید طی کند، با پذیرنده الکترونی دیگر تداخل پیدا می کند. بنابراین در یک محیط طبیعی، توده ی میکروبی که از گونه­های مختلف ساخته  شده باشند ، موفق ترخواهند بود. لایه بیوفیلمی که در محیط آبی سرشار از اکسیژن باشد ، فعالیت­های اتوتروفیکی و هتروتروفیکی هوازی در آن انجام می گیرد و باعث  کاهش دسترسی به الکترون درعمق بیوفیلم می شود. نیترات یک گیرنده الکترونی است  که توسط جمعیت میکروبی خاص ، مانند دنیتریفایرهای اجباری استفاده می شود.  باکتری­های سولفات نیز از سولفات به عنوان گیرنده الکترون استفاده می کنند(9).

خاصیت های بیوفیلم

      بیوفیلم ها و توده های میکروبی خاصیت های فیزیکوشیمیایی دارند که برای کارکرد آن­ها در طبیعت، ارزش     سرنوشت سازی دارند. این ویژه گی ها عبارتند از:

-         پایداربودن نسبت به اصطکاک

-         پایداری مکانیکی بیوفیلم ها  و توده ها          

-         پایداری هیدرولیتیکی بیوفیلم در غشاءهای جدا کننده

-         مقاومت به هدایت گرمایی در نوسان های دما

-         مقاومت انتشاری ماتریکس بیوفیلم در راکتورهای بیوفیلمی

-         گنجایش جذب سطحی، به ویژه سازوکاربیوفیلم ها در جذب سطحی بیولوژیکی

-         خاصیت پیوند با ملکول های آب

-         معماری ماتریکس و پیچیدگی ساختار پلی ساکاریدها و آنزیم­های خارج سلولی(6).

یکی از ترکیب های مهم که در ایجاد خواص فیزیکی و فیزیکو شیمیایی بیوفیلم ها نقش مهمی دارد ، ماتریکس اگزوپلی ساکاریدی می باشد(6).

 میکروارگانیسم های موجود در بیوفیلم

      گرچه میکروارگانیسم­های سازنده ی بیوفیلم، زندگی پلانکتونی نیز دارند، اما   بیو­شیمی این میکروارگانیسم­ها متفاوت است. بررسی های گذشته نشان داده است  که این تغییر و تفاوت ،  به علت  خاموش شدن یک دسته  و پویا شدن دسته ی دیگراز ژن ها می باشد. به عنوان مثال سودوموناس ائروژینوزا در حالت زندگی بیوفیلمی به سنتز آلژینات نیاز دارد. بنابراین ژن­های سنتز کننده آلژینات پویا می‌گردند. بررسی ها نشان می­دهد که رونویسی از ژن alga  که محصول آن آلژینات می باشد، در زندگی بیوفیلمی چهار برابر بیش از حالت پلاکتونی انجام  می­گیرد(9).

      باکتری ها، مقدار کمی از ملکول هایی به نام مواد علائم دهنده حسی نظیر اسیل هوموسرین لاکتون را به طور پیوسته، ترشح می کنند. همزمان که شمار این باکتری ها افزایش می یابد، غلظت مواد علائم دهنده، زیاد می شود. هنگامی که اندازه ی این مواد به آستانه غلظت رسید، باکتری ها پاسخ داده و رفتار خود را با تغییر فعالیت ژن ها، تغییر می دهند. این حالت در گونه های مختلف باکتری ها، متفاوت است. سودوموناس ائروژینوزا، آلژینات تولید می کند. ژن هایی ممکن است فعال شوند که بر روی مسیرهای متابولیکی و تولید عوامل بیماری زایی اثر می گذارند(2).                                                                                                

     پژوهش های مرکز  CBC در سال 2000 میلادی نشان داد که میکروارگانیسم­ها ی موجود در بیوفیلم نسبت به گونه های آزاد آن­ها (میکروارگانیسم­هایی با زندگی پلانکتونی­) به ترکیبات ضد میکروبی مقاوم ترند. این بررسی ها نشان می­دهد که بیش از 40 –­30 درصد   پروتئین های موجود در دیواره سلولی باکتری ها و میکروب ها بین حالت پلانکتونی و بیوفیلمی متفاوت می باشند. این تغییر پروتئینی باعث تغییر جایگاه های هدف آنتی بیوتیکی بر روی این میکروارگانیسم­ها می شود، بنابراین مکانیسم مرگ و پاسخ آن­ها به آنتی بیوتیک­ها متفاوت می­شود. در بررسی های این مرکز در سال 2001 میلادی فاکتور سیگمایی شناسایی شده است که نوعی سیگنال باکتریایی جهت تغییر بیوشیمی زندگی بیوفیلمی را نشان می دهد. این مرکز اعلام کرده است که اگر بتوان فاکتور معکوس سیگما را کشف نمود، می توان بیوفیلم­ها را به سلول­های مجزا و پلانکتونی تبدیل کرد. به این ترتیب می توان اثرات مخرب بیوفیلم­ها را در محیط کاهش داد(9).

واکنش های دوسویه ی میکروبی

      اثرهای متقابل میکروب های گوناگون در یک بیوفیلم نقش مهمی در ساختار و فیزیولوژی بیوفیلم ساخته شده را دارد. در بیوفیلم های میکروبی، اثرهای متقابل میکروبی گوناگونی دیده می شود که اغلب بسیار پیچیده می باشد و گاهی چندین نوع اثر در یک بیوفیلم پدید می آید. این واکنش ها در بین گونه­های باکتری دیده می شود. گاهی نیزدر یک بیوفیلم یک گونه باکتری که در آغاز در ساخت بیوفیلم شرکت می کند، شرایط را برای  ورود باکتری های خاصی (که سازگار با باکتری های تشکیل دهنده بیوفیلم باشند) به بیوفیلم تسهیل و از ورود و تجمع دیگر گونه های باکتری جلوگیری می نماید. دربررسی ها روشن شده است که بیوفیلم­هایی که از انباشت  چندین گونه باکتری ساخته  می­شوند، بسیار ضخیم­تر و مستحکم­تر از بیوفیلم­هایی هستند که تنها از تجمع یک نوع باکتری تشکیل شده اند. برای نمونه ، در پژوهشی که در درازای یکسال بر روی یک راکتور اتمی انجام گرفت، ضخامت بیوفیلم حاصله از دو باکتری سودوموناس ائروژینوزا و کلبسیلا پنومونیه به ترتیب 30 و 15 میکرومتر بود در حالی که  بیوفیلم بدست آمده  از آمیختن هر دو نوع باکتری، ضخامتی در حدود 40 میکرومتر داشت(12).

      امروزه روشن شده است که اگزوپلی­ساکارید بیرونی ، نقش بسزایی در کلونیزه شدن انواع میکروارگانیسم­ها در سطح های گوناگون دارد. گمان می­رود که در بیوفیلم ساخته شده از گونه های گوناگون باکتری ها، اگزوپلی­ساکارید برآمده از یک گونه منجر به افزایش مقاومت سایر گونه­ها و یا تقویت استقرار آن­ها در بیوفیلم می شود. همچنین بیوفیلم بدست آمده در واکنش های دوسویه ی  پلیمرهای مختلف ترشح شده در داخل یک بیوفیلم، بسیاراستوارتر خواهد بود(13).

چشم انداز بیوفیلم ها

    بیوفیلم­ها درعرصه ی پزشکی، صنایع غذایی، سیستم های تصفیه آب و صنعت نفت می توانند مشکل آفرین باشند.ییوفیلم هایی که بر روی بدنه کشتی­ها ایجاد می شوند، از دیاتومه ها، جلبکهای تک سلولی و باکتری­ها ساخته  شده اند. این بیوفیلم ها حرکت کشتی را کند و مصرف سوخت را افزایش می دهند. تشکیل کلنی میکروبی، همچنین کارآیی پریسکوپ­ها و وسایل زیردریایی را پایین می­آورد، شبکه های آب­رسانی هم مستعد تشکیل بیوفیلم هستند و بیوفیلم به­وجود آمده حتی با مقادیر بالای کلر هم ازبین نمی روندد. در سیستم های تصفیه،  گاهی ضخامت بیوفیلم ها به بیش از۵۰۰ میکرو متر می‌رسد و در نتیجه نفوذ پذیری غشاء­ها به میزان زیادی کاهش می یابد(1).

4-3- اثرات زیانبار ناشی از تشكیل بیوفیلم

1- كاهش ضریب انتقال حرارت در مبدل های حرارتی و كندانسورها

2- گرفتگی خلل و فرج مخازن نفتی در مراحل ازدیاد برداشت

3- چسبیدن میكروارگانیسم ها بر روی بدنه كشتی به ضخامت ۱۰ میكرون که باعث افزایش مصرف سوخت شناور از ۳/۰ درصد تا یك درصد می­گردد. ضخامت های زیاد گاهی تا ۵۰ درصد، مقدار مصرف سوخت را افزایش می دهند.

4- تشكیل بیوفیلم با ضخامت ۱۰۰۰ میكرون در لوله هایی به قطر ۵/۱۲ میلی متر، سبب كاهش سرعت جریان به میزان ۵۰ درصد می گردد.

5- مقاومت به بیوسایدها یا زیست کش ها(14).  

6- ایجاد خوردگی(5)

7- تجزیه و تخریب پوشش های آلی از جمله رنگ ها و پوشش های اپوكسی(5)

 

 

مزایای تشکیل بیوفیلم

      فعاليت هاى صنعتى و كشاورزى باعث آزاد شدن فلزات سنگين و سمى در محيط  مى­شوند. اين فلزات حيات اكوسيستم­ها و سلامتى انسان را به مخاطره مى­اندازند. باكترى‌ها می‌توانند كاتاليزكننده حالت سمى فلزات به حالت هاى غيرسمى يا كاهش تحرك آن­ها باشند. مانند احياى مستقيم CrIV (سمى و محلول) به CrIII (كمتر سمى و نامحلول)، اكسيداسيون MnII، انتقال فعال جيوه به خارج سلول توسط اپران .mer زيست درمانى به معنى استفاده از اين موجودات در پاكسازى محيط از آلودگى هاست. مى توان سويه هاى باكترى مهندسى شده اى ايجاد كرد كه توانايى زيادى در تجمع يون هاى فلزى داشته باشند. تلاش هايى كه در اين راستا انجام شده شامل بيان بالاى پپتيدها يا پروتئين هايى نظير پلى هيستيدين ها يا متالوتيونين ها است كه به فلزات سمی و محلول متصل مى شوند و فلزات را از چرخه طبیعت جدا می سازند(8).

حذف فلزات به­وسیله میکروارگانیسم های پساب

      پلی مرهای خارج سلولی میکروارگانیسم­هایی که در لجن فعال وجود دارد، گرایش زیادی به فلزات دارند. زوگله آرامیگرا و باسیلوس لیکنی فورمیس که از لجن فعال جدا می شوند، پلی مرهایی تولید می‌کنند که می توانند  با آهن، مس، کادمیوم، نیکل یا اورانیوم (که محلول و سمی هستند)کمپلکس ایجاد کرده، آن‌ها را متراکم کنند و فلزات انباشته شده  به ­وسیله اسید هیدروکلریک از بیوماس جدا می شوند. زوگله آرامیگرا می تواند تا 17 درصد مس را از هر گرم بیوماس جدا کند، و زمانی­که در دانه های آلژینات تثبیت شود، می توان از محلول­هایی با غلظت 250 میلی گرم در لیتر کادمیوم، این فلز را خارج کند(قابل ذکر است که دانه های آلژینات هم تا حدودی کادمیوم را جذب می کنند). برخی میکروارگانیسم­ها نیز سیدروفورهایی می سازند که آهن را محلول کرده، آن را به داخل سلول وارد می کنند(1).

  سیستم های غیر زنده میکروبی تثبیت شده مانند باکتریها، قارچ ها و جلبک ها را نیز می توان برای حذف فلزها ی  پساب به­کار برد. به عنوان مثال، فرآورده ای به ­نام Algasorb که حاوی سلول­های جلبک به­دام افتاده در ژل سیلیکون است، می تواند اورانیوم را جذب کند. همچنین میسلیوم  قارچ هایی مانند آسپرژیلوس و پنی سیلیوم نیز برای حذف فلزات از پساب به ­کار می روند. فلزات با صرف انرژی و سرعت کمتری  به سطح  یا به درون قارچ ها جذب می شوند. در این باره  می­توان به جذب کادمیوم به مقدار زیاد توسط آسپرژیلوس اوریزه­آ اشاره کرد. جذب کادمیوم به­صورت فعال به بیوماس قارچ ناچیز می باشد، بنابراین می توان گفت که جذب فلزات بوسیله قارچ ها به فرآیندهای متابولیکی آن­ها وابستگی ندارد(1).

 بازسازی خاک با استفاده از بیوفیلم ها

* باسیلوس سوبتیلیس را در خاک با بذر مدفون می کنند که  بعد از تشکیل بیوفیلم در خاک، تولید Bulbiformis می کند.
* سفالوسپوریوم گرامینئوم را با کاه در خاک چال  می کنند که  پس از تشکیل توده بیوفیلمی[2] در خاک، تولید ماده ضد قارچی می کند.
* پنی سیلیوم راکفوتی را با بذر در خاک چال  می کنند که  پس  از تشکیل بیوفیلم در خاک، تولید
Rockfotia می کند.

* انواع استرپتومایسس ها را در ریزوسفر ذرت دفن می کنند که پس  از مدتی با تشکیل بیوفیلم، تولید ماده ضد قارچی می کند و از ریزوسفر ذرت حفاظت می کند.

* جهت حل شدن فسفات ها در خاک، باکتری هایی همچون اروینیا و بولخوردریا را به خاک اضافه می‌کنند که این باکتری­ها، در جهت حل فسفات موجود در خاک، تشکیل  بیوفیلم می دهند.
 * جهت پاکسازی محیط[3] و مبارزه با قارچ ها و باکتری های بیماری زا از سودوموناس، کوماموناس، بولخوردریا و زالزتومیا استفاده می کنند(8).

 

ازهم گسستن بیوفیلم ها

      با افزایش سن یک بیوفیلم، باکتری­های چسیبده برای تنازع بقاء و ایجاد کلونی­های تازه  باید ازبیوفیلم جدا و رها شوند. بدین روی  سلول های دختر به تنهایی و یا توده ای از بیوفیلم جدا می­شوند(4). در فرم توده ای، عمل جدا شدن به صورت پریودیک رخ می دهد و در هر زمان تکه ی بزرگی از سلول­های باکتری ها از بیوفیلم  خارج می­شوند. علت این پدیده ممکن است؛ تغییر سرعت جریان مواد شیمیایی موجود در مایع و یا تغییر خواص باکتری های موجود در بیوفیلم  باشد. باکتری‌های رها شده می‌توانند به نقطه تازه ای منتقل شده و فرآیند تشکیل بیوفیلم را آغاز کنند(11).

کنترل و ازمیان بردن بیوفیلم

بهترین روش کنترل بیوفیلم پیشگیری از گسترش آن­هاست. اقدام های  بهداشتی و پاکسازی موثرترین راه است.در این باره ،ترکیبی از روش­های شیمیایی و فیزیکی که بتواند از انباشت مانده­های فرآورده های غذایی و سلول‌های باکتریها بر سطح دستگاه ها جلوگیری کند.کارساز خواهد بود. پاکسازی توسط برس زدن، ساییدن و خراش دادن سطح ها ضروری است، زیرا یک سلول باکتریایی رها شده از یک بیوفیلم، مقاومت کمتری به مواد بهداشتی دارد(7).

هدف پاکسازی، شکستن پیوندهای  EPSدر لایه سطحی می باشد. پاک کننده های اسیدی جهت روفتن  خاک معدنی و با موادی نظیر زنگ به کار می روند. استفاده از آب  ولرم جهت افزایش کارایی پاک کننده های شمیایی مطلوب است. استفاده از آب با دمای 80 درجه فارنهایت پروتئین ها را بر روی تجهیزات لخته می نماید و امکان ایجاد بیوفیلم را فراهم  می­کند(7).

کلرین، یدوفور و ترکیبات آمونیوم چهار ظرفیتی در ازبین بردن بیوفیلم موثر نیستند. پراکسید و مواد بهداشتی حاوی پراکسید به شدت در حذف بیوفیلم موثرند. سرعت واکنش آن­ها بسیار شدید است (2–1دقیقه) و اثر خورندگی سطح را نیز ندارند(7).

 


منابع:

1-       امتیازی،گیتی،میکروبیولوژی و کنترل آلودگی آب، هوا و پساب­­­­ ،انتشارات مانی،1379.

2-        نوروزی، جمیله، کلیات باکتری شناسی پزشکی، انتشارات جعفری، 1387، صفحه311-309.

3-        Biofilm, Key to understanding and controlling bacterial growth in Automated Drinking Water Systems, Edstrom Industries, Inc.(800)-558-5913

4-        Characklis, W.G., 1981. Fouling biofilm development: A process analysis. Biotechnol. Bioeng. 23, 1923-1960.   

5-        Carballo L, Arajjo AB. Influence of surface characteristics of food contact materials on bacterial attachment. Biomicro world. Int Conference of Biofilms in Spain. 2005. 

6-        Debeer,D., Stoodley, P., Lewandowski, Z., 1997. Measurement of local diffusion coefficients in biofilms by microinjection and confocal microscopy. Biotechnol. Bioeng. 53, 151-158.      

7-        Deibel, Virginia. Biofilms, Brain Wave Technologies, Inc., Internet Journal of Food Safety V.1, 6-7.   

8-        Gudbjornsdottir B, Suihko ML, Gustavsson P, Thorkelsson G, Salo S, Sjoberg AM, et al, Effect of Bacterial Biofilm on Corrosion and biocorrosion, Corrosion Science Section Journal, March 2008.

9-        Hodgson, A.E., Nelson, S.M., Brown,M.R.W., Gilbert, P., 1995. Asimple in vitro model for growth control of bacterial biofilms. Bacteriol.79,87-93.    

10-    Jean Barbeau, Carl Gauthier, and Pierre Payment. Biofilms, infectious agents, and dental unit waterlines: a review, Can. J. Microbiol. Vol. 44, 1998.

11-    Jeong, D.K., Frank,J.F., 1994. Growth of Listeria monocytogenes at 218 in biofilms with microorganisms isolated from meat and dairy environments, Technol.27, 415-246.    

12-    Siebel, M.A., Characklis, W.G., 1991. Observation of binary population biofilms. Biotechnol.Bioeng.37, 778-789.

13-    Sutherland, I.W., 1983. Microbial exopolysaccharides- their role in microbial biofilms. Antimicrob. Agents.40, 2517-2522.     

14-    Trachoo N. Biofilms and the food industry. J Sci Technol. 2003; 25(6): 807-15.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم آبان 1391ساعت 13:16  توسط شیدا محمدی | 

مقدمه:

لیپوپروتئین خون و فعالیت جسمی لیپوپروتئین ها همان طوری که از ظاهر واژه مشخص است، از نوعی چربی مرکب بوده و مجموعه ای است از چربی و پروتئین ها. از جهت وزن ملکولی، اندازه و نوع عمل، انواع مختلفی دارند که عبارتند از: شایلو میکرون ها، لیپوپروتئین ها دانسیته ی بسیار پایین، با دانسیته ی پایین، لیپوپروتئین با دانسیته ی بالا و اسیدهای چرب آزاد. ● چربی و لیپوتروتئین ها مراد از چربی ها در تحقیق، کلسترول تام و تری گلیسرید است که شامل چربی های ساده و استرول ها می باشد. لذا برای درک بیشتر به تعریف و تقسیم بندی چربی ها و آنهایی می پردازیم که مورد نظر می باشند. ۱ چربی های ساده: چربی های طبیعی/ موم ها ۲ چربی های مرکب: فسفولیپیدها/ گلیکولیپیدها/ لیپوپروتئینها ۳ استرول ها یا استروئید الکل ها که شامل کلسترول و استرها، استروئیدها و اسیدهای صفراوی هستند. در تعریف باید گفت که گروهی از مواد آلی هستند که در آب نسبتا غیرقابل حل می باشند. اما در الکل، اتر وکلروفرم و دیگر حلال های چربی حل می شوند و هر یک از آن ها دارای ظاهر چرب می باشند. گروه چربی به ویژه تری گلیسرید TG و کلسترول تام TC به راحتی بعد از مصرف از طریق مواد غذایی و تجزیه و تحلیل و نیز استریفیه شدن آنها به شکل دیگری در بدن ذخیره می شوند و بعداً می توان از آنها به عنوان انرژی در مواقع ضروری بهره گرفت، علاوه بر مصارف انرژی در ساخت سلول، ساختمان چربی ها حائز اهمیت است.         لیپوپروتئینهای خون ترکیبی متشکل از لیپیدها و آپولیپوپروتئین‌ها هستند که به واسطه وجود آنها، چربی‌ها در خون گردش می‌یابند.مولكولهاي حاملي از جنس پروتئين موسوم به آپوپروتئين ها هنگامي كه با كلسترول وتري گليسريدها تركيب ميگردد به ليپوپروتئين ها تبديل ميشوند. چگالي و يا وزن مخصوص هر كدام از ليپوپروتئين ها با ميزان پروتئين موجود در آنها تعيين ميگردد. ليپو پروتئين ها سه كار عمده انجام ميدهند : 1- تري گليسيريدهايي را كه درنتيجه هضم و جذب غذا حاصل شده اند به بافت ها انتقال مي دهند. 2- تري گليسيريدهايي را كه در كبد وجود دارند در موقع لزوم براي تامين انرژي به ديگر بافت ها منتقل مي كنند. 3- برداشتن كلسترول اضافي از بافت ها نقش آپوليپوپروتئين ها : 1-      به عنوان يك جز ليپوپروتئين به كار ميرود .2-      شناسايي گيرنده هاي سطحي غشا 3-      فعال كردن آنزيم هاي مربوط به متابوليسم پروتئين ها  انواع آپوليپوپروتئين ها :  APO E-APO A- APO B100- APO C1 - انواع لیپوپروتئین: 1- ليپوپروتئين با چگالي خيلي كم Very Low density Lipoprotein (VLDL): حاوي 10 درصد پروتئين، 60-40 درصد تري گليسريد و 20 -15 درصد كلسترول ميباشد. اين كلسترول پس از انتقال تري گليسريدهاي خود به عضلات و بافت هاي چربي به LDL تبديل ميشود. 2- ليپوپروتئين با چگالي كم Low -density Lipoprotein   (LDL): حاوي 20 درصد پروتئين، 45 درصد كلسترول و 15-10 درصد تري گليسريد ميباشد. وظيفه حمل 75 درصد كلسترول به بخشهاي (سلولهاي) مختلف بدن را به عهده دارد.LDL كلسترول "بد" خوانده ميشود.LDL به جدار عروق چسبيده و رسوب ميكند. همچنين سطح اكسيد نيتريك خون را كاهش ميدهد. نيتريك اكسايد اجازه ميدهد خون آزادانه در رگها جريان يابد. از لیپوپروتئین هایی است که از لحاظ تشخیص کلینیکی و بالینی دارای اهمیت بسزایی هستند و همان بتالیپوپروتئین می باشند، که نمایانگر مرحله ی نهایی تجزیه ی لیپوپروتئین با دانسیته ی خیلی پایین است. به عنوان یک عامل خطر و افزایش دهنده ی بیماری قلب و عروق و تصلب شرائین قلب می باشند. افزایش این لیپوپروتئین در جریان خون به پیشرفت و توسعه ی عارضه فوق کمک می کند که عمدتاً در اثر تغییرات غیرطبیعی در متابولیسم و یا سوخت و ساز چربی ها ایجاد می شود. این دسته از لیپوپروتئین‌ها کلسترول را به بافتهای خارج کبدی انتقال می‌دهند. مقادیر سرمی بیش از حد این چربی‌ها ارتباط مستقیم با بروز بیماری کرنری قلبی دارد. 3- ليپوپروتئين با چگالي زياد  High-density Lipoprotein (HDL): حاوي 50 درصد پروتئين، 20-15 درصد كلسترول و 5 درصد تري گليسريد ميباشد. وظيفه بازگرداندن كلسترول از سطح خون  به كبد را به عهده دارد. (با چسبيدن به LDL آن را از جدار عروق پاك ميكند). كه يا در كبد به اسيد هاي صفرايي تبديل گرديده و يا مجددا مورد استفاده قرار ميگيرد.HDL كلسترول "خوب" خوانده ميشود چراكه محافظت از جدار عروق را به عهده دارد. از لیپوپروتئین هایی است که از لحاظ تشخیص کلینیکی و بالینی دارای اهمیت بسزایی است و همان آلفا لیپوپروتئین می باشد، در ساخت و تجزیه ی لیپوپروتئین های بادانسیته ی خیلی کم و شایلومیکرون ها دخالت داشته و نیز در ساخت کلسترول و تبدیل آن به نوع استریفیه نقش دارند، همین طور نیز از آن به عنوان عامل ضد خطر بیماری های قلب و عروق (CHD) یا آرترواسکلروز یاد می کنند. این دسته از لیپوپروتئین‌ها کلسترول را از بافتهای خارج کبدی به کبد بمنظور دفع در صفرا تسریع می‌کنند. میزان مناسب این نوع لیپوپروتئینها در خون، خطر ابتلا به بیماری کرنری قلبی را کاهش می‌دهد. 4- لیپو پروتئین با دانسیته متوسط : (IDL) Intermediate- density Lipoprotein كه به لیپو پروتئین با دانسیته كم تبدیل می‌شود. 5- شيلو ميكرون و يا كيلوميكرون(CHYLOMICRON): كلسترول همچون ديگر چربي ها و روغنها محلول در آب (خون) نبوده و به كمك يك پروتئين خاص موسوم به ليپوپروتئين ها LIPOPROTEINS و تركيب با آنها در جريان خون انتقال مي يابد. كلسترول و تري گليسريدها پس از جذب از روده ها درون يك پوشش پروتئيني بنام شيلو ميكرون و يا كيلوميكرون(CHYLOMICRON) بسته بندي ميگردند. در واقع به مجموعه تري گليسريدها و كلسترول كه با پوشش ليپوپروتئيني احاطه گشته اند شيلوميكرون ميگويند كه 90 درصد آن از تري گليسريدها و تنها 10 درصد آن را كلسترول تشكيل داده است. نكته: 85 درصد كلسترول در كبد به اسيدهاي صفراوي، 10 درصد به تركيبات استروئيدي و 5 درصد به ويتامين D( در حضور آنزيمهاي خاص و نور خورشيد) تبديل ميگردد. سیکل زندگی شيلو ميكرون ها : يكي از انواع ليپو پروتئين ها ميباشند كه در سلولهاي مخاطي روده پس ازصرف غذا سنتز ميشوند وباعث انتقال تري گليسريدهاي غذايي كه در روده ميباشند به ساير بافت ها ميشوند . بزرگترين (حجيم ترين )‌وسبك ترين ليپو پروتئين هاست مقدار تري گليسريد موجود در ساختمان آن 85% ومقدار كلسترول 3% كلسترول آزاد 1% وفسفوليپيد 9% ميباشد . و2% ساختمان آن را پروتئين تشكيل ميدهد . شيلوميكرون ها در شبكه آندوپلاسمي سلولهاي مخاطي روده سنتز شده واز طريق سيستم لنفاتيك وارد جريان خون ميشوند (سياهرگ سابكلاوين چپ) . آپوليپوپروتئين هاي شركت كننده در ساختار شيلوميكرون ها عبارتند ازapo B48  (مخصوص شيلوميكرون ) ، AIV   , CII, CIII,apoE   می باشند. آپو CII باعث فعال شدن آنزيم ليپوپروتئين ليپاز در مويرگهاي كه درلايه اندوتليال مويرگها  بافت هاي چربي ،قلبي ، ماهيچه اسكلتي وبافت هاي توليد كننده شير ميشود . . فعال شدن آنزيم ليپوپروتئين ليپاز LPL باعث آزاد شدن اسيدهاي چرب به داخل بافتهاي نامبرده ميشود . البته در بافت كبدي وجود ندارد در بافت چربي انسولين باعث افزايش غلظت آنزيم ليپوپروتئين ليپازمي شود. تزريق هپارين  باعث رهايش آنزيم ليپوپروتئين ليپازاز بافتها به داخل جريان خون ميشودو ليپيدميا را شفاف مي كند.اين اثر را post heparin lipolytic activity  گويند بنابراين شيلوميكرون ها باعث حمل اسيدهاي چرب غذايي به بافتهاي مصرف كننده يا ذخيره كننده چربي ميشوند .جايگاه اصلي متابوليسم شيلوميكرونها بافت چربي وماهيچه اسكلتي است . پس از اينكه مقدار زيادي TG هاي شيلوميكرون ها به داخل بافت ها رها شدندو آپو  A , C   و فسفوليپدها از سطح انها ازاد شدند،باقيمانده ساختمان شيلوميكرون ها را بقاياي شيلوميكرون يا Remenant chylگويند كه حاوي كلسترول يا,apo E B48ميباشند .بقاياي شيلوميكرون ها با گيرنده موجود در سطح سلولهاي كبدي تركيب شده واز طريق اندوسيتوز وارد سلولهاي كبدي ميگردد .آپو E  ليگاندي براي گيرنده ها ميباشد اگر سرم ليپميك (Lipemic) حاوي چربي بالا به مدت يك شب در يخچال گذاشته شود ،يك لايه شيري رنگ در بالا ايجاد ميشود كه آن را شيلوميكرون مينامند . وقتي كه شيلوميكرون ها در سلولهاي مخاطي روده سنتز ميشوند،فقط داراي apoB48,apoA  ميباشند وليكن زماني كه آنها در پلاسما و لنف هستند Apo –E , ApoC  از HDL به آنها اضافه ميشوند . نيمه عمر شيلوميكرون ها حدود يك ساعت است . ليپوپروتئين ليپاز(LPL ) در بافت كبدي وجود ندارد نبود apoCII  باعث كاهش فعاليت LPL  ودر نتيجه تجمع شيلوميكرون ها و VLDL در خون خواهد شد . ليپوپروتين هاي خيلي سبك  ( VLDL) Very low Density Lipoprotein وIDL: VLDL توسط كبد سنتز ميشود و تري گليسريدهاي داخلي  رابه بافت ها انتقال ميدهدو داراي نيمه عمر حدود 3-1 ساعت است . وقتي كه رژيم غذايي مصرفي داراي مقادير زيادي اسيد چرب (مازاد بر احتياج ) باشد . مقدار اضافي نيز در سلولهاي كبدي تبديل به تري اسيل گليسرول شده وبه شكل VLDL منتقل ميشود. مقادير اضافي كربوهيدرات موجود در كبد ميتواند به تري اسيل گليسرول تبديل شده به شكل VLDL انتقال یابد. ليپوپروتين هاي خيلي سبك  شامل :  تري گليسريد (50% )  12% كلسترول استر ،7% كلسترول آزاد ،18% فسفوليپدو10% پروتئين است . آپوليپوپروتئين هاي موجود در ساختار VLDL : CIII,CII,apo CI,  apoB100وآپوE ميباشد. اين ليپوپروتئين ها از كبد به جريان خون وسپس به ماهيچه وبافت چربي وارد ميشوند . آپو پروتئين CII باعث فعال شدن ليپوپروتئين ليپاز در بافت هاي نامبرده ميگردد كه منجر به رها شدن اسيدهاي چرب از ساختار VLDL به بافت هاي چربي و ماهيچه اي مي شوند. باقيمانده ايجاد شده را (IDL Intermediate Density Lipoprotein)    مينامند كه حاوي TG  كمترو كلسترول بيشتري نسبت به VLDL  مي باشند ودر عين حال آپو B100 و آپو E   دارند. سلولهاي بافت چربي باعث برداشت اسيدهاي چرب شده وآنها را مجدداٌ تبديل به تري اسيل گليسرول مينمايند . سلولهاي بافت ماهيچه اي بر خلاف سلولهاي چربي ، اسيدهاي چرب را به منظور تامين انرژي اكسيد مينمايد. نيمه عمر VLDLبرابر با 3-1 ساعت است . آپو E  يك پروتئين غني از آرژنين است كه در شيلو ميكرون ها وجود داردبه موجب  آن بقاياي شيلو ميكرون ها بوسيله سلولهاي كبدي برداشته ميشوند  . آپو  E نيز ليگا ندي براي برداشت IDL   توسط سلولهاي كبدي است . apoE نيز ايزو فرمهاي I,II,III,IV   دارد. آپو  E IVنيز درايجاد بيماري آلزايمرAlzeheimer موثر است . آلل apoE IV   نيز در   15% مردم ديده ميشود واگر به شكل هموزيگوت باشد ميزان شيوع آلزايمر هفت برابر ميزان عادي شيوع آن خواهد شد . وافراد نيز در سن كمتر از 70 سال به اين بيمارري مبتلا ميشوند. قسمت اعظم بقاياي VLDL بوسيله سلولهاي كبدي از جريان خون برداشته ميشود . مكانيزم برداشت VLDLتوسط سلولهاي كبدي مشابه شيلوميكرون هاست وحضور آپوE نيز ضروري است . از دست دادن مقداري TGاز ساختمان VLDLمنجر به ايجاد تركيباتي به نام Intermediate Density  lipoprotein (IDL)ويا remenantsميشود .رها شدن مقادير زيادتري از TGموجود در ساختار VLDL باعث بوجود آمدن دسته اي ديگر از ليپوپروتئين ها به نام LDL ميشود .تبديل VLDL  به IDL  و سپس به LDL  را Lipoprotein Cascade Pathway   گويند. ليپوپروتئين با چگالي كم Low -density Lipoprotein   (LDL): مهمترين ناقل كلسترول در جريان خون مي باشد كه فقط داراي آپو B100  مي باشد.  . نيمه عمر آن 2 روز بوده وزن مخصوص آن در حدود 1.063-1.006 مي باشد. متشكل از 10 در صد تري گليسريد، 37% كلسترول استر ،  8% كلسترول آزاد ،20% فسفوليپيد و 23% پروتئين ميباشد. بنابر اين LDL  غني از كلسترول مي باشد.آپوليپوپروتئين هاي شركت كننده در ساختار آن apoB100 مي باشد.غالب ذرات آن از VLDL  و قسمت كمي از آن از كبد منشا دارد.وباعث انتقال كلسترول از كبد به بافت هاي مختلف مي باشد.گيرندهاي  LDL  در اغلب سلولها وجود دارد بخصوص در سلولهلي كبدي و كورتكس آدرنال به ميزان زيادي وجود دارد. apoB100 يك گليگوپروتئيني است كه داراي 4536 اسيد آمينه ميباشد كه با گيرنده LDL باند ميشود البته درسطح VLDL   نيز100 apo B  وجود دارد ولي ناحيه اتصالي براي باندشدن باگيرنده LDL دردسترس نيست ولي تبديل VLDLبه LDL نيز ناحيه اتصالي گيرنده 100 apoB نيز نمايان ميشوند. كلسترولي كه بدين طريق وارد سلولها ميشود مي توانددرساختار غشا شركت نمايدويا به وسيله آنزيم ACAT نيز مجددا" استريفيه ميشود وسپس در داخل سيتوزل ذخيره شود .وقتي كه مقادير زيادي در داخل سلول موجود باشد ميزان سنتز نيز كاهش مي يابد . مهمترين نقش LDL  انتقال كلسترول از كبد به بافتهاي محيطي وتنظيم سنتز داخل كلسترول ميباشد. گيرنده هاي اختصاصي  LDL در منطقه مخصوصي از غشاي پلاسمايي سلولهاي خارج كبدي  به نام coated  pit. وجود دارند كه شامل پروتئيني به نام كلاترين است . اين گيرنده ها باعث شناسائي apo         B100   ميشوند و بنابراين مي توانند باعث برداشت درات LDL   شوند. كمپلكس گيرنده و LDL از طريق اندوسيتوز به داخل بلعيده ميشوند و اين وزيكول ها با ليزوزوم ها تركيب ميشوند (آنزيم هاي ليزوزومي (هيدروليز كننده استركلسترول ) باعث رهاشدن كلسترول واسيدهاي چرب به داخل سيتوزول ميشوند  وآپو B100 به اسيدهاي آمينه متشكله تجزيه شده وبه داخل سيتوزول آزاد ميشود ولي گيرنده هاي LDL تجزيه نمي شوندوبراي استفاده مجددبه سطح سلول برميگردند(برداشت كلسترول ). وقتي كه كلسترول به مقدار زيادي در داخل سلول باشد گيرنده هاي جديد LDL نيز ساخته نخواهد شد وبنابراين برداشت كلسترول اضافي از پلاسما نيز بلوكه ميشود . غالب LDL از VLDL منشا ميگيرد ولي مقدار كمي از آن مستقيما توسط كبد سنتز ميشود.افزايش مقدار LDL در خون ارتباط مستقيمي با شيوع بيماريهاي قلبي وعروقي دارد .گيرنده هاي LDLدر تمام سلول ها وجود دارد .وليكن سلولهاي كبدي وكورتكس آدرنال داراي مقادير زيادي LDL است .كلسترول آزاد شده به داخل سلول داراي چندين سرنوشت به شرح زير است : 1-      شركت در ساختار غشاي سلولي 2- در بافتهاي كورتكس آدرنال وگونادها به هورمون هاي استروئيدي تبديل ميشود -3استريفيه شدن مجدد كلسترول وذخيره شدن استريفيه  شدن مجدد كلسترول به وسيله آنزيم ACAT  Acyl cholesterol acyl transferase كه اسيد چرب غير اشباع با يك پيوند دو گانه مانند اسيد اولئيك را مورد استفاده قرار ميدهد . 4- خارج شدن كلسترول از سلول واستريفيه شدن آن با اسيدهاي چرب غير اشباع با چند پيوند دوگانه polyunsturafed. F.A به وسيله LCAT(lecitin   cholesterol   Acyl  transferase)   وانتقال به وسيله HDL وسرانجام از طريق كبد ترشح ميشود  70 % LDL به وسيله سلول هاي كبدي تجزيه شده و30 % بقيه به وسيله بافتهاي خارج كبدي تجزيه ميشود . از آن جايي كه كلسترول در بافتها رسوب پيدا ميكند LDL  را كلسترول  بد ميگويند . ليپوپروتئين با چگالي زياد  High-density Lipoprotein (HDL): منشا HDL نيز در كبدوروده كوچك ميباشد . HDL  نيز در كبد وروده كوچك سنتز ميشود كه ذره اي كوچك وغني از پروتئين  (55%) ومقدار نسبتاٌ كمي كلسترول آزاد  و بدون كلسترول استر مي باشد كه در اين حالت آنرا  Nascent گويند . در ابتدا فقط حاوي آپو A    است بعدا در كبد آپوهاي E و C  نيز دريافت مي كند.غلظت آن در خون تحت تاثير سن ، جنس ، نژاد ، رژيم غذائي و فعاليت بدني مي باشد. در خانم ها بعلت وجود هورمون استروژن سطح HDL 2  بالاست در آقايان تا سن 55 سالگي به علت ترشح آندروژن HDL 2    به HDL 3  تبديل ميشود.به صورت معمول وقتي صحبت از HDL  ها مي شود منظور نوع بارز انها يعني HDL2   است . آپوليپو پروتئين هاي شركت كننده در ساختار آن IV,apoCI,apoCII,apoCIII,APOD,APOE apoAI,AII ميباشند . علاوه بر تركيبات فوق در ساختار HDL آنزيمي به نام LCAT (lecetin-cholestrol-acyl transferase) وجود دارد كه باعث تشكيل استر كلسترول از فسفا تبديل كولين ميشود LCAT. بر روي سطح HDL جديداً تشكيل شده (nascent HDL) باعث تبديل كلسترول به كلسترول استر ميشود .سوبسترا براي LCAT ( فسفا تبديل كولين شيلو ميكرون ها وبقاياي VLDL ميباشد ) . ايجاد كلسترول استر كه نا محلول در آب است منجر به تشكيل core ( لايه مركزي ) ميشود كه باعث تغيير شكل HDL هاي تازه توليد شده (ديسك ) به HDL هاي بالغ وكروي ميشود .اين ليپوپروتئين  هاي غني از كلسترول به كبد برميگردند و باعث آزاد شدن كلسترول به داخل كبد ميشوند و در آنجا تبديل به نمكهاي صفراوي ميشوند HDL ممكن است از طريق اندوسيتوز با واسطه ي گيرنده به وسيله ي سلول هاي كبدي برداشته شوند. HDL ميتواند به گيرنده هاي پروتئيني غشاي پلاسمايي (در سطح بافت كبدي وبافت توليد كننده هورمون هاي استروئيدي ) اتصال يابد .مكانيزم انتقال به شكل اندوسيتوز نيست .ميزان HDL رابطه ي معكوس با شيوع سكته ي قلبي دارد . نقش HDL | دو لیپوپروتئین LDL و HDL دو لیپوپروتئین مخالف هم هستند! زمانی که میزان LDL در پلاسما افزایش یابد خطرناک خواهد بود در حالی که افزایش HDL در پلاسما شاخص مثبت و خوبی برای سلامتی و کاهش ناراحتی های قلبی است. افزایش میزان HDL شاخص خوبی برای سیستم عروقی است به این علت که HDL کلسترول را از بافتها به کبد منتقل می‌کند تا از بدن خارج و یا بازسازی شوند. تغییرات فیزیولوژیکی در میزان لیژوژروتئین‌ها| مقادیر بالای HDL-C در زنان یائسه، افرادی که به طور منظم ورزش می‌کنند، افرادی که دارای وزن مناسب هستند دیده می‌شود. انسولین، استروژن و تیروکسین (T۴) رابطه معکوسی با میزان کلسترول کل دارند. زمانی که میزان سطح استروژن بالا است (در زمان قاعدگی) میزان کلسترول کل کمتر و ترجیحا ۲۰۰ میلی گرم در دسی لیتر است. کلسترول HDL در زمان قاعدگی زنان هم افزایش نشان می‌دهد بر خلاف کلسترول LDL که کاهش نشان می‌دهد. در زیر نحوه اندازه گیری میزان HDL را باهم بررسی می‌کنیم: اندازه گیری کلسترول HDL (HDL CHOLESTEROL) | برای اندازه گیری HDL-C می‌توان از دو روش پرسیپیتاسیون و یا روش هموژنوس استفاده کرد که هر کدام را شرح می‌دهیم. واکنش رسوبی یا The Precipitation Reaction| از دکستران سولفات (dextran sulfate)، پلی اتیلن گلیکول (polyethylene glycol) و یا فسفوتگستیک اسید همراه با منزیم کلراید برای LDL، VLDL از نمونه سرم ناشتا را رسوب می‌دهد و HDL درسوپرناتانت بای می‌ماند. مداخلات|وجود شیلومیکرون که در خون ناشتا وجود دارد باعث مداخله در این تست خواهد شد. نمونه مناسب| سرم وپلاسما (بستگی به محلولی دارد که برای رسوب استفاده می‌شود). ۱۰ تا ۱۰ ساعت فرد باید ناشتا باشد. مقادیر نرمال : مرد (۲۵ تا ۲۹ سال): ۳۱ تا ۶۳ میلی‌گرم‌در ‌دسی‌لیتر زن (۲۵ تا ۲۹ سال): ۳۷ تا ۸۳ میلی‌گرم‌در ‌دسی‌لیتر برای مرد‌ها با توجه به میزان خطر بودن: کم: بیشتر از ۵۹ میلی‌گرم‌در ‌دسی‌لیتر زیاد: کمتر از ۴۰ میلی‌گرم‌در ‌دسی‌لیتر روش Homogeneous | برای اندازه گیری Homogeneous HDL-C از رسوب استفاده نمی‌کنیم بلکه نیاز به سانتریفیوژ سرم داریم. این باعث می‌شود تا به دست اوردن HDL از نمونه راحت‌تر شود. یکی از این روش‌ها استفاده از آنتی بادی بر علیه آپولیپوپروتئین B-۱۰۰ برای اتصال به LDL وvldl می‌باشد. این روش باعث می‌شود که HDL برای مرحله دوم یعنی استفاده از ریجنت‌ها مخصوص برای انالیز کلسترول مناسب باشد. در روش دیگری، محلول پلی یانون سنتتیک به VLDL و LDL باند می‌شود و ان‌ها را از تولید محصول رنگی طی واکنش متوقف می‌کند. سپس ریجنت دومی برای واکنش با HDL-C وارد واکنش می‌شود و باعث تولید محصول رنگی می‌شود. نمونه| سرم و یا پلاسما (بستگی به روش استفاده دارد.) مقادیر نرمال: مرد (۲۵ تا ۲۹ سال): ۳۱ تا ۶۳ میلی‌گرم‌در ‌دسی‌لیتر زن (۲۵ تا ۲۹ سال): ۳۷ تا ۸۳ میلی‌گرم‌در ‌دسی‌لیتر برای مرد‌ها با توجه به میزان خطر بودن: کم: بیشتر از ۵۹ میلی‌گرم‌در ‌دسی‌لیتر زیاد: کمتر از ۴۰ میلی‌گرم‌در ‌دسی‌لیتر چگونه سطح HDL  را افزايش دهيم؟ 1-تمرينات و ورزشهاي ايروبيك(هوازي) منظم. مثل: دويدن، شنا، راه رفتن سريع، دوچرخه سواري. 2- كاهش جربيهاي زايد بدن. 3- قطع استعمال سيگار. ن كته:مصرف الكل نيز سطح HDL را افزايش ميدهد اما از آنجايي كه الكل خود براي بدن مضر است مصرف آن به منظور افزايش سطح HDL توصيه نميگردد.

وسایل و مواد مورد نیاز: سرم – کالیبره- Reagent اول و دوم- میکرو سانتریفیوژ- اسپکتروفتومتری

مراحل آزمایش: 1-ابتدا 200میکرولیتر سرم را با سمپلر برداشته و داخل میکروتیوپ میریزیم+ 700میکرولیتر  Precipitant Reagent را با سمپلر برداشته و به سرم اضافه می کنیم. 2- 200میکرولیتر کالیبره را با سمپلر برداشته و داخل میکروتیوپ میریزیم+ 700میکرولیتر  Precipitant Reagent را با سمپلر برداشته و به سرم اضافه می کنیم.  سانتریفوژ را روشن کرده.1 و2 را به مدت 2دقیقه در 12000g دور سانتریفوژ قرار می دهیم.در موقعیت 7 و 19 رو به روی هم قرار می دهیم. 3-محلول رویی محلول 1و2 را برداشته و به میکروتیوپ دیگر انتقال می دهیم. 4- 1000میکرولیتر Reagent دوم را با سمپلر برداشته و داخل میکروتیوپ میریزیم+ 100میکرولیتر  سرم روی رسوب(مرحله1)را با سمپلر برداشته و به کیت اضافه می کنیم. 5-1000میکرولیتر Reagent دوم را با سمپلر برداشته و داخل میکروتیوپ میریزیم+ 100میکرولیتر  کالیبره(مرحله1)را با سمپلر برداشته و به کیت اضافه می کنیم. 6-1000میکرولیتر کیت دوم  را با سمپلر برداشته و داخل میکروتیوپ میریزیم برای محلول بلانک. 4-5-6را به مدت 10 دقیقه در بن ماری قرار داده و بعد با طول موج 500نانومتر در اسپکتروفتومتر گذاشته تا میزان جذب را اندازه گیری کنیم. نتایج:

A=0 بلانک                 کالیبره              A=0/112  سرم  A=0/143

محلول استاندارد: A sample ÷A kalibreh  × C kalibreh  = HDL-Ch 

  0/143 ÷ 0/112   ×  52/2 =66/64 mg/dl

زنان 35-70 mg/dl مردان 35 -85 mg/dl  

منابع:   www.yms88.blogfa.com/ www.iransalamat.com/ lab-sciences.blogfa.com/ www.aftabir.com/ foodins.blogfa.com/ avesinaaa.mihanblog.com                

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم آبان 1391ساعت 15:1  توسط شیدا محمدی | 

مقدمه:

در شرایط طبیعی غلظت گلوکز خون در محدوده باریکی ، معمولا بین 90 - 80 میلیگرم در دسی لیتر هر روز صبح قبل از صرف صبحانه در شخص ناشتا کنترل می‌شود. این غلظت در حدود ساعت اول بعد از صرف یک وعده غذا به 140 - 120 میلیگرم در دسی لیتر خون افزایش می‌یابد. اما سیستمهای فیدبکی برای کنترل گلوگز خون غلظت گلوکز را به سرعت (معمولا در ظرف 2 ساعت بعد از آخرین جذب کربوهیدراتها) به حد طبیعی باز می‌گردانند. بر عکس ، در حالت بی‌غذایی ، بوسیله گلوکونئوژنز در کبد گلوکز مورد نیاز برای حفظ غلظت گلوکز در حد ناشتا را تامین می‌کند. این مقادیر برای بیماران دیابتی قدری بالاتر است.

کنترل سطح قند خون :

کبد به عنوان یک سیستم بافری مهم برای گلوکز خون عمل می‌کند به این معنی که هنگامی که گلوکز خون به دنبال صرف یک وعده غذا تا غلظت زیادی بالا می‌رود میزان ترشح انسولین نیز افزایش می‌یابد و در حدود 3/2 گلوکز جذب شده از روده بلافاصله به گلیکوژن تبدیل شده و در کبد ذخیره می‌شود. در طی ساعات بعد که غلظت گلوکز خون و نیز در این ترشح انسولین کاهش می‌یابد، کبد گلیکوژن را تجزیه و به گلوکز تبدیل می‌کند. این تنظیم در بیماران با اختلالات کبدی تقریبا غیر ممکن است.

علاوه بر انسولین ، گلوکاگون نیز در تنظیم مقدار قند خون دخیل است. این هورمون بر عکس انسولین کار می‌کند. بطوری که با کاهش گلوکز خون ترشح گلوکاگون افزایش می‌یابد و برعکس انسولین ، موجب تجزیه گلیکوژن و به سطح نرمال رساندن غلظت گلوکز می‌شود.

یک اثر مستقیم کاهش غلظت گلوکز خون تحریک غده هیپوتالاموس و سیستم عصبی سمپاتیک می‌باشد که موجب ترشح اپی نفرین از غدد فوق کلیوی می‌گردد. اپی نفرین بر روی کبد اثر کرده و موجب آزاد سازی گلوکز می‌شود.

·  دو هورمون رشد و کورتیزول نیز در این تنظیم موثرند چرا که مقدار مصرف را بوسیله قسمت اعظم سلولهای بدن کاهش می‌دهند و بجای آن ، گلوکز را به چربی تبدیل می‌کنند.

اهمیت بالا نرفتن سطح گلوکز خون :

گلوکز مقدار زیادی فشار اسمزی در مایع خارج سلولی اعمال می‌کند اگر مقدارش افزایش یابد فشار اسمزی خارج سلول هم افزایش می‌یابد و همین موجب بهم خوردن قدرت ترابری غشای سیتوپلاسمی گردیده و همین خود به نتایج ناخوشایندی چون ادم ، از دست دادن آب سلول و ... می‌گردد.

گلوکز زیادی از طریق ادرار دفع می‌گردد و همراه این مایعات و الکترولیتهای بدن نیز تخلیه می‌شود.

·  افزایش دراز مدت سطح گلوکز خون ، موجب آسیب بسیاری از بافتها و بویژه رگهای خونی آنها می‌گردد و همین ممکن است به نتایجی چون حمله قلبی ، سکته مغزی ، بیماریهای کلیوی گردد.

انواع بیماری دیابت:

دیابت نوع1: در دیابت نوع 1 كه 15- 10درصد كل موارد دیابت را تشكیل می ‌دهد، تولید انسولین از پانكراس به علت از بین رفتن سلول‌های سازنده ی انسولین، متوقف می ‌شود. به همین دلیل افراد مبتلا به این نوع دیابت باید از بدو تشخیص، انسولین مورد نیاز بدن را به صورت تزریقات روزانه تأمین كنند. به همین دلیل به آن "دیابت وابسته به انسولین" نیز می گویند.

دیابت نوع 1 اغلب در سنین زیر 30 سال به وجود می‌ آید، لذا به آن "دیابت جوانی" نیز می گویند.

دیابت نوع2: دیابت نوع 2 بیشتر در بالغین بالای 30 سال و چاق دیده می ‌شود که 90- 85 درصد كل موارد دیابت را شامل می گردد و انسولین تولید شده از پانكراس در این افراد به خوبی عمل نمی ‌كند. در واقع یا پانكراس به اندازه ی كافی انسولین ترشح نمی‌ كند و یا این كه انسولین ترشح شده، به علت وجود مقاومت سلول ها به انسولین مخصوصاً در افراد چاق، فاقد كارآیی لازم است.

به این نوع دیابت، "دیابت غیر وابسته به انسولین" یا "دیابت بزرگسالان" نیز می گویند.

دیابت حاملگی: دیابت حاملگی به دیابتی گفته می ‌شود كه برای اولین بار در طول حاملگی تشخیص داده شود. این نوع دیابت معمولاً گذراست و بعد از اتمام حاملگی بهبود می ‌یابد. خانم‌های مبتلا به دیابت حاملگی بعداً در معرض خطر ابتلا به دیابت نوع 2 هستند.

آزمایشات قند خون:

تست گلوكز ميزان قند خون خاصي به نام گلوكز را در خون شما اندازه مي گيرد.  گلوكز از غذاهاي كربوهيدراتي به وجود مي آيد. قند گلوكز منبع اصلي انرژي مصرفي در بدن مي باشد. انسولين هورموني است كه به سلول ها ي بدن شما براي استفاده از گلوكز كمك مي كند. انسولين در پانكراس توليد مي شود و در هنگام بالا رفتن ميزان گلوكز وارد جريان خون مي شود . به طور طبيعي ميزان گلوكز خون شما پس از صرف غذا به طور محسوسي بالا مي رود.  اين ميزان افزايش در گلوكز باعث توليد انسولين مي شود تا مانع از بالارفتن بيش از حد سطح گلوكز شود. بالا ماندن سطح گلوكز براي مدت طولاني در خون شما منجر به آسيب به چشم ها، كليه ها، اعصاب و عروق خوني مي شود.

قند خون ناشتا (FBS  ): اين آزمايش قند خون شما را زماني اندازه مي گيرد كه شما حداقل براي 8 ساعت چيزي نخورده باشيد. معمولا" اين آزمايش اولين مرحله براي براي تشخيص  ديابت مي باشد.

قند خون دوساعت بعد از غذا: اين آزمايش قند خون شما را دقيقا" 2 ساعت بعد از صرف غذا اندازه مي گيرد. اين ازمايش براي تشخيص ديابت كاربرد ندارد.

قند خون تصادفي : اين آزمايش قند خون را بدون توجه به زمان آخرين وعده ي غذايي شما اندازه مي گيرد. ممكن است چندين بار به طور اتفاقي در طول روز ميزان قند خون شما اندازه گرفته شود. اين ازمايش مفيد است زيرا سطح گلوكز خون افراد نرمال تغيير بسيار زيادي در طول روز نشان نمي دهد. تغييرات بيش از اندازه در ميزان قند خون ممكن است به دليل وجود مشكل باشد. اين آزمايش براي تشخيص ديابت كاربرد ندارد.

آزمايش تحمل گلوكز دهاني(oral glucose tolerance test  ): براي تشخيص ديابت به كار مي رود. آزمايش تحمل گلوكز شامل يكسري از اندازه گيري هاي گلوكز خون شما پس از نوشيدن مايع شيريني است كه داراي گلوكز مي باشد. اين آزمايش در حال حاضر براي تشخيص ديابت حاصل از بارداري( gestational Diabetes  ) به كار مي رود. در حال حاضر اين تست براي تشخيص ديابت در افرادي كه باردار نيستند استفاده نمي شود.

گليكوهموگلوبين A1C  (Glycohemoglobin AC1  ): اين آزمايش ميزان گلوكز اتصال يافته به گلبول هاي قرمز را اندازه مي گيرد. ازاين آزمايش مي توان براي تشخيص ديابت استفاده نمود. همچنين نتايج اين آزمايش ميزان پيشرفت سلامتي فرد مبتلا به ديابت در دو و سه ماه اخير و نياز به تغيير و يا ادامه ي شيوه ي فعلي درمان را بررسي مي كند.  نتيجه آزمايش AC1 مي تواند معياري براي ميزان متوسط قند خون شما باشد. به اين مقدار، "متوسط گلوكزبراورد شده" يا "eAG" گفته مي شود.

تست تحمل گلوکز (OGTT)(تست نهایی دیابت و تست بارداری)

T=0 از FBS استفاده می شود-یک محلول گلوکز به فرد داده می شود تا بخورد بسته به وزن 70-100گرم  گلوکز متغیر است.

1ساعت بعد دوباره ا زفرد خون گرفته ی شود.(قند خون زیاد)

2ساعت بهد تست مجدد- 3ساعت بعد تست مجدد

 تست تحمل گلوکز خوراکي (OGTT) مي باشد. در اين آزمايش سطح گلوکز خون شما در 2 مرتبه : يک بار پس از ناشتايي و يک بار 2 ساعت پس از نوشيدن يک آشاميدني غني از گلوکز ، اندازه گيري مي گردد. اگر سطح گلوکز خون شما 2 ساعت پس از مصرف آشاميدني غني از گلوکز، بالاتر از حد طبيعي بود، مي توانيد آن را (اختلال عدم تحمل گلوکز) بناميد و اين عارضه احتمال ابتلا به پره ديابت را در شما مطرح مي کند.

روش های اندازه گیری قند خون:

روش اورتوتولوئیدین:در این روش از آمین های حلقوی استفاده می شود.در محیط اسید استیک گرم عامل آلدئیدی گلوکز با آمین ترکیب شده و مشتقات رنگی ایجاد می کند که از روی شدت رنگ حاصله می توان گلوکز موجود در خون را تعیین مقدرا کرد.از آمین های حلقوی مورد استفاده در این روش می توان آنیلین,بنزیدین و ارتوتولوئیدین را نام برد.کمپلکس رنگی ایجاد شده دارای ساختمان باز شیف می باشد:

Aldehyde + Amine →   Schiff basc

اندازه گیری غلظت گلوکز خون:

                                    D-Glu  (1)  → D-Gluconic acid + H2O2(2-3-4) →  Quinoneimine + H2O

1= Gul oxidaes

2-3-4=Phenol- Aminoantipyrin- Proxidaes

مواد  و وسایل مورد نظر آزمایش:

سرم-کیت(دارای 1-2-3-4بصورت Reagent)-آب مقطر-بن ماری-اسپکتروفوتومتر

روش آزمایش:

 10میکرولیتر از نمونه ی سرم + 1000میکرولیتر از کیت=10دقیقه در دمای 37درجه در بن مارری قرار داده

 بلانک را که 10میکرولیتر آب مقطر +1000میکرولیتر از کیت است را در بن ماری در دمای 37درجه  قرار داده

سپس ابتدا دستگاه اسپکتروفوتومتری را بلانک کرده.بعد نمونه را با طول موج 500در آن قرا رمی دهیم.میزان جذب را یادداشت می نماییم.

محاسبات:

بلانک:    T=100    A=0  غلظت=0

نمونه:  T=38   A=0/41   غلظت=؟


+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم آبان 1391ساعت 14:14  توسط شیدا محمدی | 

مقدمه:

سندروم متابولیک چیست؟سندروم متابولیک به معنای وجود گروهی از عوامل خطر‌ساز برای بروز بیماری ‌های قلبی- عروقی و دیابت در یک شخص است.

نقش HDL | دو لیپوپروتئین LDL و HDL دو لیپوپروتئین مخالف هم هستند! زمانی که میزان LDL در پلاسما افزایش یابد خطرناک خواهد بود در حالی که افزایش HDL در پلاسما شاخص مثبت و خوبی برای سلامتی و کاهش ناراحتی های قلبی است. افزایش میزان HDL شاخص خوبی برای سیستم عروقی است به این علت که HDL کلسترول را از بافتها به کبد منتقل می‌کند تا از بدن خارج و یا بازسازی شوند.

این عوامل خطرساز شامل موارد زیر است:

* چاقی شکمی=یعنی افزایش بافت چربی در اطراف شکم.

* اختلال در میزان چربی ‌های خون=بالا بودن میزان تری‌ گلیسریدها، میزان کم HDLکلسترول و میزان بالای    ,LDLکلسترول که ایجاد پلاک (رسوبات) چربی را بر روی دیواره‌های درونی سرخرگ ‌ها تشدید می ‌کنند.

* فشار خون بالا

* مقاومت به انسولین یا عدم تحمل قند=بدن نمی ‌تواند به طور صحیح از هورمون انسولین یا قند استفاده کند.

* وضعیت پرترومبوتیک یا زمینه بروز لخته ‌شدن خون=برای مثال میزان بالای فیبرینوژن یا مهارگر فعال ‌کننده پلاسمینوژن- 1 در خون

* زمینه بروز التهاب=برای مثال افزایش میزان پروتئین ‌واکنش‌دهنده C در خون

افراد دچار سندروم متابولیک در معرض خطر بیشتری برای ابتلا به بیماری های کرونری قلب و سایر بیماری‌ های مربوط به تشکیل پلاک ‌های چربی در دیواره سرخرگ ‌ها مانند سکته مغزی و بیماری عروق محیطی هستند. به نظر می ‌رسد عوامل خطرساز برای بروز این سندروم، چاقی شکمی و مقاومت به انسولین باشد.

علل بیماری :

سندروم متابولیک با متابولیسم بدن شما و نیز با شرایطی تحت عنوان مقاومت به انسولین در ارتباط است. انسولین هورمونی است که توسط پانکراس ساخته می‌شود و به کنترل مقادیر قند خون کمک می‌کند.به صورت طبیعی و معمول دستگاه گوارش و کبد شما غذاهایی که می‌خورید را به قند(گلوکز) تجزیه می‌کند. خون بدن شما این قند‌ها را به بافت‌های بدن منتقل می‌کند جایی که سلول‌ها از آن‌ها به عنوان سوخت استفاده می‌کنند. گلوکز به کمک انسولین وارد سلول‌های بدن می‌شود.در افراد مبتلا به مقاومت انسولین، سلول‌ها به صورت نرمال به انسولین پاسخ نمی‌دهند و گلوکز به آسانی نمی‌تواند وارد سلول‌ها شود. در این حالت واکنش بدن شما، ترشح بیشتر و بیشتر انسولین برای کمک به ورود گلوکز به درون سلول‌ها است؛ در نتیجه مقادیر انسولین در خون بسیار بالا خواهد بود. در نهایت زمانی که بدن قادر به ساخت انسولین کافی برای کنترل گلوکز خون در حد طبیعی نیست، منتهی به ابتلا به دیابت خواهد شد.

حتی چنان چه سطوح قند خون به حدی زیاد نباشد که بتوان آن را دیابت در نظر گرفت، باز سطوح افزایش یافته ی گلوکز مُضر هستند. در حقیقت پزشکان به این شرایط " پره دیابت " یا مرحله ی پیش از دیابت می‌گویند.

انسولین افزایش یافته سطوح تری گلیسرید و دیگر چربی‌های خون را نیز افزایش می‌دهد. همچنین این شرایط با چگونگی عملکرد کلیه‌ها نیز تداخل می‌کنند و منتهی به فشار خون بالا می‌شوند. این اثرات حاصل از مقاومت به انسولین، فرد مبتلا را در معرض خطر ابتلا به بیماری قلبی، سکته، دیابت و دیگر بیماری‌ها قرار می‌دهند.

آزمایشات تشخیصی:

در صورتی که شما مبتلا به بیش از سه ویژگی مرتبط با این سندرم باشید، پزشک برای شما تشخیص سندرم متابولیک را خواهد داد. سازمان و انجمن‌های مختلف، معیار‌هایی برای تشخیص سندرم متابولیک دارند. بر اساس تقسیم بندی انجمن قلب آمریکا با توجه به راهنماهای تعریف شده، در صورت داشتن بیشتر از ۳ ویژگی

زیر، فرد، مبتلا به سندرم متابولیک می‌باشد:

1_ دور کمر بیشتر از ۸۸ سانتیمتر برای زنان و ۱0۲ سانتی متر برای مردان. برخی فاکتورهای خطر مانند داشتن تاریخچه ی خانوادگی، دیابت و یا نژاد آسیایی داشتن، این میزان را کمتر نیز می‌کند؛ فاکتورهای خطر ذکر شده ریسک مقاومت به انسولین را افزایش می‌دهند. چنان چه فرد یکی از فاکتورهای خطر ذکر شده را دارا باشد، میزان دور کمر به ۷۹ تا ۸۹ سانتی متر برای خانم‌ها و ۹۴ تا ۹۹ سانتی متر برای آقایان کاهش می‌یابد.

۲_ سطوح تری گلیسرید خون بالاتر از 20۰ میلی گرم در دسی لیتر و یا بالاتر از ۷/۱ میلی مول در لیتر و یا تحت درمان بودن با داروهای کاهنده ی تری گلیسرید بالا.

۳_ HDL یا کلسترول خوب پایین تر از ۴۰ میلی گرم در دسی لیتر در آقایان و پایین تر از ۵۰ میلی گرم در دسی لیتر در زنان و یا دریافت درمان دارویی به منظور پایین بودن HDL خون.

۴_ فشار خون سیستولیک بالاتر از ۱2۰ میلی متر جیوه و فشار خون دیاستولیک بالاتر از ۸۰ میلی متر جیوه و یا دریافت درمان دارویی به منظور درمان پُرفشاری خون.

۵_ سطوح افزایش یافته قند خون در حد بالاتر از ۱0۰ میلی گرم در دسی لیتر و یا دریافت درمان دارویی به منظور درمان بالا بودن قند خون.

اندازه گیری تری گلیسیرید خون:

آنزیمی به نام لیپاز گلیسرید را به تری گلیسرید و اسید های چرب و کلسترول تبدیل میکند.گلیسرول حاصل با ATP در حضور گلیسرول کیناز به ADP وگلیسرول 3فسفات تبدیل میگردد.گلیسرول 3 فسفات با آنزیم گلیسرول تری فسفات اکسیداز به دهیدروکسی استون فسفات تبدیل می شو و آب اکسیژنه را به وجود می آورد. آب اکسیژنه حاصل با آمینو آنتی پرین و 2 4 دی کلروفنل در حضور پراکسیداز به کمپلکس کینونیمین تبدیل می گردد.

تری گلیسیرید:

نرمال ما کوچکتر از 200mg/dl

مشکوک بین 200-400 mg/dl

بیماری زایی بیش از 400 mg/dl

وسایل و مواد مورد نیاز:

میکروتیوپ-سرم-کیت-بن ماری-اسپکتروفتومتری

مراحل آزمایش:

1-10میکرولیتر سرم+ 1000میکرولیتر کیت = کد سرم 100

2-10میکرولیتر محلول استاندارد+ 1000میکرولیتر کیت

3-بلانک 1000میکرولیتر کیت

1-2-3 را به مدت 10 دقیقه در بن ماری قرار داده و بعد با طول موج 500نانومتر در اسپکتروفتومتر گذاشته تا میزان جذب را اندازه گیری کنیم.

نتایج:

1-      A=0/121         2- A=0/146       3- A=0 

محلول استاندارد:

A sample ÷A standard x C standard= TG

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع:

http://elmeroz.mihanblog.com

http://www.tebyan.net

http://fa.wikipedia.org/wiki

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم آبان 1391ساعت 14:12  توسط شیدا محمدی | 
lقدمه: کلسترول چیست؟کلسترول ماده ای است از جنس چربی که به دسته ای از لیپید ها به نام استروئید ها تعلق دارد. وظایف کلسترول در بدن: ۱- کلسترول درغشای تمام سلول ها درساخت دیواره ی سلولی شرکت می کند. ۲۵ درصد کل کلسترول بدن در غشای سلول های عصبی بوده و مهمترین پوششی است که اعصاب را عایق می کند. 2- کلسترول ماده اصلی برای ساخت بسیاری از هورمون های استروئیدی است.هورمون های جنسی مثل استرادیول و تستوسترون ، هورمون های استروئیدی که توسط غدد فوق کلیوی ساخته می شوند(مثل کورتیزول) و پیش ساز ویتامین ها مثل۷-Dدهیدروکلسترولنقش مهمی را ایفا می کند. 3-کلسترول پیش ساز اصلی اسیدهای صفراوی است که برای هضم چربی ها ضروری می باشد. 4--در ساختمان آنزیم ها و در ساختمان سیستم عصبی قسمت اعظم کلسترول در داخل بدن و توسط کبد ساخته می شود و بقیه آن با مصرف غذاهای پر کلسترول و پرچرب وارد بدن می شود. بدن یک فرد بالغ ۱۵۰ گرم کلسترول دارد. منابع کلسترول بدن: ۱- اگر چه تقریباً تمام بافت های بدن می توانند کلسترول را بسازند ، قسمت اعظم کلسترول توسط کبد وکمتر روده ساخته می شود . پس این ماده بطور طبیعی و بدون توجه به دریافت کلسترول موجود در غذا ، در خون وجود دارد زیرا کبد مقدار مشخصی کلسترول تولید می کند که برای ادامه زندگی ماده ای حیاتی و ضروری است. بدن یک فرد بالغ در هر روز ۵/۰ تا ۱ گرم کلسترول می سازد که بیشتر از مقداری است که از طریق غذا جذب بدن می شود. ۲- بقیه آن با مصرف غذاها وارد بدن می شود. مثل مصرف غذاهای پر کلسترول ( شامل تخم مرغ، کره، خامه، دل و جگر و قلوه)و همچنین مصرف غذاهای غنی از چربی های اشباع (گوشت قرمز، کره ، خامه و لبنیات پرچرب و روغن نباتی جامد ). در گذشته تصور می شد تصور می شد که فقط غذاهای دارای کلسترول فراوان در افزایش کلسترول خون موثرند، اما امروزه ثابت شده، مقدار چربی اشباع غذا بیشتر از خود کلسترول ، در افزایش کلسترول خون موثر است. مواد غذایی افزاینده کلسترول: • -غذاهای سرخ شده • - چربی های اشباع شده مانند روغن های حیوانی و روغن نباتی جامد و کره • - امعاء و احشاء حیوانی مانند دل، جگر، قلوه، سیرابی و مغز- میگو و گوشت های پر چرب • - غذاهای آماده مانند سوسیس، کالباس و پیتزا • - لبنیات پر چرب- دسرهای چرب • -انواع کلوچه، کیک، شیرینی ها مخصوصاً شیرینی تر • -روغن نارگیل – انواع سس های مایونز سالاد • - انواع شکلات ، چیپس و پفک های حاوی روغن ترانس • - زرده تخم مرغ . مقدار کل کلسترول بدن ما به دوچیز بستگی دارد: ۱- مقدار کلسترول ساخته شده در بدن و دفع شده از آن . ۲- کلسترول غذای مصرفی ( تقریباً یک سوم کلسترول از غذا به دست می آید). در بیشتر افراد، وقتی که کلسترول دریافتی از غذا زیاد باشد، مقدار تولید آن در بدن کاهش می یابد ولی این مکانیسم همیشه نمی تواند مقدار کلسترول خون را تنظیم کند. نقش افزایش کلسترول خون در افزایش خطر بیماری قلبی عروقی(CVD): مختل شدن جریان خون به عضله قلبی (بدلیل گرفتگی سرخرگ های کرونر) ، می تواند باعث درد یا سکته قلبی شود. دو فرآیند مهم در این روند دخالت دارند: ۱- تصلب شرایین = آترواسکلروز ( سخت شدن سرخرگ ها ): با آتروم ۲- ترومبوز( ایجاد لخته خونی داخل رگ ها) آتروم (atheroma) :رسوب داخلی و ضخیم شدن دیواره سرخرگ ها در اثر انباشت چربی ( کلسترول) بر روی آن است که باعث تنگی سرخرگ ها می شود. ابتدا اختلال عملکردِ سلول های لایه داخلی دیواره سرخرگ ها (اندوتلیوم) باعث آسیب به آنها می شود ، در نتیجه گلبول های سفید خون( بنام مونوسیت ها ) به این قسمت آمده و به ماکروفاژها ( سلول های بیگانه خوار) تبدیل می شوند و عملکرد لایه داخلی سرخرگ ها را مختل می کنند، در نتیجه کلسترول LDL اکسید شده از خون جذب دیواره سرخرگ شده روی ان رسوب می کند. تکرار این آسیب باعث می شود رسوب بیشتر چربی ها و سایر فرآورده های سلولی که در آتروما شرکت دارند بر روی دیواره داخلی سرخرگ ادامه یابد و در نهایت باعث مسدود شدن سرخرگ شود. افزایش کلسترولLDL خون یکی از عوامل اصلی شروع و تداوم آترواسکلروز است. کلسترول تام(توتال( : کلسترول تام شامل اندازه گیری کل کلسترول مو جود در خون شامل HDL , LDLونیز بعضی از اجزای دیگر است .در یک فرد سالم بدون سایر عوامل خطر قلبی عروقی اگر کلسترول تام خون(کلسترول کل) کمتر از ۲۰۰ میلی گرم در دسی لیتر خون باشد رضایت بخش است. اما اگر کلسترول خون بین ۲۰۰ تا ۲۳۹ میلی گرم در دسی لیتر خون باشد شخص در مرز خطر بالا رفتن کلسترول و خطر ابتلا به حمله ی قلبی قرار دارد و زمانی که کلسترول خون بالاتر از ۲۴۰ میلی گرم در دسی لیتر خون باشد احتمال افزایش خطر حمله ی قلبی را باید جدی گرفته و حتماً میزان آن را به وسیله ی رژیم غذایی و دارو یا هر دو کاهش داد. اگر فردی همراه با کلسترول بالا مبتلا به فشار خون بالا نیز باشد احتمال خطر حمله ی قلبی به ۶ برابر می رسد و اگر این فرد سیگاری هم باشد احتمال خطر به ۲۰ برابر یا بیشتر خواهد رسید. اندازه گیری کلسترول تام به تنهایی امکان پذیر است، اگر چه این آزمایش تکی زیاد مورد استفاده قرار نمی گیرد، زیرا دانستن سطح کلسترول تام به تنهایی، به اندازۀ آزمایش های کامل کلسترول به تصمیم گیری پزشک شما کمک نمی کند.در سال 2001، گروهی از متخصصین به نام متخصصین برنامه طرح آموزشی کلسترول ملی، پیشنهاد کردند که بهترین آزمایش کلسترول، 4نوع از چربیها در خون شما را که شامل شرح حال لیپیدهاست، اندازه گیری کنند. کلسترول تام: کمتر از mg/dl 200 .................................. قابل قبول 200 تا mg/dl 240 ................................... خط مرزی Mg/dl 240 و بالاتر از آن............................. بالا واکنش: →----------EC----- CH3(CH2)n_COOH+ →------CO---- O2 H2O2 ----POD→ Quinonimine+ 4H2O وسایل مورد نیاز: سمپلر-میکروتیوپ-اسپکتروفتومتری-بن ماری-کیت-سرم مراحل آزمایش: 1-ابتدا 1000میکرولیتر کیت را با سمپلر برداشته و داخل میکروتیوپ میریزیم+ 10میکرولیتر سرم را با سمپلر برداشته و به کیت اضافه می کنیم. 2-ابتدا 1000میکرولیتر کیت را با سمپلر برداشته و داخل میکروتیوپ میریزیم+ 10میکرولیتراستاندارد را با سمپلر برداشته و به کیت اضافه می کنیم. 3-1000میکرولیتر کیت را با سمپلر برداشته و داخل میکروتیوپ میریزیم برای محلول بلانک. 1-2-3 را به مدت 10 دقیقه در بن ماری قرار داده و بعد با طول موج 500نانومتر در اسپکتروفتومتر گذاشته تا میزان جذب را اندازه گیری کنیم. نتایج: 1- A=0/183 2- A=0/280 (C=200) 3- A=0 محلول استاندارد: A sample/A standard × C standard= [TG] TG= 0/183 / 0/280 × 200=130/71 mg/dl نرمال منابع: http://galb.ir/archives/127 http://www.pezeshkonline.ir www.ghatreh.com
+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم آبان 1391ساعت 14:11  توسط شیدا محمدی | 

مقدمه:

چکیده:     

 کروموزوم های پلی تن، کروموزوم های بزرگی هستند که در بسیاری از حشرات دو بال وجود دارد. این کروموزوم ها ابتدا به شکل طبیعی وجود داشته ولی چندی بعد، طی فرآیندی به نام اندومیتوز چندین بار همانندسازی میکنند در حالیکه سلول دربردارنده ی آنها تقسیم نمی شود. بدین ترتیب، کروموزوم ها حجیم تر شده و دارای الگوهای نواری تیره و روشن می شوند. در نواحی سانترومری این کروموزوم ها به دلایل نامشخصی تقسیم اندومیتوزی به درستی صورت نمی گیرد. به همین دلیل، سانترومر های این کروموزوم ها به صورت یک مجموعه در کنار هم قرار می گیرند که به نقطه اتصال آنها "کروموسنتر" می گویند.

کروموزوم های پلی تن معمولا در لاروها قرار دارند. عقیده بر این است که وجود این کروموزوم های حجیم در درون سلول های دیپلویید لاروی که چندین بار همانندسازی بدون تقسیم انجام داده اند شرایط مناسبی را برای رشد سریع تر لاروها فراهم می کنند. زیرا در این حالت، هر سلول، تعداد نسخه های زیادی از هر ژن دارد و قادر است با سرعت بیشتری نسبت به حالت دیپلوییدی-که فقط دو نسخه از هر کروموزوم موجود است- عمل رونویسی را انجام دهد.

کروموزوم های پلی تن را می توان در غدد بزاقی مگس سرکه یافت. باند های مشاهده شده در هر کروموزوم به صورت منحصر به فرد است و حاوی نقشه و اطلاعات خاص هر کروموزوم است. نقشه ژنوم دروزوفیلا با استفاده از همین کروموزوم های پلی تن تهیه شده است.

در بررسی آزمایشگاهی زیر، با استفاده از لارو سن III و رنگ آمیزی با استواورسئین، کروموزوم های پلی تن غدد بزاقی مگس سرکه را مشاهده نمودیم.

 اندوریپلیکیشن:

 یعنی ریپلیکیشن DNA طی فاز S سیکل سلولی بدون کامل شدن میتوز و/یا سیتوکینز. اندوریپلیکیشن را گاهی اندوداپلیکیشن (Endoduplication) هم مینامیم. اندوریپلیکیشن در نوع خاصی از سلول‌ها در حیوانات و گیاهان یافت می‌شود. انواع مختلفی از اندوریپلیکیشن وجود دارند که عبارتنداز: پلی‌پلوئیدی (Polyploidy) و پلی‌تنی (Polyteny).

پلی‌پلوئیدی یعنی کسب خصوصیات فردی کروموزوم‌ها بعد از دوبرابر شدن طی ریپلیکاسیون DNA

پلی‌تنی یعنی باقی‌ماندن کروموزوم‌های دوبرابر شده در کنار همدیگر و تشکیل کروموزوم‌های غول‌پیکر (Giant chromosomes).

میتوز بدون سیتوکینز  (اندومیتوز):

میتوز بدون سیتوکینز موجب بوجود‌آمدن سلول‌هایی با توده‌ای از سیتوپلاسم شده که دارای هسته‌های زیادی می‌باشند. به عنوان مثال  سلول‌های موجود در غدد بزاقی نوعی از حشرات که مگس‌سرکه (Drosophila melanogaster) نام دارد این حالت را نشان می‌دهند.. هر یک از چهار جفت کروموزوم موجود در لارو مگس‌سرکه، دچار 10 مرتبه تکثیر DNA شده و سپس جفت‌های هومولوگ در کنار هم قرار گرفته و به هم متصل می‌شوند. در نتیجه  210 هومولوگ پدری و210 هومولوگ مادری یا به عبارت دیگر 2048 رشته شبیه به هم کنار هم قرار گرفته و یک کروموزوم غول‌پیکر را بوجود می‌آورد. در نتیجه این کروموزوم آنقدر بزرگ است که حتی در مرحله اینترفاز نیز قابل رویت  با میکروسکوپ نوری معمولی می‌باشد

 

نقش کروموزوم‌های پلی‌تن:

ویژگی پلی تنی در کروموزوم ها برای موجودات دارای آنها بسیار اهمیت دارد و منجر به افزایش مقادیر ژنی (gene amplification) می شود. داشتن تسخه های متعدد از یک ژن منجر به سطح بالای بیان ژنی می شود، به عبارت دیگر رونویسی و ترجمه به میزان بیشتری رخ می دهد که محصولات ژنی بیشتری را نیز تولید می کند. کروموزوم های پلی تن در همه سلول ها وجود ندارند بلکه در سلول هایی که از نظر متابولیکی فعال و از نظر اندازه بزرگ اند دیده می شوند.

به علت این که کروموزوم های پلی تن نقش زیادی دز سنتز مولکول ها و پروتئین های موردنیاز موجودات دارند به میزان زیادی عمل رونویسی را انجام می دهند. این عمل در مناطق خاصی از بازو های کروموزومی که تراکم کمتری پیدا می کنند رخ می دهد. این مناطق«پاف» نام دارد. پاف ها فضایی هستند که در آنجا بخشی از تراکم اولیه کروموزومی از بین رفته و محل مناسب فضایی برای فعالیت های آنزیمی ایجاد شده است. بطور کلی، پاف ها در اثر فعالیت ژن های کدکننده عوامل رونویسی ایجاد می شوند. این پروتئین ها بعدا ز تولید به پروموتور های سایر ژن ها متصل شده و آنها را روشن می کند و منجر به ایجاد نواحی پاف در جایگاه های خاص ژنی می شود. . عوامل گوناگونی چون تاثیر بعضی هورمون ها، تغییرات دمایی و ... بر تشکیل پاف موثرند و ممکن است آن را تشدید یا تضعیف کنند. پاف ها در روی کروموزوم ها ثابت نیستند بلکه با اتمام رونویسی یا اعمال آنزیمی در طول مدتی از زمان از بین خواهند رفت.

*مگس سرکه یا دروزوفیلا ملانوگاستر، حشره ای با دگردیسی کامل است که دارای چهار مرحله ی اصلی در چرخه زندگی خود می باشد: جنین، لارو، شفیره و بالغ. در مرحله ی لاروی، ارگانیسم با انرژی بالایی به ذخیره مواد غذایی برای رشد سریع در اندازه و ویژگی های بدنی خود می پردازد. در این مدت، غدد بزاقی باید به اندازه ی کافی بزرگ بوده و تکامل و تکوین کامل یافته باشند تا بتوانند ذخایر کافی از آنزیم های بزاقی مسئوول هضم مواد غذایی را دارا گردند. غدد بزاقی دروزوفیلا و برخی دیگر از حشرات، به جای افزایش تعداد سلول های خود برای رشد قادرند حجم و توده ی سلولی خود را افزایش دهند.

غدد بزاقی دارای ویژگی های زیر می باشند

·        بصورت جفت در لارو مگس قرار دارند و از نظر اندازه و شکل به یکدیگر شباهت دارند.

·        زیر میکروسکوپ استرئو، ظاهری نیمه شفاف و تا حدودی براق دارند.

·        هر یک از این دو غده دارای یک توده چربی کدر در اطراف خود می باشند.

بعد از اینکه در اوایل دوره ی لاروی، تعداد اولیه سلول ها ی غدد بزاقی تشکیل شد، آنگاه تقسیم سلولی متوقف می گردد. همزمان با افزایش اندازه ی سلول ها، هسته های سلولی نیز رشد می کنند. در این زمان، کروموزوم ها بطور مکرر بدون تقسیم سلولی همانندسازی انجام می دهند. و تعداد زیادی کروماتید های خواهری تولید می کنند که به یکدیگر به صورت سیناپس شده باقی می مانند. علاوه بر افزایش حجم هسته سلول ها و در نتیجه افزایش حجم توده سلولی، این سلول ها دارای توانایی متابولیکی بسیار بالایی هستند. زیرا نسخه های زیاد از هر ژن، سطح بیان ژنی را افزایش می دهد. اگرچه علت دقیق این مکانیسم غیر معمول، مشخص نیست اما به نظر می رسد که این فرایند همانندسازی مکرر، یکی از موثرترین راه ها در تولید آنزیم های بزاقی موردنیاز برای رشد و تکوین لاروها به حساب می آید.

از آنجایی که خود سلول های بزاقی تقسیم نمی شوند، هسته های آنها فرآیند میتوزی را انجام نمی دهند. به همین دلیل، کروموزوم ها در یک مرحله از اینترفاز طولانی مدت از چرخه ی سلولی باقی می مانند و تا حد ممکن بصورت کشیده شده قرار می گیرند. از آنجایی که هریک از این کروموزوم ها از تعداد بسیار زیادی زنجیره پلی نوکلئوتیدی تشکیل شده اند به آنها "کروموزوم های پلی تن" گفته می شود. پلی تن به معنای " تعداد فراوانی رشته" می باشد. کروموزوم های پلی تن به علت اینکه کشیده شده اند و از میزان بسیار زیادی رشته ی DNA تشکیل می شوند، به آسانی زیر میکروسکوپ نوری قابل مشاهده اند.

این کروموزوم ها اولین بار در سال 1881 توسط Balbiani در غدد بزاقی حشره کوچک Chironomus مشاهده شد، اما ماهیت وراثتی این ساختار ها مورد بحث بود تا زمانیکه در سال 1930 دو فرد به نام های Emil Heitz و Hans Bauer این کروموزوم ها را در دروزوفیلا ملانوگاستر مورد مشاهده قرار دادند. در واقع، این کروموزوم ها در بافت های ترشحی سایر حشرات دو بال مثل لوله های مالپیگی در Sciara و همچنین در پروتیستا، گیاهان، پستانداران و یا در سلول های بعضی حشرات دیده می شود.

یکی از ویژگی های مهم این کروموزوم ها این است که در زیر میکروسکوپ دارای نوارهای تیره و روشن فراوانی هستند که شباهت زیادی به بارکد کالاها دارد. این نوارها برای هر کروموزوم ، منحصر به فرد است. نوار های تیره (Band) نشانگر مناطقی از کروموزوم اند که DNA درآنجا تراکم بالایی پیدا کرده و نوار های روشن ((Interband نشانگر مناطقی از کروموزوم اند که تراکم رشته های DNA در آنجا کمتر است. این نوارها، مناطق اختصاصی قابل رویتی را ایجاد می کنند که برای شناسایی مکان یک ژن خاص روی کروموزوم، جایگاه نوآرایی های کروموزومی و یا محل حذف های رخ داده روی توالی های ژنی بسیار مناسب اند. نوارهای تیره و روشن هر دو دارای ژن هایی هستند و هنگامی که یک ژن فعالانه رونویسی می شود، مناطقی بنام «پاف» (Puff) در ناحیه ی لوکوس ژن در حال رونویسی روی کروموزوم ایجاد می شود. پاف ها نشانگر مناطقی از کروموزوم اند که در آن رشته های DNA ، شکل مارپیچی (coiling) –تراکم زیاد- خود را از دست داده و در نتیجه برای انجام عمل رونویسی مناسب شده و توالی ها قابل دسترس گشته اند. پاف ها در نتیجه ی تغییرات ساختاری در کروموزوم های پلی تن ایجاد می شوند. یک کروموزوم پلی تن در مراحل پایانی لاروی دارای تعداد پاف های زیادی در باند های مختلف است. تا 40 سال عقیده بر این بود که این پاف ها ناشی از فعالیت های ژنی است و چندی بعد آنها را توالی های فعال موقتی در ژن معرفی کردند. الگوهای موقتی تشکیل پاف در غدد بزاقی لارو با تزریق هورمونی بنام «اکدیزون» (ecdysone) که نوعی هورمون محرک برای پوست اندازی لارو است، قابل القاست. این عمل تحت کنترل رسپتور اکدیزون صورت می گیرد. تعداد کمی از ژن ها مدت اندکی بعد از رویارویی با اکدیزون تشکیل پاف می دهند و تعداد بیشتری از ژن ها (بیش از 100 ژن) بعد از چند ساعت در برابر اکدیزون واکنش نشان می دهند. فرض بر این است که طول مدت تشکیل پاف، نشانگر سلسله فرآیند های ژنتیکی برای فعال سازی ژن هاست. پاف های جدید مستقل از سنتز پروتئین هاست اما پاف های قدیمی تر به سنتز قبلی پروتئین ها احتیاج دارند. (Ashburner, 1990 ).

در سال های اخیر، در محل باندها، عوامل رونویسی و پروتئین های کروموزومی شناسایی شده اند. محققان معتقدند که اتصال این پروتئین ها دارای اهمیت کاربردی برای کروموزوم است و نقش این پروتئین ها را در تنظیم بیان ژنی نشان می دهد. نمونه ای از اتصال پروتئین های ویژه به کروموزوم پلی تن، پروتئین CHD1 یا (Chromo-ATPase/helicase-DNA-binding domain) می باشد. پروتئین هایی که با CHD1 از طریق ناحیه ی هلیکاز در ارتباط اند، بصورت کمپلکس های مولتی پروتئینی وجود دارند. برای مثال، محققان معتقدند که پروتئین های SNF2/SWI2/Brm در تغییر شکل دادن وابسته به ATP کروماتین نقش دارند. آنتی بادی های CHD1 ، این پروتئین را در ناحیه کم تراکم کروماتین (Interband) و همچنین پاف های موجود در روی کروموزوم پلی تن غدد بزاقی متمرکز می کند. این مشاهدات نشان می دهد که CHD1 با عملکرد خود ساختار کروماتین را طوری تغییر می دهد که بیان ژنی را تسهیل نماید. (Stokes, 1996)

اما الگوهای دقیق پاف ها در دو مورد با هم تفاوت دارند:

·        در انواع مختلف سلول ها که دارای کروموزوم پلی تن اند. (مثل غدد بزاقی و روده)

·        با تغییر شرایط یک نوع سلول شکل پاف ها دچار تغیییر می شود. برای مثال، با تزریق هورمون اکدیوزون به یک حشره تغییرات قابل پیش بینی در پاف ها رخ می دهد.

هنگامی که با هورمون اکدیوزون، آنتی بیوتیک اکتینومایسین D نیز به پاف ها اضافه شود، مراحل تشکیل پاف متوقف شده و سنتز RNA کاهش می یابد. اکتینومایسین D دسترسی RNAپلی مراز را به DNA بلوکه می کند. ( Claus Pelling, Max-Planck  انستیتو بیولوژی، Tubingen). الگوی تشکیل پاف در یک در طول زمان تغییر می کند. مثلا هر بار که لارو حشرات آماده پوست اندازی می شود، یک توالی خاص قابل پیش بینی برای تشکیل پاف ایجاد می شود.

همچنین افزایش دما نیز باعث تشدید تشکیل پاف های کروموزومی می شوند.

در سال 1935، کالوین بریجز الگوهای نواری کروموزوم های پلی تن در دروزوفیلا ملانوگاستر مشاهده کرده و از آنها تصاویر بسیار دقیقی تهیه کرد که نقشه های حاصل از بررسی های وی هنوز نیز از لحاظ علمی معتبر و قابل استفاده است. مطالعه و تحلیل الگوهای نواری کروموزوم پلی تن، اطلاعات فراوانی را در رابطه با ساختار عمومی کروماتین و بخش های فعال رونویسی در اختیار می گذارد.

در نقشه ژنتیکی استاندارد کروموزوم پلی تن که توسط  Bridges به عنوان یک رفرنس ارائه شد، بازو های این کروموزوم به 102 بخش (division) شماره گذاری شده تقسیم می شود. هر یک از پنج بازوی اصلی ( X, 2L, 2R, 3L, 3R) دارای 20 بخش اند. فقط کروموزوم شماره IV دارای دو بخش است. کروموزوم شماره I یا کروموزوم X از 20-1 بخش، کروموزوم II از 60-21 بخش، کروموزوم III از 100-61 بخش و کروموزوم IV (کوچک ترین کروموزوم ها) از 102-101 بخش تشکیل شده است.  هر یک از این بخش ها با یک نوار اصلی آغاز شده و به 6 زیر بخش (subdivision) که با حروف A تا F نشان داده می شوند تقسیم می شوند و این 6 زیربخش خود به بیش از 13 زیر مجموعه خطی تیز تقسیم می شود. بنابراین، هر یک از نوارهای کرموزوم پلی تن با شماره ی بخش، زیربخش و شماره ی نوار آغازگر هر زیربخش شناسایی می شوند. Bridges حداقل تعداد نوارها را برای کروموزوم های غدد بزاقی مگس سرکه بصورت زیر اعلام کرد: 537 نوار برای کروموزوم X ، 1032 نوار برای کروموزوم II، 1047 نوار برای کروموزوم III و 34 نوار برای کروموزوم IV که در مجموع حداقل 2650 نوار برای کل ژنوم گزارش نمود. اما تحقیقات اخیر نشان می دهد که تعداد این نوارها 3286 عدد می باشد. افزایش این رقم احتمالا به علت خطاهایی بوده که در آزمایشات قبلی وجود داشته است. (Sorsa, 1988) معمولا جایگاه بسیاری از ژن ها با تعیین میزان رزلوشن یا میزان تفکیک یک زیربخش و معمولا به همراه تخمین جایگاه عددی آنها شناسایی می شوند. (مثل 42C7-9, 60A1-2). اگرچه تقسیمات کروموزوم پلی تن در کل رشته ی DNA وجود ندارد اما به طور میانگین، یک زیربخش حدود 300 جفت باز از DNA و بین 15 تا 25 ژن را در بر می گیرد.

در این بررسی آزمایشگاهی بطور کلی 3 هدف عمده دنبال می شود:

      جدانمودن غدد بزاقی از لارو سن III دروزوفیلا

·        فراهم کردن اسمیر های (squash) مناسب از کروموزوم های پلی تن دارای نوار

·        مشاهده کروموزوم پلی تن و پاف های موجود روی آن

مواد و روش ها:

برای مشاهده ی کروموزوم پلی تن، ابتدا یک لام میکروسکوپ آماده کرده و روی آن یک قطره اسید استیک45% می ریزیم. یک لارو سن III برداشته و آن را به درون اسید روی لام منتقل می کنیم. سپس لام را زیر میکروسکوپ استرئو(لوپ) قرار می دهیم. بعد از تنظیم و وضوح تصویر، لارو در حال جنبش را تشریح می کنیم. با استفاده از دو سوزن تشریح، حرکت لارو را کنترل کرده ، یک سوزن را پشت لکه تیره دهانی لارو به آرامی فرو می کنیم و سوزن دیگر را در نزدیکی ناحیه شکمی ثابت می کنیم. آنگاه به آرامی و با دقت دو سوزن را در جهت های مخالف هم حرکت می دهیم به طوری که سطح بدن در ناحیه کشش پاره شده و محتویات درون لارو در این ناحیه قابل مشاهده گردد. اگر با دقت محتویات بیرون ریخته را مورد مشاهده قرار دهیم دو غده ی بیضی شکل متقارن را خواهیم دید که به مواد کدر رنگی متصل اند. این دو غده همان غدد بزاقی و مواد کدر رنگ نیز چربی های همراه با آن اند. به کمک سوزن ها ی تشریح، غدد بزاقی را از مواد فرعی مانند اجسام چربی و لوله های گوارشی آن جدا نموده و آنها را به روی یک لام جدید منتقل می کنیم. در اینجا باید نهایت دقت لازم را بکار برد تا غدد بزاقی حین انتقال آسیب نبینند. سپس با تکه ای کاغذ صافی اسید اضافی را که احتمالا با غده ها منتقل شده حذف می کنیم.-کاغذ را با حفظ فاصله ی مناسب از نمونه روی قسمت آغشته به اسید لام می گذاریم تا اسید اضافی را به خود جذب کند. سپس چند قطره رنگ استواورسئین به غده ها ی بزاقی اضافه می کنیم و لام را در مکانی مناسب به مدت 20-15 دقیقه قرار می دهیم تا غده ها رنگ را جذب کنند. در این مرحله باید توجه کنیم که رنگ خشک نشود چون مراحل بعدی را تحت تاثیر قرار خواهد داد. بعد از رنگی شدن غده ها، دوباره با کاغذ صافی همانند مرحله پیش رنگ اضافی را از اطراف نمونه حذف کرده و یک لامل روی نمونه قرار می دهیم. و لام را در قسمت نمونه دارای لامل، لای کاغذ صافی قرار می دهیم. با انگشت شست با چند بار حرکت چرخشی روی نمونه، آنرا Squash کرده تا سلول ها له شده وکروموزوم ها ی پلی تن آنها به خارج سلول انتقال یابد و برای مشاهده مناسب شود. در این مرحله باید دقت لازم بعمل آید تا لامل حین حرکت انگشت جابجا نشود زیرا امکان شکستن کروموزوم ها در این حالت وجو دارد. بعد از این مرحله، لام را با بزگنمایی 40× و 100× زیر میکروسکوپ نوری مشاهده و بررسی می کنیم.  

بحث و نتیجه گیری:

همانطور که در نتایج حاصل از رنگ آمیزی کروموزوم پلی تن دیده شد، این کروموزوم ها ، کروموزوم های غول پیکری هستند که سلول های خاصی از مگس سرکه وجود دارند. میکرو گراف زیر که توسط B.P.Kaufmann تهیه شده، کروموزوم های پلی تن را در سلول غده ی بزاقی مگس سرکه نشان می دهد.

·        هر یک از 4 جفت کروموزوم مگس، حدود 10 بار همانندسازی مکرر DNA انجام می دهد.

·        کروموزوم های همولوگ مادری و پدری و همچنین رشته های ناشی از همانندسازی مکرر با آرایش خاصی در کنار هم ردیف می شوند و نهایتا از ناحیه سانترومری خود به هم متصل می شوند که به این محل تلاقی «کروموسنتر» می گویند.

·        در نتیجه هر کروموزوم از یک رشته بسیار ضخیم حاوی 2048 رشته ی مشابه DNA تشکیل شده است.

·        این کروموزوم ها آنقدر بزرگ اند که می توان آنها را در طول مدت اینترفاز –حتی با میکروسکوپ نوری کم قدرت-نیز مشاهده کرد.

در واقع، تشکیل این کروموزوم ها ناشی از وقوع مکرر پدیده ی اندومیتوز داخلی است، که در آن DNA در مدت فاز S چرخه ی سلولی همانندسازی کرده اما چرخه سلولی را بطور کامل به اتمام نمی رساند یعنی سیتوکینز صورت نمی گیرد. پدیده آندومیتوز در گیاهان و جانوران مختلف رخ می دهد که بر اساس تفاوت در انجام بعضی مراحل ممکن است انواع گوناگونی را ایجاد کند:

·        همانندسازی DNA با تکمیل میتوز اما بدون سیتوکینز

·        همانندسازی مکرر DNA بدون تشکیل هسته جدید در تلوفاز. که منجر به یکی از دو حالت زیر می شود:

1)  پلی پلوئیدی: کروموزوم های همانندسازی شده ویژگی های اصلی مربوط به خود را حفظ می کنند.

2)  پلی تنی: کروموزوم های همانندسازی شده به شیوه ای معین در کنار همدیگر قرار گرفته و کروموزوم های غول پیکری را ایجاد می کنند.

3)  ایجاد شرایط متنوع و مختلف بین حالات 1 و ۲

 

 

 

 


 

 

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم آبان 1391ساعت 14:10  توسط شیدا محمدی | 

هدف:

رنگ آمیزی دانه های درون سیتوپلاسمی

مقدمه:

انکلوژن ها (در فارسی: انکلوزیون(Inclusion bodies دانه های ذخیره ای در باکتری ها هستند که بسته به نوع باکتری انواع مختلف آن را تولید می کنند.
مهمترین این دانه های عبارت اند از :
1-
دانه های متاکروماتیک
2-
دانه های چربی
3-
دانه های گوگردی

در داخل سیتوپلاسم میکروارگانیسم ها اجسامی هستند به نام Inclusion body که نقشهای مختلفی دارند همانند نمونه های زیر:

Lipid granule: معمولا یوکاریوتها و پروکاریوتها برخی دانه های چربی را در سیتوپلاسم خود ذخیره می کنند ، زمانی که محیطهای کشت خوبی در اختیار باکتریها یا مخمر قرار می گیرد که شرایط خوب تغذیه ای هم فراهم شود ، باکتری یا مخمر این دانه ها را در زمان خاصی مورد استفاده قرار می دهد . برخی باکتریها که اسپور دارند مثل باسیلوس و کلستریدیوم از این منابع چربی برای مرحله اسپوروژن به عنوان منبع انرژی مورد استفاده قرار می دهند. دانه های پربی به روش سودان سیاه به عنوان رنگ اصلی و سافرنین به عنوان رنگ فرعی رنگ آمیزی می شود. دانه های چربی به صورت سیاه رنگ در زمینه قرمز قابل مشاهده اند.

Glycogen granule: معمولا برای مشاهده دانه های گلیکوژن از ید یا لوگل استفاده می شود.

Sulphur granule: دانه های گوگردی معمولا در باکتری های فتوسنتتیک گوگردی مشاهده می شوند. نیازی به رنگ آمیزی برای مشاهده شدن ندارند فقط کافی است این باکتریها را جداسازی کرده و مشاهده کنیم.

Metachromatic granule: در باکتریهای کورینه باکتریوم وجود دارد و پلی مری از متافسفات می باشد. رنگ آمیزی آلبرت در این موارد استفاده می شود. دانها آبی رنگ دیده می شوند در مرکز باکتری.

PHB granule: پلی متاهیدروکسی بوتیرات ، نوعی اسید چرب است، در برخی باکتری ها نظیر ازتوباکترها و برخی باسیلوس ها موجودند. معمولا این دانه در زیر گروه PHA(پلی متاهیدروکسی آلکانوئات) قرار می گیرند.

Carboxysomes granule: این دانه ها در تثبیت دی اکسید کربن نقش دارند.

Cyanophycin granule: ترکیباتی غنی از پلی پپتید و اسید آمینه آرژنین و آسپارتیک اسید هستند و به عنوان منابع ذخیره نیتروژن برای باکتریها محسوب می شوند. معمولا کربوکسی زوم ها و سیانوفیسین ها در سیانو باکترها و برخی باکتریها نظیر رودوباکتر و رودواسپریلیوم دیده می شوند.

Magnetasomes granule: خاصیت مغناطیسی دارند و از اکسید آهن Fe3O4 تشکیل شده اند. مگنتوزوم ها در طول نصف النهار مغناطیسی زمین قرار می گیرند و تعیین کننده نصف النهار مغناطیسی می باشند، با مطالعه این باکتریها می توان تغییرات نصف النهار مغناطیسی را در طول عمر کره زمین بررسی کرد.

 

 رنگ آمزی آلبرت :

نوعی رنگ آمیزی اختصاصی است.تجمعی از پلی فسفاتهاي غیرآلی (Volutin granules) دانه هاي متاکروماتیک (گرانولهاي ولوتین هستندکه پس از رنگ آمیزي با یک رنگ بازي مانند متیلن بلو و یا تولوئیدین بلو به رنگ سیاه دیده می شوند. این روش براي مشاهدة دانه هاي متاکروماتیک در جنس کورینه باکتریوم و تعدادي دیگر از انواع باکتریها کاربرد دارد.

 

باکتری مورد آزمایش:

 اشریشیا کُلای که به «ای کُلای» یا کُلای باسیل نیز معروف است، یک باکتری گرم منفی از خانواده انتروباکتریاسه که در سال ۱۸۵۵ کشف شد. این باکتری بیهوازی اختیاری و بدون اسپور می‌باشد. باکتری های اشیرشیا کلای، اغلب متحرک می‌باشند. کلای باسیل قادر به تخمیر گلوکز وتولید گاز است وهمچنین لاکتوز راتخمیر می‌کند و اوره‌آز منفی است.باکتری اشریشیا کولای که در روده جانداران خونگرم (منجمله انسان) زندگی می‌کند؛ از گلوکز تغذیه می‌کند و در غیاب گلوکز از لاکتوز هم به عنوان منبع انرژی استفاده می‌کند. بعنوان مثال، وقتی یک محصول لبنی می‌خوریم، دی ساکارید لاکتوز در دسترس باکتری ای کُلای قرار می‌گیرد. در این هنگام با ساختن آنزیم‌های لازم که برای جذب و تجزیه لاکتوز هستند از این قند به عنوان منبع انرژی استفاده می‌شود.

مواد و وسایل:

اشرشیاکلای-لوگل-سافرانین-آب مقطر-لام-شعله

 

روش آزمایش:

-1گسترش اشرشیاکلی را تهیه کنید.

-2 گسترش را مدت2 دقیقه تحت تأثیر محلول لوگل قرار دهید.

-3 با آب مقطر آن را بشوئید.

-4 لام را مدت  30ثانیه تحت تأثیر محلول سافرانین قرار دهید.

5- با آب مقطر آن را بشوئید.

6-زیر میکروسکوپ ابتدا با عدسی40 بعد با عدسی100مشاهده نمائید.

 

مشاهدات:

در این روش باکتری به رنگ قرمز مایل به صورتی  دیده می شود.و دانه های کربوهیدرات در آن تیره تر است.

 


.

+ نوشته شده در  جمعه پنجم آبان 1391ساعت 16:49  توسط شیدا محمدی | 

هدف:

مشاهده ی اجزاء ساختمان سلول باکتری به وسیله ی رنگ آمیزی مرکب چین

مقدمه:

*مکانیسم رنگ آمیزی:

یک ماده رنگی یک ترکیب آلی است که از یک حلقه بنزنی و دو ریشه کروموژن و اگزوکروم  تشکیل شده است. ریشه اگزوکروم باعث می شود وقتی ماده رنگی در شرایط محلول و آب قرار می گیرد یونیزه و باردار شود. اگر ماده رنگی بار منفی پیدا کند اسیدی است مثل ماده رنگی ائوزین و اگر ماده رنگی بار مثبت پیدا کند باز است مانند متیل بلو. در باکتری ها یکسری از مواد سلولی اسیدی و یکسری بازی اند. مواد سلولی اسیدی بار منفی دارند و با رنگ های بازی رنگ می گیرند و مواد سلولی بازی بار مثبت دارند و با رنگ های اسیدی رنگ آمیزی می شوند.

بطور کلی رنگ آمیزی باکتری ها به دو عامل فیزیکی و شیمیایی آنها بستگی دارد.

1-      عوامل فیزیکی

الف: ماده ای که رنگ می گیرد باید تا حدودی نفوذپزیر باشد. نفوذ رنگ ها به درون این مواد به علت وجود فشار اسمزی و خاصیت مویینگی است.

ب: در برخی از روش های رنگ آمیزی جذب رنگ صورت می گیرد. به این ترتیب که مولکول های رنگ آمیزی قادر می باشند بطور بانتخابی ه درون فضاهای مولکولی یک ماده رفته و در آنجا باقی بماند.

ج: چسبندگی نیز در برخی از روش ها، مکانیسم رنگ آمیزی می باشد که رنگ در غلظت های زیاد و به سطح ماده رنگ شونده می چسبد.

 

2-      عوامل شیمیایی

الف: سلول های میکروبی، پروتئین ها دارای ترکیبات شیمیایی هستند که برخی حالت اسیدی و پاره ای حالت قلیایی دارند و این حالت سبب می شود که اعمال شیمیایی بین آنیون ها و کاتیون ها رنگ با مواد مذکور انجام گیرد که نتیجه آن رنگ گرفتن مواد خواهد بود.

ب: پروتئین که نخستین پایه ساختمان سلول های زنده می باشد، خاصیت آمفوتریک دارد یعنی بسته به غلظت یون هیدروژن در محیط می تواند هر دو حالت اسیدی و قلیایی را داشته باشد.

*ساختار های ویژه(کپسول-اسپور) :

*کپسول(یکی از اجزای سلولی خارج از دیواره ی سلولی):

اگر لایه به خوبی سازمانهدهی شده باشد و به سهولت از سطح آن کنده نشود به آن کپسول می گویند.معمولا کپسول و لایه ی مخاطی جنسشانا زپلی ساکارید است پس اصطلاح گلیکوکالیکس برای آنها استفاده می شود اما بعضی باکتری ها به نام باسیلوس آنتراسیس(عامل سیاه زخم),کپسولشان از پروتئینی است از جنس د-گلوتامیک اسید است.

نقش کپسول:

1)به بیماری زایی کمک می کند و د رمقابل فاگوسیتوز از آن حفاظت می کند.

2)کپسول مقدار زیادی آب دارد و باکتری را در برابر خشکی حفظ می کند.

3)مانع ورود ویروس و مواد سمی به داخل سلول می شود.

4)در اتصال به سطوح جامد از جمله بافت های میزبان نقش دارد.

5)باعث سر خوردن باکتری می شود.

*اندوسپور باکتری:

بعضی ازباکتری ها یگرم مثبت می توانند ساختار مقاوم و خفته ای به نام اندوسپور ایجاد کنند.اسپور به تنش های محیطی مثل اشعه ماورابنفش,حرارت,تشعشعات و عوامل ضد عفونی کننده و خشکی مقاوم است.اندوسپور ها به دلیل نفوذناپذیر بودن به اغلب رنگ ها با رنگ آمیزی به روش های ساده قابل مشاهده نیست.با رنگ آمیزی با متیلن بلو اسپور به صورت روشن دیده می شود.رنگ آمیزی اسپور با روش خاصی با رنگ مالاشیت گرین صورت می گیرد.

اسپور دارای پوشش هایی است:

1)خارجی ترین لایه اگزوسپوریوم: که یک لایه ی نازک و ظریفی است.

 2)لایه پوشش اسپور: از چند لایه پروتئین تشکیل شده است که نسبتا ضخیم است و عامل مقاومت به مواد شیمیایی است.این لایه دارای آنزیم هایی است که در تندش سلول نقش دارند.

 3)لایه ی کورتکس:ا ز پپتیدوگلیکان غیرطبیعی ساخته شده است.اتصالات عرضی آن نسبت به پپتیدوگلیکان طبیعی کمتر است.

4)دیواره ی سلول ساسپور که بخش مرکزی را در بر می گیردو دارای بخش هایی است به نام ریبوزوم و نوکلئوتید,ولی از لحاظ متابولیکی غیر فعال است.

دلایل مقاومت اسپور:

1)اسپور از کمپلکس دی پی کلینیک اسید-کلسیم ساخته شده است.مدت ها تصور می شد که عامل مقاومت اسپور داشتن دی پی است,اما بعدها موتانت هایی یافت شد که دی پی نداشتند امام مقاوم بودند.امروزه کلسیم را در مقاومت به حرارت دخیل میدانند.

 2)کلسیم و دی پی کلینیک اسید,نوکلئیک اسید یا دی ان ا اسپور را پایدار می کنند.

3)پروتئین های محلول د راسید کوچکی به نام SASPدر اسپور وجود دارد و DNA اسپور را اشباع می کند و آن را از حرارت و تشعشع حفظ می کند.

4)از دست دادن آب پروتوپلاست اسپور که به نظر می رسد کورتکس آب پروتوپلاست را با خاصیت اسمز حذف می کندو بدین ترتیب از آسیب های حرارت و تشعشع حفظ میکند.

5)پوشش اسپور در حفاظت اسپور در برابر آنزیم ها و مواد شیمیایی نقش دارد

6) آنزیم های ترمیم DNA

تشکیل اسپور یا اسپوروژنز:

وقتی شرایط نا مساعد می شود اسپور تشکیل می شود.در 7 مرحله تقسیم می شود.ابتدا مواد هسته رشته ای محوری ایجاد می کند بعد در غشا فرورفتگی ایجاد می شود و دور ماده ی هسته ای را می گیرد.غشا به پیشروی خود  ادامه می دهد بطوریکه 2 غشا اطراف DNA ار فرا می گیرد.در مرحاه بعد بین دو غشا کورتکس قرار م یگیرد.در این مرحله کلسیم و دی پی کلینیک اسید تجمع پیدا میکند.بهد اسپورکت در بین دو غشا تشکیل می شود و در نهایت اگزوسپورم ساخته می شود سر انجام آنزیم های لیتیک اسپرانژیم را تخریب می کنند و اسپور آزاد می شود.

تبدیل شدن اسپور به فرم رویشی در 3 مرحله:

1)فعالسازی 2)تندش 3)رشد

در فعالسازی به وسیله تیمار هایی مانند حرارت اسپور فعال می شود یعن یاگر حتی اسپور در شرایط مغذی نیز قرار گیرد به فرم رویشی تبدیل نیم شود مگر اینکه فعال شده باشد.در مرحله دومخ اسپور متورم شده پوشش اسپور پاره شده و مقاومتبه حرارت و سایر عوامل از دست می رود.فعالیت متابولیکی در اینجا شروع می شود.برای تندش موادی مانند اسیدآمینه یا قند ها مورد نیازند.بعد از این مرحله رشد که پروتوپلاست شروع به رشد می کند و فعالیت خودش را از سر میگیرد.

 

*ویژگی های باکتری مورد آزمایش:

Bactenum= باسیلوس سوبتی لیس

=Colony form مدور

=Colony elevation مسطح

=Colony margin نامنظم

=Colony size بزرگ

Colony color= کرم

مواد و وسایل  مورد نیاز آزمایش:

سوسپانسیون-کریستال ویوله-آب مقطر-لام-میکروسکوپ

روش آزمایش:

1)    ابتدا سوسپانسیون را در محیط اسکیم میلک یا سرم 10% تهیه کنید (باسیلوس سوبتی لیس)

2)    یک قطره بر روی لام تمیز قرار دهید.و با نگروزین آن را حل کنید و  تهیه گسترش توسط لام دیگر

3)    در معرض هوا بدون فیسکه کردن خشک کنید

4)    در کریستال ویوله به مدت 3 دقیقه قرار دهید

5)    با آب شستشو دهید

6)    لام  را توسط ميكروسكوپ باعدسي 40 مشاهده کنید

مشاهدات:

         زمینه به رنگ آبی روشن

         سلولها به رنگ آبی تیره

         کپسول به رنگ آبی روشن و یا شفاف


نتیجه گیری:

سلول ها به صورت اجسام روشنی در میان زمینه ای آبی تیره ظاهر می شود.زیرا ذرات مرکب و رنگ نمی تواند از سلول و کپسول آن عبور کنند.بنابراین رنگ آمیزی کپسول مثالی از رنگ آمیزی منفی است.میزان وسعت نواحی روشن با اندازه کپسول و اندازه ی خود سلول تعیین می شود.در این روش تغییرات شکلی سلول اندک است و برای وضوح بیشترسلول می توان آن را با رنگ مخالف رنگ آمیزی کرد.در رنگ آمیزی کپسول مرحله ی حرارت حذف می شود زیرا حرارت شکل کپسول را تغییر می دهد.

اسپور:

باسیلوس سرئوس: که عامل مسمومیت غذایی بوده و علاوه براین می تواند به عنوان پاتوژن فرصت طلب عمل نماید. برخی از باسیلوسها به علت قدرت تخمیري زیاد باعث تجزیه مواد قندي و پروتئینی شده و در فساد مواد غذایی نقش دارند. این باکتریها به حالت ساپروفیت در

هوا، خاك ، آب ، شیر، سبزیجات ، گرد و غبار، مدف وع و ... زندگی می کنند، که از نظر شکل

ظاهري و رنگ آمیزي به باسیلوس آنتراسیس شباهت دارند و آنتراکوئید نامیده می شوند.

رنگ آمیزي اسپور:

دیواره اسپورها مانعی برای عبور مواد به داخل و خارج اسپور است. به این دلیل از افزایش زمان رنگ آمیزی  و حرارت براي نفوذ رنگ به اسپور استفاده می شود.

اسپورها به دو روش سبز مالاشیت و مولر رنگ آمیزی می شوند.

مواد و وسایل:

باسیلوس سرئوس-مالاشیت سبز-سافرانین-آب مقطر-لام

روش آزمایش:

رنگ آمیزي سبز مالاشیت,مالاشیت گرین

-1 گسترش   باسیلوس سرئوس را با حرارت ثابت نمایید.

-2 محلول سبز مالاشیت را روي گسترش ریخته و 5 دقیقه به ملایمت حرارت دهید تا

بخار متصاعد شود ولی رنگ نجوشد و خشک نشود.

-3 لام را با آب بشویید.

-4 محلول سافرانین روي گسترش ریخته و 30 ثانیهصبر کنید.

-5 لام را با آب بشویید.

پس از خشک کردن لام با استفاده از روغن ایمرسیون و عدسی 100 میکروسکوپ آن را مطالعه نمایید .

مشاهدات:

اسپورها به رنگ سبز وباسیلها به رنگ قرمز دیده می شوند

 

 

+ نوشته شده در  جمعه پنجم آبان 1391ساعت 16:48  توسط شیدا محمدی | 

مقدمه: روابط بین آلل ها:غالب و مغلوبی-غالبیت ناقص-هم بازی یا هم غالبی(گروه ها ی خونی) ماجرای کشف گروه های خونی: انتقال خون یا اجزای خون از شخصی به شخص دیگر از صدها سال پیش انجام می‌شده است. بسیاری از بیماران پس از انتقال خون می‌مردند تا این که در سال 1901، یک پزشک استرالیایی به نام " کارل لندشتاینر" گروه های خونی انسان را کشف کرد. از آن زمان به بعد، انتقال خون ایمن تر شده است. فعالیت های لندشتاینر امکان تعیین گروه های خونی را فراهم کرد و به ما امکان داد انتقال خون را با اطمینان بیشتری انجام دهیم. وی به خاطر این کشف بزرگ جایزه نوبل پزشکی سال 1930 را به خود اختصاص داد. مخلوط کردن خون دو فرد ممکن است به تجمع اجزای خون در کنار یکدیگر منجر شود. در این حالت خون " کپه کپه" به نظر می‌رسد. گلبول های قرمزی که کنار هم جمع شده اند می‌توانند باعث واکنش های خطرناکی در بدن شوند. این واکنش‌ها می‌توانند نتایج مرگ باری داشته باشند. لندشتاینر کشف کرد که کپه کپه شدن خون زمانی رخ می‌دهد که فرد دریافت کننده خون، پادتن ضد گلبول های فرد دهنده را در خون خود داشته باشد.

آشنایی با گروه های خونی: تاکنون 29  سیستم گروه خون انسانی ثبت گردیده که مهمترین آنها دو سیستم گروه خونی ABO و Rh می باشند. دانسـتن گروه خونی هنگام دریـافـت و یـا پـیـوند عضـو از اهـمیت بالایی برخوردار است. دریافت خون نـامتـجــانس میتواند به واکنش شدید ایمنی و تخریب گسترده گلبولهای قرمز، افت فشار خون، نارسایی کلیوی، شوک، لخته شدن خون، حـمـله قلبی، آمبولی، سکته مغزی و حتی مرگ بیانجامد.

نکته: گروههای خونی در جانداران متفاوت می بـاشد، سـگ هـا 4 گروه خونی، گربه ها 11 گروه خونی و گاوها 800 گروه خونی دارند.

نکته:گروه خونی یک ویژگی وراثتی است و از والدین به ارث میرسد. 3 شکل ژن (آلل) مطابق شکل گروه خونی شما را کنترل میکنند.

خون از چه اجزایی تشکیل شده است؟ یک انسان بالغ حدود 6-4 لیتر خون دارد که در سر تا سر بدنش در حال گردش است. خون کارهای مهمی انجام می‌دهد اما انتقال اکسیژن به بخش های مختلف بدن، مهم ترین کار آن است. خون از چند نوع سلول شناور و مایعی به نام پلاسما تشکیل شده است.سلول های قرمز خون که گلبول های قرمز نیز نامیده می‌شوند حاوی هموگلوبین اند. این پروتئین به اکسیژن متصل می‌شود. گلبول های قرمز اکسیژن را به بافته های بدن می‌رسانند و دی اکسید کربن را از محیط آن‌ها دور می‌کنند.سلول های سفید خون که گلبول های سفید نیز نامیده می‌شوند با عوامل عفونی مبارزه می‌کنند.پلاکت ها. به لخته شدن خون کمک می‌کنند. برای مثال، وقتی جایی از بدنمان بریده می‌شود، آن‌ها با تسهیل لخته شدن خون مانع خونریزی شدید می‌شوند.پلاسما. حاوی املاح و پروتئین های متنوعی است.

آنتی بادی یا پادتن یا آنتی کور یا ایمنوگلوبین (antibody/immunoglubin): پروتئین های  Y شکلی میباشند، که سیستم ایمنی بدن برای شناسایی و خنثی کردن عوامل بیگانه مانند باکتریها و ویروسها از آنها استفاده میکند. هر آنتی بادی(پادتن) قادر به شناسایی یک آنتی ژن (پادگن) خاص میباشد.

آنتی ژن یا پادگن(ANTIGEN):ماده ای است که پاسخ ایمنی بدن را تحریک و تولید پادتن خاص خود را سبب میگردد.

ایمنوگلوبینهای (IgM):بزرگترین آنتی بادیهای بدن بوده که مسئول فرآیند آگلوتیناسیون(AGGLUTINATION) گلبولهای قرمز خون میباشند. هنگامی که دو گروه خونی نامتجانس با یکدیگر امتزاج می یابند، گلبولهای قرمز به هم چسبیده و به شکل توده در می آیند (دلمه میشوند). پادتن های ANTI-A و ANTI-B همان IgM میباشند.

آگلوتیناسیون(AGGLUTINATION):فرایند به هم چسبیدن و به شکل توده در آمدن گلبولهای خون و یا باکتریها ،در پاسخ به برخی آنتی بادیها. آگلوتینوژن(AGGLUTINOGEN):همان آنتی ژن است.

آگلوتینین(AGGLUTININ): همان آنتی بادی  است.

سیستم خونی ABO : حضور و یا فقدان آنتی ژن های A وB روی غشاء خارجی گلبولهای قرمز(RBC) تعیین کننده گروههای ABO میباشند. گروه خونی A:آنتی ژن A روی سطح گلبولهای قرمز حضور دارد،در خون آنتی بادی ضد B در گردش است. گروه خونی B:آنتی ژن B  روی سطح گلبولهای قرمز حضور دارد،در خون آنتی بادی ضد A در گردش است. گروه خونی AB:هر دو آنتی ژن های A و B  روی سطح گلبولهای قرمز حضور دارد،خون فاقد هرگونه آنتی بادیهای ضد A و B است. گروه O:سطح گلبولهای قرمز فاقد هرگونه آنتی ژن های A و یا B است، اما در خون هر دو آنتی بادی های ضد A و B در گردش میباشند. نکته: در ایران گروه خونی 38% افراد O،33% A،22% B و 7% AB میباشد.

سیستم (RHESUS) و یا فاکتور RH و یا آنتی ژن RH D:

سیستم گروه خونی Rh: گروه خونی Rh برای اولین بار توسط لنداشتاینر و ویلنر در برخورد با یک مورد آنمی همولیتیک نوزادان کشف شد سپس موقع تزریق RBC های میمون نوع رزوس (Rhezus) به یک حیوان آزمایشگاهی این گروه خونی تایید شد در سیستم Rh نزدیک به 50 نوع آنتی ژن وجود دارد از این 50 نوع آنتی ژن فقط 5 نوع حائز اهمیت بالینی اند که شامل آنتی ژنهای: C-D-E-c-e می باشد. آنتی ژنهای Rh پلی مورفیسم ترین آنتی ژنهای موجود در گروههای خونی می باشند از بدو تولد حتی از دوران جنینی این آنتی ژنها در غشاء RBC تولید می شود آنتی ژنهای Rh مختص غشاء RBC هستند و در سایر سلولها و ترشحات وجود ندارند. ژنهای مربوط به سیستم Rh بر روی کروموزوم 1 (بازوی کوتاه کروموزوم 1) قرار دارد این ژنها با جایگاه گروه خونی Duffy در ارتباط اند یک ژن تنظیمی برای بروز آنتی ژنهای Rh وجود دارد که اصطلاحا به آن RHAG می گویند این ژن بر روی کروموزوم 6 قرار دارد و وجود آن برای تولید آنتی ژنهای Rh ضروری است. تئوری های مختلف در مورد نحوه ی وراثت و نام گذاری آنتی ژنهای سیستم Rh:1.تئوری فیشر- وریس: در این نظریه برای آنتی ژنهای Rh 3 لوکوس در نظر گرفته شده که این 3 لوکوس به صورت یک قالب ژنی واحد به ارث می رسد و برای نام گذاری آنتی ژنها از حروف انگلیسی استفاده کرده اند در مورد این نظریه باید گفت که جایگاههای ژنی آنتی ژنهای Rh آنقدر به هم نزدیک می باشند که احتمال کراسینگ اور در آنها وجود ندارد مثال 3 لوکوس C-D-e به شکل CDeدیده می شود.2.نظریه وینر: در این نظریه یک جایگاه ژنی منفرد برای تولید آنتی ژنهای Rh درنظر گرفته شده این جایگاه ژنی تولید یک آگلوتینوژن می کند که دارای خاصیت 3 آنتی ژن است برای مثال ژن R1 تولید آگلوتینوژن CDeمیکند که خاصیت 3 تا آنتی ژن C-D-e را دارد. در این نظریه برای نام گذاری آنتی ژنهای Rh از فرمهای مختلف Rh(Rh و rh و ...) استفاده می کنند.3.نظریه روزنفیلد: در مورد پیشنهاد روزنفیلد نظریه ی ژنتیکی وجود ندارد بلکه آنتی ژنهای Rh به صورت شماره در این نظریه نام گذاری شده اند مثل Rh1-Rh2-Rh3 و ...4.مدل وراثتی Tippet: در نظریه Tippet 2 جایگاه ژنی برروی کروموزم 1 جهت تولید آنتی ژنهای Rh وجود دارد این 2 جایگاه شامل RHD که تولید آنتی ژن D را می کند و جایگاه RHCE که تولید آنتی ژن CE-Ce-Ce-c e میکند.   جدول نام گذاری آنتی ژنهای Rh در 3 نظریه مختلف فیشر و ریس وینر روزنفیلد D Rho Rh1 C rh΄ Rh2 E rh˝ Rh3 c hr΄ Rh4 e hr˝ Rh5 G Rh12   جدول نام گذاری آنتی ژنها و ژنهای شایع Rh در 2 نام گذاری فیشر و ریس و وینر آنتی ژنهای Rh کمپلکس ژنی فیشر و ریس کمپلکس ژنی وینر c-D-e cDe Ro C-D-e CDe R1 c-D-E cDE R2 c-e cde r نکته: d نشان دهنده عدم وجود D است و وجود خارجی ندارد. در مورد کمپلکس های ژنی باید گفت که در سفیدپوستان و سیاه پوستان شیوع آنها متفاوت است شایع ترین کمپلکس ژنی در سیاه پوستان r Ro است در سفیدپوستان r R1 . پس از نظر وراثت می توان گفت که ژنوتیپ شایع در سیاه پوستان شامل: rr Ror RoRo است و در سفیدپوستان شایع ترین کمپلکس شامل: rr R1r R1R1 است. ژنتیک آنتی ژنهای Rh: آنتی ژنهای Rh بر روی ژنهای بسیار پلی مورف و به صورت هم بارز یا codominant به ارث می رسد ژن آنها روی کروموزوم 1 است. در مورد هم بارز باید گفت که هیچ ژن غالب و مغلوب وجود ندارد هر ژن جداگانه ایجاد آنتی ژن می کند برای مثال وجود ژن C و c تولید 2 آنتی ژن C و c می کند. Cc                                 AgC                                     Agc

بیوشیمی آنتی ژنهای Rh: آنتی ژنهای Rh دارای ساختمان پروتئینی اند و در آنها کربوهیدرات به کار رفته، آنتی ژنهای Rh بر روی 3 پروتئین غشایی اینتگرال وجود دارد این 3 پروتئین شامل پروتئین RhD، RhCcEe و RhAG می باشد RhD و RhCcEe از نظر ساختمانی بسیار شبیه به هم هستند و فقط در 31 اسید آمینه متفاوت می باشند آنتی ژنهای Rh در ساختمان اصلی غشاء RBC به کار رفته اند به همین خاطر عدم وجود آنها منجر به تخریب RBC و آنمی همولیتیک می شوند احتمال می دهند که آنتی ژنهای Rh در انتقال مواد از غشاء دخالت داشته باشند از جمله موادی که جهت انتقال به آنتی ژنهای Rh نیاز دارند می توان یون آمونیوم را نام برد. آنتی ژن G دارای خصوصیت C+D است آنتی بادی ضد G با افراد C مثبت و D مثبت واکنش می دهند. آنتی بادی های سیستم Rh: در سیستم Rh آنتی بادی طبیعی وجود ندارد آنتی بادی های آن از نوع ایمیون، گرم و IgG هستند و زمانی تولید می شوند که سیستم ایمنی با آنتی ژن ناسازگار برخورد داشته باشند برای مثال در انتقال خون ناسازگار یا ارتباط خون بین مادر و جنین و ... به همین خاطر Back type در این سیستم فاقد ارزش است به ندرت IgM و IgA در این سیستم مشخص شده است برای تشخیص آنتی بادی های ضد Rh حتما باید از کومبس     غیر مستقیم استفاده کنیم. به ندرت نوع طبیعی آنتی بادی های ضد Rh هم شناسایی شده اند آنتی بادی های ضد Rh هم شناسایی شده اند آنتی بادی ضد Rh خاصیت دوز اثر دارند یعنی آنتی بادی با آنتی ژنهایی که به صورت هموزیگوت به ارث رسیده اند قوی تر واکنش می دهد برای مثال Anti D در افراد D/D قوی تر از D/d واکنش می دهد. نکته بسیار مهم این است که آنتی بادی های ضد Rh تقریبا بعد از 6 ماه برخورد با آنتی ژنهای ناسازگار تولید می شوند و اغلب همولیز ایجاد شده از نوع خارج عروقی است و بهترین راه تشخیص بررسی بیلی روبین مستقیم، ترکیبات بیلی روبین در ادرار و مدفوع، افزایش کربوکسی هموگلوبین HbCo و .. است برای تشخیص زودهنگام آنها استفاده از آزمایش کومبس مستقیم و غیر مستقیم لازم است. فنوتیپ Du: در سیستم Rh فقط آنتی ژن Du بررسی می شود و به عنوان مثبت و منفی در گروه خونی گزارش می شود بعضی مواقع آنتی ژن D به حدی تضعیف شده که با روش آگلوتیناسیون مستقیم قابل تشخیص نیست و حتما باید از کومبس غیرمستقیم جهت تشخیص آن استفاده کنیم به آنتی ژن D تضعیف شده اصطلاحا Du می گویند خود Du یا به صورت کمی است یا به صورت کیفی. در مورد کمی مقدار آنتی ژنهای D هم دچار تغییر شده است تا کنون 18 نوع جهش در ژن آنتی ژن D شناسایی شده اند که باعث Du می شوند. از معروفترین Duهای کمی می توان موارد زیر را نام برد: 1.High grad Du یا فرازینه: این نوع Du زمانی ایجاد می شود که تداخل برخی ژنها بیان ژن D را تضعیف کنند برای مثال اگر ژن C به صورت ترانس با ژن D باشد به عنوان نمونه در کمپلکس ژنی Ro/r یا R1/r. 2.Low grad Du یا فروزینه: زمانی ایجاد می شود که بروز آنتی ژن D توسط برخی ژنهای قوی تضعیف شود این نوع Du در سیاهپوستان شایع است و معروفترین آن کمپلکس Ro/r است. 3.Du کیفی: معروفترین Du کیفی، Du ناقص یا Du موزاییک است ساختمان آنتی ژن D از 4 قسمت شبیه به موزاییک تشکیل شده اگر یک یا چند قسمت از این ساختمان وجود نداشته باشد آنتی ژن D حاصل، تضعیف شده و منجر به Du می شود. تشخیص Du کمی یا کیفی با روشهای معمولی مثل کومبس غیرمستقیم ممکن نیست به همین خاطر برای افراد Du یک قانون کلی وجود دارد این قانون شامل : 1.افراد Du مثبت Rh مثبت اند. 2.در موقع اهداء خون باید به عنوان Rh مثبت فرض شوند و در موقع دریافت خون باید به آنها Rh منفی تزریق شود علت تزریق خون Rh منفی به این افراد این است که ممکن است در افراد Du موزاییک، آنتی بادی برعلیه قسمت ناقص آنتی ژن در موقع تزریق خون Rh مثبت شاخته شود آنتی بادی ساخته شده تمام خصوصیات Anti D را دارد و ممکن است باعث آنمی همولیتیک گردد.

سندرم Rh null: اگر تمام آنتی ژنهای موجود در سیستم Rh وجود نداشته باشند اصطلاحا به آن سندرم Rh null می گویند ژن طبیعی تنظیم کننده آنتی ژنهای Rh، x΄r است در برخی افراد یک آلل بسیار نادر به نامr    در جایگاه این ژن قرار می گیرد اگر r    به صورت هموزیگوت به ارث برسد ایجاد سندرم Rh null می کند اصطلاحا به این نوع Rh null، Regulary type Rh null  یا Rh null  تنظیمی گفته می شود برخی مواقع وجود ژن خاموش r˝ در جایگاه ژنهای Rh از تولید آنتی ژنهای Rh جلوگیری می کند و ایجاد Rh null می کند که اصطلاحا به آن Amorphic type می گویند. آنتی ژنهای Rh در ساختمان اصلی غشاء به کار رفته اند اگر این آنتی ژنها وجود نداشته باشند RBC دچار اختلال غشایی شده به صورت استوماتوسیت و اسپروسیت در می آید و فرد دچار آنمی همولیتیک می شود. نکته: آنتی ژن D بسته به ژنوتیپ آن دارای قدرت آگلوتیناسیون متفاوت است چون تعداد آنتی ژنها بسته به ژنتیک فرق می کند ضعیف ترین آنتی ژن در Du است قویترین آنتی ژن D در 2 حالت 0D0(صفر D صفر) و -D- وجود دارد در حالت اول آنتی ژنهای CEce وجود ندارد و آنتی ژن D با تعداد بیشتر در غشای RBCها وجود دارد در حالت دوم (-D-) به غیر از آنتی ژن D بقیه آنتی ژنها ی Rh حذف شده اند که اصطلاحا به آن فنوتیپ حذفی می گویند قویترین آنتی ژن D در فنوتیپ حذفی است.

پیش بینی گروه خونی فرزندان بر حسب آنتی ژن RH D:

چنانچه هر دو والدین RH+ باشند، فرزندانشان ممکن است RH+ و یا RH- شوند. چنانچه هر دو والدین RH-­ باشند، فرزندانشان RH-­ خواهند بود. چنانچه یکی از والدین RH+­ و دیگری RH- باشد، فرزندانشان RH+­ و یا RH- خواهند شد. نکته:بنابراین مثلا حتی اگر گروه خونی پدر و مادر هر دو O+ باشد ممکن است فرزندی با گروه خونی O- بدنیا آورند. اشخاص RH مثبت و RH منفی هیچکدام دارای آگلوتینین ضد D به طور طبیعی در پلاسمایشان نیستند، و آگلوتینین ضد D فقط در نزد اشخاص RH منفی در صورتی بوجود می آید که به آنها خون RH مثبت داده شده باشد. پس از یکبار انتقال خون RH مثبت، آگلوتینین ضد D در تمام طول زندگی شخص باقی خواهد ماند و این شخص دیگر نخواهد توانست خون RH مثبت دریافت کند. این موضوع فقط در مورد اشخاص RH منفی صدق میکند. افراد RH مثبت فاقد آگلوتینین ضد D در پلاسمای خود بوده، بنابراین میتوانند هم از خون منفی و هم از خون RH مثبت استفاده کنند.

RH مثبت و زنان: در مورد مردان اگر RH منفی باشند، و بر اثر اشتباه به آنها خون RH مثبت داده شود، تنها ناراحتی که پیش می آید این است که آگلوتینین ضد D در آنها تولید میشود و از این به بعد انتقال خون باید محدود به خون RH منفی گردد. در مورد زنان هرگز نباید در سنین باروری و یا جوانتر از آن آگلوتینین ضد D ایجاد شود. زیرا آگلوتینین ضد D ممکن است زن را از بدنیا آوردن نوزاد زنده محروم سازد. -1چنانچه مرد با RH مثبت با زن RH منفی صاحب فرزند شوند، جنین ممکن است RH مثبت و یا RH منفی گردد(بسته به ژنوتیپ پدر( -2 چنانچه جنین RH مثبت باشد، از آنجایی که برخی سلولهای خونی جنین میتواند از جفت عبور کرده و وارد خون مادر گردد، در خون مادر آگلوتینین ضد D تولید خواهد شد. -3 در زایمان نخست مشکلی برای نوزاد پیش نخواهد آمد. -4 در بارداری های بعدی، چنانچه نوزاد RH مثبت باشد، آنتی بادیهای ضد D موجود در خون مادر، وارد گردش خون جنین شده و گلبولهای قرمز جنین را تخریب میکند. نوزاد بدنیا آمده در این شرایط دچار "بیماری همولیتیکی نوزادان" میشود. علایم این بیماری شامل: یرقان (به علت تجمع بیلی روبین در خون)، کم خونی، عقب ماندگی ذهنی، نارسایی قلبی، اشکال در تنفس، ادم شدید کل بدن، بزرگ شدن اندازه قلب، کبد و طحال و مرگ میباشد. -5 در چنین مواقعی برای نجات زندگی نوزاد تعویض خون (یعنی تخلیه کامل خون RH مثبت از بدن نوزاد و تزریق خون RH منفی به جای آن)  انجام میگیرد. -6 با تزریق عضلانی آمپول روگام(RHOGAM) (که گاماگلوبولین ضد D میباشد) به مادر یکبار در هفته 28 م حاملگی و علاوه بر این،  چنانچه نوزاد Rh مثبت باشد 72 ساعت پس از زایمان، میتوان از بروز این اختلال جلوگیری بعمل آورد. در این حالت آنتی بادیهای ضد D قبل از آنکه در خون مادر آنتی بادی ضد D تولید شود، اقدام به نابود کردن سلولهای RH مثبت می کنند. این آمپول در مادرانی استفاده می شود که Rh منفی هستند و همسرانشان Rh مثبت دارند.     

  سازگاری گروه های خونی:   گروه خونی A:می تواند به گروه های AB و A خون اهدا کند و از گروه های خونی A و O خون دریافت کند. گروه خونی B:میتواند به گروه های AB و B خون اهدا کند و از گروه های خونی B و O خون دریافت کند. گروه خونی AB:تنها میتواند به گروه خونی AB خون اهدا کند ،ولی از تمام گروه ها ی خونی میتواند خون دریافت کند. گروه خونی O:به تمام گروه های خونی میتواند خون اهدا کند، اما فقط میتواند از گروه خونی O خون دریافت کند. نکته:گروه خونی Oاهدا کننده عمومی و گروه خونی ABگیرنده عمومی نامیده میگردند.

نکته: در مواقع اورژانس که فرصت کافی برای شناسایی گروه خونی بیمار وجود ندارد، از گروه خونی O- برای بیمار استفاده میشود.  نکته: در دریافت پلاسمای خون شرایط عکس میشود. یعنی گروه AB میتواند به تمام گروه ها پلاسما اهدا کند، اما گروه O فقط میتواند به گروه خونی O پلاسما اهدا کند.

فراورده های خونی: پس از اهدای خون، خون کامل (شامل قسمت سلولی+پلاسما) به اجزای خون تفکیک میگردند. یعنی گلبولهای قرمز، پلاکت ها، فاکتورهای انعقادی، پلاسما، آلبومین و ایمنوگلوبین ها. سپس هر کدام از این فراورده ها به بیماران بر حسب نیازشان داده میشود.مثلا گلبولهای قرمز به افرادی که در اثر آسیبها و عمل جراحی خون از دست داده اند، و یا دچار کم خونی هستند، داده میشود. و یا پلاسما عمدتا برای بیماران دچار سوختگی استفاده میگردد. بنابراین به ندرت خون کامل به بیمار تزریق میشود.

سرم چیست؟اگر خون از سیستم چرخشی خارج شود، لخته می شود. این لخته حاوی عناصر سلولی و مایع روشن زردی به نام سرم است که از ماده منعقد (لخته) جدا می شود.

  پلاسما چیست؟پلاسما مایع شفاف متمایل به زرد و نسبتاً چسبناکی است که هنگام سانتریفوژ خون، در سطح قرار می گیرد پلاسما بخش آبکی خون است و حاوی بیش از 90 درصد آب است. 10 درصد دیگر پلاسما را مواد محلول تشکیل می دهد که شامل پروتئین های پلاسما (7درصد)، نمک های غیر آلی و چندین ترکیب آلی مانند اسید های آمینه، ویتامین ها، هورمون ها ولیپوپروتئین ها (لیپید+پروتئین) است

مواد و وسایل: ضدA-ضدB-ضدD-خون-لام

روش آزمایش: ابتدا از هر یک از معرف ها یک قطره روی لام می ریزیم به هر یک از قطرات معرف یک قطره خون اضافه می کنیم

مشاهدات: ضدA:لخته نشد   ضدB:لخته نشد     ضد D:لخته شد = گروه خونی  O+

نتیجه گیری: لخته شدن خون نشان می‌دهد که خون با پادتن خاص واکنش داده است و بنابراین با خونی که آن نوع پادتن را دارد، سازگار نیست. اگر خون رسوب نکرد، می‌توان نتیجه گرفت که آن خون پادزایی را که به پادتن موجود در محلول متصل می‌شود، ندارد.

سوالات: 1-فنوتیپ گروه خونی شما چیست؟ O

2-به چه گروه هایی می توانید خون بدهید؟از چه کسانی می توانید خون بگیرید؟ دهنده ی عمومی- فقط از  O+می توانیم خون بگیریم(در متن کامل توضیح داده شده است-سازگاری گروه های خونی)

3-به چه روش هایی می توانید ژنوتیپ گروه خونی خود را مشخص کنید؟ :ooگروه خونی O روش اول از طریق گروه خونی والدین است(گروه خونی پدر و مادر من هر دو O+ است.بنابراین طبق قانون تمام فرزندانشان دارای گروه خونی O+ هستند) روش دوم از طریق PCRدر آزمایشگاه ها.پس از گرفتن خون و سانتریوفوژ کردن آن بخش های مختلف آن را جدا می کنند و معرف ها را به آن اضافه میکنند و ژنوتیپ را مشخص می کنند.

4

-چه پادتن هایی سبب آگلوتینه شدن خون شما شد؟ ضد D لخته ایجاد کرد

5-از گروه خونی RH  چه می دانید؟ در متن کامل توضیح داده شده است. سیستم (RHESUS) و یا فاکتور RH

6-در سرم خون افراد زیر چه آنتی ژن و چه پادتن هایی وجود دارد؟در کدامیک تزریق خون مرگبار است؟ -گروه خونیA:آنتی ژن A-پادتن B -فردی با گروه خونی Bکه به وی گروه خونی ABتزریق کرده باشند: گروه خونی B:آنتی ژن B- پادتنB = فقط از گروه خونی OوB می توانند خون بگیرند.چون گروه خونیAB دارای : گروه خونی A,B:آنتی ژن AB - پادتن ندارد -فردی با گروه خونی ABکه به وی گروه خونی Aتزریق کرده باشند: گروه خونیAB:آنتی ژن AوB- پادتن ندارد =از تمام گروه های خونی می توانند خون دریافت کنند. -فردی با گروه خونی Oکه به وی گروه خونی Bتزریق کرده باشند:مرگبار گروه خونیO:آنتی ژن ندارد- پادتنBو A = فقط از گروه خونی O می توانند خون بگیرند.چون گروه خونی های دیگر آنتی ژن دارند که برای گروه O ایجاد لخته میکند.

7-مردی با گروه خونی ABفرزندی با گروه خونی A دارد.همسرش چه گروه خونی دارد؟ 3احتمال برای همسر وجود دارد: AA-AO-OO ترکیب 3احتمال فوق با AB= A

+ نوشته شده در  جمعه پنجم آبان 1391ساعت 16:47  توسط شیدا محمدی | 

مقدمه:

در سال 1949 دو دانشمند به نام بار و برتروم مشاهده نمودند سلول های عصبی در گربه های ماده دارای یک جسم رنگ پذیر و متراکم و تیره رنگی است در صورتی است که این جسم متراکم در گربه های نر وجود ندارد و به این جسم جسم بار گفته شداسم دیگر آن بار بادی می باشد در سال 1959 داشمندی به نام ohino  مطالعات بیشتری انجام دادو مطالعات خود را بروی انسان نیز انجام داد از سلول های مخاط دهانی و ای تلیوم و مایع آمینیوتیک انسان استفاده کرد مشاهده کرد در سلول های سوماتیک خانم ها به میزان یک عدد وجود دارد ولی اقایان ندارداو ریخت کرو موزوم های مختلف را بررسی کرد و فرمولی را بدست آورد  b=N-1  جسم میله ای کروی محدب دنباله دار به طول یک میکرو متر

جسم بار: كروموزومX ی را می توان در سلول های ماده كه تقسیم نمی شوند ، مشاهده كرد به صورت توده ای تیره به غشاء هسته سلول چسبیده است و كروماتین جنسی و جسم بار خوانده می شود. جسم بار یكی از كروموزوم های X است كه به طور غیر فعال در كنار هسته معمولی قرار دارد. تعداد كروماتین جنسی برابر تعداد كروموزوم X جنسی موجود در سلول های nx-۱ است.

كروماتین جنسی (جسم بار) : در اكثر سلول های اینترفازی زنان سالم ، جسم كوچك و رنگ پذیری در مجاورت غشای هسته وجود دارد كه در اصطلاح سیتولوژی به آن كروماتین جنسی یا به نام كاشف آن جسم Barr می گویند. تحقیقات بعدی ثابت كردند كه جسم بار غیر از یكی از دو كروموزوم جنسی X چیز دیگری نیست . بنابراین در زنانی كه تنها یك كروموزوم جنسی دارند و در مردان طبیعی كه یك كروموزوم X وجود دارد ، جسم بار دیده نمی شود.بنابراین در زنان مبتلا به سیندرم ترنر(XO ) كروماتین جنسی نیست و یا در زنان با وضعیت كروموزومی XXX دو كروماتین جنسی دیده می شود . جالب آن كه مردان با فرمول كروموزومی XXY (كلاین فلتر) نیز یك كروماتین جنسی دارند.

كروماتین Y (جسم Y) : اگر سلول های اینترفازی مردان را با كیناكرین خردل و یا كیناكرین دی هیدروكلراید رنگ آمیزی و با میكروسكوپ فلورسانس مشاهده كنیم ، در هسته ی سلول های آن ها جسم روشن و درخشانی را كه همان كروموزوم Y باشد خواهیم دید. از این مسئله مانند حالت قبل برای تشخیص مردانی كه از نظر كروموزوم Y اختلال داشته باشند (مانند XYY )استفاده می شود.

در مگس سرکه، فعالیت متابولیسمی تک کروموزوم x حشره نر بالاتر از فعالیت دو کروموزوم x ماده است تا قادر باشد خود را با فعالیت دو x ماده منطبق کند ولی در انسان برخلاف مگس سرکه، فعالیت متابولیسمی کروموزوم x ماده کاهش می یابد تا امکان تطبیق آن با تک کروموزوم x نر فراهم شود و این عمل با غیر فعال شدن یکی از دو کروموزوم x ماده ها انجام می شود. در انسان یکی از دو کروموزوم x فرد ماده غیر فعال شده و تبدیل به جسم بار می شود.

جسم بار (کروماتین جنسی) جسمی کروی است که در هسته سلولی پستانداران ماده مشاهده شده است. بهترین سلول هایی که می توان از آنها برای مشاهده جسم بار استفاده کرد؛ سلول های بافت پوششی مخاط دهان است که با جداسازی لایه ای از مخاط سقف دهان و رنگ آمیزی آن می توان جسم یا اجسام بار سلول را زیر میکروسکوپ مشاهده نمود.

* به فرد دارای جسم بار، کروماتین مثبت و فرد فاقد جسم بار را کروماتین منفی می نامند.

تمام کروموزوم های x به غیر از یکی از آنها به کروماتین جنسی تبدیل می شوند. بنابراین اگر مردی دارای دو کروموزوم x باشد؛ یکی از این دو کروموزوم x غیرفعال می شود و در زنان ترنر (زنانی که تنها یک x دارند و به صورت xo هستند)؛ جسم بار تشکیل نمی شود.

دوره تشکیل جسم بار، از ابتدا تا انتهای مرحله اینترفاز است و هنگام تقسیم های سلولی، مجدداً هر دو کروموزوم x مشاهده می شوند. بنابراین انتظار می رود که از تعداد مشخصی سلول جدا شده از سقف دهان یک فرد ماده نرمال، در بیشتر آنها (و نه همه آنها) جسم بار مشاهده شود.

با توجه به مطالب ذکر شده، تفاوتی که بین زنان ترنر (xo) و زنان طبیعی با یک x غیر فعال (یک عدد جسم بار) وجود دارد این است که زنان ترنر، نازا و دارای اختلالات رفتاری هستند ولی دارا بودن جسم بار در زنان نرمال، این عوارض را به دنبال ندارد. در زنان طبیعی هنگام تشکیل جسم بار، تنها بازوی بلند کروموزوم x است که غیر فعال می شود ولی قسمت عمده ی بازوی کوتاه کروموزوم x همچنان فعال است که این بازوی کوتاه حامل چندین ژن اساسی و مهم است که حضور فعالانه این ژن ها بر روی هر دو کروموزوم، برای رشد و نمو طبیعی و بروز برخی ویژگی های زنان لازم است. در زنان ترنر (xo) به دلیل این که یک کروموزوم x را به طور کلی ندارند؛ وجود ژن های مذکور بر روی بازوی کوتاه یک کروموزوم x آنها، برای بروز صفات مذکور کفایت نمی کند.

کروموزوم Y :

1- ژن هایی که بین این کروموزوم و کروموزوم X مشترک هستن و در ناحیه ای قرار دارن که Pseudoautosomal نامیده میشه و حتی میتونه بین این ژن ها و ناحیه ی مشابه روی کروموزوم X نوترکیبی کراسینگ اووراتفاق بیفته.

2- ژن هایی که خاص این کروموزوم و افراد نر هستن.

همه می دونیم که در پستانداران افراد ماده دارای دو کروموزوم X و افراد نر یک کروموزوم X و یک کروموزوم Y دارن که کروموزوم Y تعداد خیلی کمی ژن داره پس افراد نر فقط یک نسخه از خیلی از ژن هایی رو که روی کروموزوم X قرار داره، دارن (به استثنای ژن های ناحیه ی Pseudoautosomal) و میدونیم تغییر در تعداد نسخه های یک ژن چه اثراتی میتونه داشته باشه، نمونش سندروم تری زومی 21 که اضافه بودن یه کروموزوم 21 کوچولو  چه اثراتی داره پس این مشکل چه طور حل شده؟

در پستانداران غیر فعال شدن یک کروموزم X در افراد ماده این مشکل رو حل میکنه، یعنی باعث میشه افراد ماده هم از این ژن ها فقط یه نسخه داشته باشن.

 مکانیسم غیر فعال شدن:

غیرفعال شدن کروموزوم X به دلیل هتروکروماتینه شدن اونه و هتروکروماتینه شدن از ناحیه ای روی کروموزوم X به نام ناحیه ی XIC (X-Inactivation Center) l که شامل ژنی به نام XIST (X-Inactive Specific Transcript)l هستش شروع میشه و از دو طرف به سمت تلومر ها ادامه پیدا میکنه، به این صورت که در اثر رونویسی از XIST یکسری RNA تولید میشه که با پوشاندن کروموزوم X و همچنین جذب هیستون ها به این ناحیه باعث شروع و ادامه ی هتروکروماتینه میشن و یه نکته این که این ژن از جمله ژن هاییه که خودش غیر فعال نمیشه.

پس با غیرفعال شدن ژن هایی از کروموزوم X که روی کروموزوم Y نیست تعادل بین دو جنس برقرار میشه. اما  چند نکته:

1- غیر فعال شدن کروموزوم X در دوازده روزگی جنین شروع میشه یعنی زمانی که سلول تخم چندین تقسیم انجام داده و جالب این که غیرفعال شدن به صورت تصادفی صورت میگیره، یعنی تو یه سلول مثلا کروموزوم X پدری با ژن های خاص خودش غیرفعال میشه و تو یه سلول دیگه کروموزوم X مادری با ژن های خاص خودش. با این که اصلا دوست ندارم بنویسم ولی برای درک بهتر موضوع تصور کنین ژن تعیین کننده ی رنگ چشم در انسان روی کروموزوم X و در ناحیه ای که غیرفعال میشه قرار داشت. اون وقت اگه الل های روی دو کروموزوم X مشابه نبودن و غیر فعال شدن به صورت تصادفی صورت می گرفت احتمال داشت چشم های افراد ماده دو رنگ بشه (یکی یه رنگ اون یکی یه رنگ دیگه). بنابراین افراد ماده از نظر صفات روی کروموزوم X حالت موزاییک رو نشون میدن و یه مثال واقعی در این مورد آنزیم گلوکوز 6 فسفات دهیدروژنازه که اللش روی کروموزوم X قرار داره و اگه این آنزیم از افراد ماده ی هتروزیگوت استخراج و کروماتوگرافی بشه دو باند روی ژل آشکار میشه و این یعنی تولید دو نوع آنزیم مختلف در بدن این افراد.

2- در انسان و پستانداران همیشه یک کروموزوم X در سلول فعال باقی می مونه. یعنی حتی اگه فردی 3 تا کروموزوم X داشته باشه دو تاش غیر فعال میشه و یکی فعال.

سوال:

چرا افرادی که تعداد کروموزوم های جنسی غیرعادی دارن مثل XO که ماده های ترنر هستن یا XXY که نر های کلاین فلتر هستن غیر عادی هستن؟ خوب بالاخره تو همشون فقط یه کروموزوم X فعال وجود داره

1- اولا  همه ی ژن های کروموزوم X غیرفعال نمیشن و ژن هایی که با ژن های ناحیه ی Pseudoautosomal کروموزوم Y مشترک هستن فعال باقی می مونن و می تونن باعث غیرعادی شدن بشن.

2-  غیرفعال شدن در دوازده روزگی جنین اتفاق می افته و تا اون زمان این ژن ها فعالند و می تونن اثرات نامطلوب رو در همون زمان روی جنین بزارن.

مواد و وسایل مورد نیاز:

محلول سالین-استواورسئین-اتانول-تولوئیدن بلو-گزیلول و اتانول-لام لامل

مراحل انجام آزمایش :

.                   با  محلول سالین، دهان را ضد عفونی می کنیم تا باکتری های دهان، در مشاهدات تأثیر منفی نگذارند.

2.                   با پشت یک لامل، از لپ دهان نمونه برداری کرده و نمونه را به یک لام تمیز منتقل می کنیم.

4.                   با دو قطره محلول رنگی استواورسئین و به مدت 10 دقیقه، نمونه را رنگ آمیزی می نماییم.

نمونه رنگ شده روی لام را شستشو می دهیم تا رنگ اضافی روی نمونه باقی نماند.و خشک می کنیم.اتانول 95درصد به آن اضافه می کنیم سپس خشک کرد.

 

6.                   لامل را روی لام محتوی نمونه قرار داده و زیر میکروسکوپ مشاهده می کنیم.

 

اااانتظار می رود که در زنان نرمال یک جسم بار مشاهده شود و مشاهده جسم بار در مردان نرمال مورد انتظار نیست. با این وجود مشاهده جسم بار در مردان به طور قطع منتفی نیست و در بعضی حالات خاص اختلالات کروموزومی، ممکن است که یک فرد نر هم دارای جسم بار باشد. همان طور که ممکن است زنی جسم بار نداشته باشد (مانند یک زن ترنر).

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه پنجم آبان 1391ساعت 16:42  توسط شیدا محمدی | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
سعی بر آن دارم در این وبلاگ محیطی دوستانه برای ارائه ی گزارش کار فراهم آورم
لحظات خوشی را برایتان آرزومندم

نوشته های پیشین
فروردین 1393
اسفند 1392
بهمن 1392
دی 1392
آذر 1392
آبان 1392
شهریور 1392
مرداد 1392
تیر 1392
خرداد 1392
اردیبهشت 1392
فروردین 1392
اسفند 1391
دی 1391
آذر 1391
آبان 1391
مهر 1391
شهریور 1391
اردیبهشت 1391
فروردین 1391
اسفند 1390
آرشیو موضوعی
گزارش کار جانور شناسی
آزمایشگاه شیمی آلی
ایمیل و روش استفاده از آن
آزمایشگاه زیست سلولی
آزمایشگاه فیزیولوژی گیاهی
آزمایشگاه شیمی عمومی 2
آزمایشگاه میکروبیولوژی1
آزمایشگاه میکروبیولوژی 2
آزمایشگاه ژنتیک 1
آزمایشگاه بیوشیمی 2
آزمایشگاه فیزیولوژی جانوری
میکروبیولوژِی
قارچ شناسی
دانستنی ها
آزمایشگاه ژنتیک 2
آزمایشگاه پروتوزئولوژی
آزمایشگاه میکروبیولوژی محیطی
مقاله به همراه ترجمه
آزمایشگاه هماتولوژی
آزمایشگاه باکتری شناس 2
آزمایشگاه ایمونولوژی
مایکوباکتریوم
ورمی کمپوست
برچسب‌ها
گزارش کار جانور شناسی (1)
پیوندها
گیاه پزشکی و گیاهان دارویی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

ام سی آی فایو؛ باشگاه بزرگ فروشندگان ایرانی